fa
Feedback
شب‌های عربی

شب‌های عربی

رفتن به کانال در Telegram

گشت‌وگذاری در جهان عرب؛ موسیقی، سیاست و فرهنگ @IRAJ_SHARIF

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
951
مشترکین
-224 ساعت
+177 روز
+2630 روز
آرشیو پست ها
#متداول صورة تجمع #سلاف_فواخرجي مع #ماهر_الاسد داخل مطعم في موسكو،،!!
#متداول صورة تجمع #سلاف_فواخرجي مع #ماهر_الاسد داخل مطعم في موسكو،،!!

در این پست یک سهو کردم. آن قسمتی که درباره بایکوت و فرار و کنسل شدن هنرمندان سوری نوشتم، درباره افرادی خارج از این تصویر بود. ولی کم‌دقتی کردم و تفکیک نکردم. یکی از دوستان سوری درباره این عکس توضیح مختصر و جالبی داده است:
في فكرة بدي وضحا انو اغلب الوسط الفني و منهن موجودين بالصورة كانو ياخدو موقف رمادي او ما يحكو اساسا رأين السياسي بتواجدن الاعلامي ( ممكن خوفا من النظام و ممكن البعض منهم خوفا من رد فعل الجمهور و الشعب ) لان التأييد رح يخلي الشعب يحارب الممثل نوعا ما و يخسر شعبيتو و المعارضة كانت بتكلف الممثل قرار الهجرة الدائمة عن البلد و الملاحقة و التشبيح و و ، هي الصورة انحكى عنها كتير و تعرضو الفنانين هدول لمساءلة عن حيثياتها و كتير انحكى فيها ( اتوقع اخذت بالفترة القليلة قبل التحرير وقت كان عم يتم تعويم بشار من قبل دول الخليج الامارات تحديدا ) بس ما خسرو هدول شعبيتن بعد السقوط ابدا ( يعني ما شرط كانو مدعومين متل باسم ياخور و سلاف فواخرجي مثلا ، الصورة استعملها بشار لتلطيف صورتو )، تيم حسن و محمود نصر كل سنة عم يزدادو شهرة و شعبية اكتر بشكل مخيف مع التحفظ عن ادائن الفني الي ما بيستهويني يعني رشا شربتجي اعمالها دائما دائما بالتوب ون بالسباق الرمضاني سوزان نجم الدين تمت كنسلتها بامتياز لان كانت صاحبة اكبر و اوقح تكويعة و كانت مدافعة شرسة و وقحة بطريقة مستفزة عن النظام و جرائمو برايي بسام كوسا و عباس النوري شخصيات تحترم جدا و هنن قامات مهمة بالتلفزيون السوري
ترجمه: یک ایده‌ای دارم که می‌خوام روشن کنم، اینکه بیشتر هنرمندان سوری (که تعدادی‌شون در این عکس حضور دارند) یا موضعی خاکستری می‌گرفتند، یا اصلاً نظر سیاسی‌شان را علنی بیان نمی‌کردند (شاید از ترس نظام، و شاید هم از ترس واکنش مردم و جامعه)، چون اگر از نظام حمایت می‌کردند، محبوبیت‌ مردمی‌شان را از دست می‌دادند؛ و اگر مخالفت می‌کردند، هزینه‌اش برای بازیگر، مهاجرت و قرار تعقیب و غیره بود. در مورد این عکس خیلی بحث شده، و این هنرمندان دربارهٔ جزئیات آن مورد پرسش قرار گرفتند و کلی درباره‌اش صحبت شد (گمان می‌کنم این عکس مربوط به دورهٔ کوتاهی درست پیش از سقوط نظام باشد، وقتی که بشار توسط کشورهای حاشیهٔ خلیج - به‌ویژه امارات - داشت عادی‌سازی می‌شد) ولی این افراد (داخل عکس) بعد از سقوط نظام، هیچ‌چیز از محبوبیت‌شان کم نشد (چون به استثنای باسم یاخور یا سلاف فواخرجی که مورد حمایت مستقیم نظام بودند؛ اساسا این بشار بود که از این عکس برای تلطيف چهره خودش استفاده کرد). #تيم_حسن و #محمود_نصر هر سال به طرز ترسناکی محبوب‌تر و پرطرفدارتر می‌شوند، هرچند من از کار هنریِ آن‌ها خوشم نمی‌آید. آثار #رشا_شربتجي همواره در صدر پربیننده‌ترین‌های رمضانی قرار دارند. #سوزان_نجم_الدین به‌طور کامل کنسل شد، چون بزرگ‌ترین و بی‌پرواترین چاپلوسي را داشت و مدافعی سرسخت و گستاخ برای نظام و جنایت‌هایش بود. به‌نظر من، #بسام_کوسا و #عباس_نوري شخصیت‌هایی بسیار قابل‌احترام هستند و چهره‌های مهمی در تلویزیون سوریه به‌شمار می‌روند. #سوریه #بشار_اسد #درام_عربی @arabian_nights_101

