[پــاروْ شکستـه]
رفتن به کانال در Telegram
[پاروْ شکستگانیم]، ای باد شُرطه برخیز.. _________________________________
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
562
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-4830 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+14
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+14
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '26
+402
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+481
در 3 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | 0 | |||
| 10 اکتبر | 0 | |||
| 09 اکتبر | +2 | |||
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | +2 | |||
| 06 اکتبر | +2 | |||
| 05 اکتبر | +3 | |||
| 04 اکتبر | +3 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | +1 | |||
| 01 اکتبر | +1 |
پستهای کانال
| 2 | 🕊 | 1 |
| 3 | من گمان میکنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماریاش همین بود.
_ داستایفسکی | 45 |
| 4 | خلاصه اینکه قرار نیست همیشه کارهایی که
انجام میدهیم را دوست داشته باشیم..
خیلی وقتها ناچاریم کاری را انجام بدهیم که
حتی از انجامش تنفر داریم.
و این قانون زندگی ست.. | 87 |
| 5 | وقتی احتياج وادارمان کند،
با آدمهای منفـور نيز ناچـاريم روابطی برقرار کنيـم.
_ قمارباز
_ داستایفسکی | 86 |
| 6 | هیچکس اندوهی را از دلم در نیاورد؛
من همیشه تک و تنها، در گوشه کناری
همه را بخشیدم.
_ نیلگون مارمارا | 129 |
| 7 | دوباره برنگرد
سمت چیزی که خدا تازه ازش نجاتت داده.
_ 365 روز شکرگزاری
_ آکیرا | 136 |
| 8 | اندکی آرام شدن میخواهم..
همین. | 169 |
| 9 | و زندگی به من آموخت که
هر کسی لایق کمک کردن نیست؛
اول بشناس، بعد کمک کن.
زیرا که قدر نشناسها بسیارند
و پشیمانت میکنند از قدمهایی که برایشان برداشتی. | 188 |
| 10 | پیام صوتی | 184 |
| 11 | اگر انسانی خود را کوچک کند،
هر بلایی سرش بیاید حقش است.
_ جوان خام
_ داستایوفسکی | 180 |
| 12 | گریزان از جمع
غمگین از تنهایی
تناقضِ تلخی ست
خیلی تلخ. | 216 |
| 13 | فهمیدم که بله
نباید در اوج کلافگی تصمیمی هرچند کوچک بگیرم.. | 213 |
| 14 | مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست..
_ وحشی بافقی | 210 |
| 15 | مغزم درد میکند
خیلی هم درد میکند..
کاش قاصدک میبودم..
رها، آزاد، بیدرد و سبکبار. | 223 |
| 16 | از همان صبح بار غم عجیبی
بر دلم افتاده بود که آزارم میداد.
ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم.
میدیدم که همه مرا وا میگذارند و از من دوری میجویند.
_ شبهای روشن
_ داستایفسکی | 235 |
| 17 | پیام صوتی | 248 |
| 18 | غیر اجتماعی بودنِ نسبیِ من
میتواند به مردمگریزی تعبیر شود؛
مشخصهای که البته نشانهٔ عقل سلیمی ست
که تنهایی و خلوت با خودش و کتابهایش را به معاشرتهای بیهوده و گفتوگوهای پوچ ترجیح میدهد.
_ تنگنا
_ لئانید آندرییف | 299 |
| 19 | خیاط من تنها کسی است که معقول رفتار میکند؛
او با هر بار دیدنم، مرا اندازه میگیرد. اما دیگران با همان اندازههای قدیم به سراغم میآیند و انتظار دارند من همان اندازه مانده باشم.
_ جورج برنارد شاو | 313 |
| 20 | حال که فکرش را میکنم
آدمی آخر شبها حوصله نصیحت شنیدن را ندارد،
بلکه درک شدن را دوست میدارد..
و چقدر خوب است که انسان بعد از یک روز پر درد،
با حرفهای یک آدمِ امن
حتی شده اندکی تسکین یابد.. | 338 |
