Survivor guilt
رفتن به کانال در Telegram
143
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-177 روز
-8930 روز
آرشیو پست ها
صبح که بیدار شدم، غمِ این شبها رو از من گرفته باشی و دردی توی قفسه سینهم نپیچه. خدای من.
از میزان علاقهی مادربزرگم به نوههای پسرش در این حد بگم که وقتی پرسید حالِ داداشت چطوره و گفتم حالش از منم خیلی خیلی بهتره و کِیفش کوکه، برگشت گفت: «گوه میخوری.»