جناب محمدهادی زاهد غروی در نقد این یادداشت چنین نوشتند:
درست است که عراقِ جدید در فاصله ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۱ شکل گرفت. ولی عمر دولت مدرن عراق تقریباً با عمر یکی از این آیت‌الله‌های ایرانی، یکی است. انگلستان، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، سه ولایت عثمانیِ بصره، بغداد و موصل را در چارچوب یک کشور جدید قرار داد و در سال ۱۹۲۱ فیصل، پسر شریف حسینِ حجاز، را به پادشاهی عراق رساند. از سوی دیگر از زمانی بسیار کهن، ایران فقط یک حکومت موقت یا مرزبندی اداری نبود؛ یک تصور تاریخی و فرهنگی از «ایران» وجود داشت. این تصور در دوره ساسانی به صورت سیاسی و نهادی بسیار روشن شد: ایران و ایرانشهر، شاهنشاهی، شاه و پیوند دین و دولت. دست‌کم از دوره ساسانی، یعنی از ۲۲۴ میلادی، برای «ایران» به‌عنوان «یک واحد سیاسی و فرهنگی»، شواهد مادی و مکتوب روشن داریم: کتیبه، عنوان شاهان و سکه. اردشیر بابکان خود را «شاهنشاه ایران» می‌خواند و اصطلاح ایرانشهر نیز در منابع و کتیبه‌های ساسانی ثبت شده است. اما ایران را دارای «نخبگان اصیل و مستقل» و عراق را فاقد آنها معرفی کردن، ادعای تاریخی صحیحی نیست. عراق در قرن بیستم متفکران، روشنفکران و شاعران مهمی مانند علی الوردی، محمدمهدی الجواهری و هادی العلوی داشته است. می‌توان با آنها موافق یا مخالف بود، اما حذف آنها از تاریخ فکری عراق نادرست است. البته تاثیر نویسندگانی چون سید قطب بر فضای روشنفکری ایران را نیز نباید نادیده انگاشت. مارکسیسم، ناصریسم، بعثیسم و ملی‌گرایی عربی در عراق، صرفاً کالاهای وارداتی نبودند؛ بلکه در عراق با شرایط اجتماعی، قومی، مذهبی و سیاسی بومی، ترکیب و بازتفسیر شدند. حتی بعث عراقی در نهایت قرائت خاص خود را پیدا کرد. و اینکه از آقاخان کرمانی تا شریعتی و طالقانی یک خط مستقیم «هویت ملی و بازگشت به پیشینه پیشااسلامی» ترسیم کنیم، از نظر فکری دقیق نیست. مثلاً پروژه فکری شریعتی اساساً ترکیبی پیچیده از تشیع، ضدسلطه، اگزیستانسیالیسم، سوسیالیسم و بازخوانی تاریخ اسلام بود.
از مشارکت و مساهمت ایشان ممنونم. #عراق #چپ #ایران #عثمانی #علی_شریعتی @arabian_nights_101

اگر به زبان‌شناسی علاقه دارید دو چنل زیر رو توصیه می‌کنم:

Repost from تاریخیسم
🦁 به نام ایزد یکتا 🦁 ⚜️بیاییم تاریخ را بهتر بشناسیم⚜️ 👑وظیفۀ مورخ زنده کردن مردگان است.👑 به همین کوتاهی و مختصری! 💠 🕊Jo
🦁 به نام ایزد یکتا 🦁 ⚜️بیاییم تاریخ را بهتر بشناسیم⚜️ 👑وظیفۀ مورخ زنده کردن مردگان است.👑 به همین کوتاهی و مختصری! 💠 🕊Join Us Channel : 🦁 @Tarikhism 🦁

دوستان! به عنوان کسی که سال‌ها در سوشال مدیای عربی حضور دارد؛ این را با قاطعیت به شما می‌گویم:
عموم عرب‌ها در خصوص «مسئله زنان» از عقب‌مانده‌ترین ملت‌های دنیا هستند.
برای این حرفم نیز از کسی عذرخواهی نمی‌کنم. ملت‌های عرب، نه تنها از پدید آوردن جنبش مبارکی مانند «زن زندگی آزادی» عاجزند؛ بلکه حتی از چند کیلومتری آن نیز نمی‌توانند رد شوند. ممکن است یک نخبه فرهنگی عرب را ببینید که دموکرات و سکولار و حامی ارزش‌های غربی مدرن است؛ ولی ناگهان به قضیه زنان که می‌رسد، ادبیات و نوع نگاهش، هم‌سطح بیابان‌گردهای قرن ۴ قبل میلاد می‌شود. سطح تمدن یک ملت، قبل هر چیز، با نوع رفتارش با زنانش تعیین می‌شود. تمام. @arabian_nights_101

لبنان تکه‌تکه در سال ۲۰۵۰ یک وب‌سایت لبنانی به نام «درج» در سال ۲۰۲۰ سلسله مقالاتی منتشر کرد که واقعا جالب توجه است. این اثر کاملا تخیلی و ساختگی است و نویسنده حقیقی‌اش سعی دارد از خلال این اثر فانتزی، عاقبت اختلافات و گسست‌های اجتماعی شدید در لبنان را نشان دهد. راوی‌اش این مقالات یک روزنامه‌نگاری آمریکایی-لبنانی به نام مارک دبّوسی است (یک اسم جعلی) که ادعا می‌کند در سال ۲۰۵۰ کتابی در نیویورک نوشته و وضعیت لبنان را ده سال بعد از فروپاشی‌اش توصیف می‌کند. داستان از این قرار است: لبنان واحد و یک‌پارچه تا سال ۲۰۴۰ وجود داشت. در آن سال با توافقی به نام «توافق فجیره» رسماً منحل شد و به چندین جمهوری و امارت جداگانه بر اساس خطوط طائفه‌ای تقسیم گردید. راوی وارد هر کدام از این واحدها می‌شود و زندگی روزمره‌شان را گزارش می‌کند.
جمهوری جبل لبنان مسیحی مرکزش جونیة است. سه مشکل اصلی دارد: اول: درگیری با گروه‌های غیر مسیحی داخل قلمرو خودش. دروزی‌های جدایی‌طلب و مسلمانانی که از پاکسازی قومی که حزب مسیحی افراطی انجام می‌دهد، شکایت دارند. دوم: جنگ داخلی مسیحی‌ها با هم. سوم: مناطق مرزی بلاتکلیف. در این جمهوری، وضع اقتصادی خراب است. فرودگاه باز نمی‌شود، دشت‌ها از دست رفته‌اند، سرمایه‌گذار خارجی نمی‌آید و گروهی تشکیل شده تا مردم را برای کار ارزان به فیلیپین و آفریقا بفرستد. مذاکرات اتحاد صیدا و جزین صیدا (سنی) و جزین (مسیحی) می‌خواستند با هم یکی شوند. مذاکرات سه دور طول کشید و شکست خورد. طرف جزینی شرط گذاشت که صیداوی‌ها حق خرید زمین در جزین نداشته باشند. طرف صیداوی گفت این با وحدت جور درنمی‌آید. بحث به نام دولت جدید کشید. صیداوی‌ها اسم «جمهوری صیدا» را پیشنهاد دادند و جزینی‌ها آن را رد کردند. وقتی از تاریخ باستانی صیدا حرف زده شد، طرف مقابل گفت آن تاریخ قبل از اسلام بوده. در نهایت کار به توهین به شیرینی‌جات طرف مقابل کشید و مذاکره تمام شد. امارت بقاع غربی امارتی بدون امیر. شورای ده‌نفره از نمایندگان طوایف آن را اداره می‌کند. اولین تصمیم‌ها: ممنوعیت سفر به خارج و محدودیت زادوولد به دو بچه برای حفظ توازن جمعیتی. نماینده ارتدوکس پیشنهاد داد ماشین جوجه‌کشی از روسیه بیاورند که بچه‌های ارتدوکس با علامت صلیب به دنیا بیایند. نماینده سنی گفت سنی از مصر و پاکستان وارد کنند. نماینده درزی پیشنهاد پادشاهی درزی جداگانه داد. در نهایت کار به خرید ربات‌های جنگی آمریکایی رسید. حالا مردم از ربات‌ها حرف می‌زنند که روستای طرف مقابل را بمباران کنند. بعضی‌ها اسم بچه‌های تازه‌متولد را روبوت و روبوتة گذاشته‌اند و مسابقه بوکس بین ربات‌های طوایف مختلف برگزار می‌شود. جمهوری ضاحیه جنوبی درگیری شدید بین شیعیان جنوبی و بقاعی. بقاعی‌ها از تبعیض شکایت دارند و بعضی‌شان حرف از مسلح شدن برای آزادسازی فلسطین می‌زنند؛ چیزی که جنوبی‌ها عجیب می‌دانند چون حالا با اسرائیل روابط دوستانه دارند. در میان این آشفتگی رهبری ظهور کرده که او را «روح الحق» و «کامپیوتر الهی» می‌نامند. ادعا می‌کنند فرشته جبرئیل کامپیوتری در سرش کار گذاشته. هدفش این است که همه را یک نفر کند: لباس یکسان، فکر یکسان. روش درمانش سه مرحله دارد: نور روی سر، سیلی به صورت، و پاشیدن مایع جادویی ساخته‌شده از عرق خودش. جمهوری بیروت دیگر بندر ندارد. رئیس‌جمهورش را حاکم فجیره منصوب می‌کند. شهر به محله‌های طائفه‌ای تقسیم شده و ورود افراد طایفه دیگر نیاز به مجوز دارد. تعداد احزاب از تعداد طوایف خیلی بیشتر است. بعضی خانواده‌ها با چهل نفر خود را «عشیره» می‌نامند. حتی بر سر یک غذای محلی دو حزب جداگانه تشکیل شده. دانشگاه آمریکایی بیروت به دانشگاه قاهره فروخته شده و حالا زیر شعار «اصالت و تجدد» پروژه شبیه‌سازی گوسفند برای سیر کردن فقرا راه انداخته‌اند. رئیس‌جمهور هم می‌گوید احترام به پدر و مادر تنها راه توسعه اقتصادی است.
ایده اصلی نویسنده گمنام این مقالات این است که اگر منطق طائفه‌ای فعلی لبنان تا انتها پیش برود، در آینده‌ای نزدیک به چنین واحدهای کوچکی می‌رسد که حتی بر سر نوع غذا و شیرینی‌جات، خرید زمین، تعداد بچه و اسم یک غذا نیز با هم می‌جنگند. #لبنان #بقاع #صيدا #ضاحية #بيروت @arabian_nights_101

#سوریه #جودي_شاهين @arabian_nights_101

+1
این دختر #هبة_سليمان هم از شرکت‌کنندگان the voice بود که نتوانست به فینال صعود کند. امیدوارم از صحنه موسیقی سوریه غایب نشود. #سوریه #هبة_سليمان #موزیک_عربی @arabian_nights_101

قال عليه السلام: ما أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيئاً، إِلاَّ ظَهَرَ في فَلَتَاتِ لِسانِهِ

زودتر عضو شوید

در کل فصل، پدر جودی شاهین که داخل تماشاگران دیده می‌شود، با ذوق و شوق و هیجان همراه دخترش بود. پدرش به تنهایی یکی از جذابیت‌های برنامه بود. پدر، اولین و آخرین و کافی‌ترین حامی برای آدم است. بقیه نهایتاً بوقچی حساب بشوند.

+1

👆👆👆