874
مشترکین
-424 ساعت
+687 روز
+32830 روز
آرشیو پست ها
874
⚜ کد های ماهواره ای به راحتی در دسترس همه گیرنده ها هستن و ساخت سیگنال های اسپوف دقیقی که اختلاف کمی با داده های قبلی داشته باشن و موشک رو به موقعیت هدف جعلی بکشونن،بر روی کد های غیر رمز گذاری شده، به راحتی امکان پذیره،ولی برای یه اسپوف موفق روی گیرنده ای نظامی که از کد نظامی استفاده میکنه،نیاز به شکستن قفل کد ها،ایجاد تغییرات و سپس فرستادن سیگنال های جعلی اسپوف به گیرنده داره و با افزایش فاصله اخلالگر و گیرنده،پیچیده تر هم میشه!
برای دسترسی به رمز نگاری و قابلیت decode کردن کد های رمز نگاری شده نظامی،مجوزش توسط کشور صاحب امتیاز شبکه ماهواره ای(مثل آمریکا،روسیه و چین) صادر میشه و در صورتی کشور مقابل به این قابلیت دسترسی نداشته باشه،فرآیند اسپوف سخت تر و کم اثر تر میشه.
علاوه بر رمز نگاری،تفاوت نرخ اپدیت گیرنده ها و زمان تاخیر بین محاسبات موقعیت های متوالی،روی کد های غیر نظامی و نظامی،تاثیر مستقیم روی مقاومت به جمینگ گیرنده داره.
💠 البته تفاوت مقاومت اسکندر ام و کینژال ثابت میکنه که اگر چه دسترسی به کد رمز نگاری شده (مثل کد VT شبکه گلوناس) ضروریه (چون اگه نباشه حتی یه جمر کم توان متحرک هم میتونه گیرنده رو از کار بندازه و فریب بده) ولی تضمین کننده نیست.
💠 اسرائیلی ها با اشراف دقیق به ضعف های ناوبری موشک های ایرانی، تاسیسات جنگ الکترونیک گسترده و سنگینی مستقر کردن که ارتفاع عمل موثر و توان بالاتری نسبت به لیما ی اوکراینی دارن.
یکی دو سال گذشته گزارش های ترابری غیر نظامی متعددی از جم و اسپوف ناشی از انتن های با توان بالا مستقر در تاسیسات عمدتا غیر نظامی در ناوبری کشتی ها و هواپیما های مسافربری حتی در فواصل بالا از اسرائیل منتشر شده.برد و تراکم این سیستم ها در کنار ضعف ناوبری و فاز ترمینال زمان بر ( مانور متعدد و زاویه ورود به جو با شیب ملایم) موشک ها به پدافند اسرائیل توان منحرف کردن حدود نیمی از موشک ها به فضای خالی و کاهش حداکثری خسارت سایر موشک ها در صورت عبور از پدافند موشکی،با افزایش شدید خطای ناوبری رو میده. P10
874
⚜ نوامبر سال گذشته میلادی گزارشاتی از فریب موشک های کینژال توسط سامانه جمینگ/اسپوفینگ لیما توسط واحد نایت واچ منتشر شد.
سیگنالهای تقلبی اسپوف شبیه سیگنال اصلی هستن، اما ممکنه است از جهات مختلفی برای فریب دادن گیرنده GNSS متفاوت باشن(دریفت فاز کد مثلا)
از اونجایی که یه گیرنده GNSS مختصات فضا زمان و سرعت رو محاسبه میکنه، یه اسپوفر میتونه گیرنده رو مجبور به محاسبه موقعیت، ارتفاع، سرعت، زمان و تاریخ اشتباه کنه.
لیما تونسته بود در ارتفاع کمتر از 20km دو انتن CRPA انتی جمینگ کینژال رو ابتدا با جمینگ از نویز پر کنه و سپس موقعیت جعلی رو به وسیله اسپوف به خورد سیستم ناوبری ماهواره ای بده و موشک رو به موقعیت جعلی و زمین خالی بکشونه.
💠 دو انتن Crpa کینژال از نوع kometa-m بوده و هر کدوم از چهار اِلمان استفاده میکنن(در مجموع هشت المان).
این انتن از نوع دو بانده و همزمان یکی از فرکانس های پایه ماهواره ای غیر نظامی(L1) شبکه های Glonass GPS - Galileo و... در کنار فرکانس نظامی کد شده(L2-G2) شبکه گلوناس استفاده میکنه.
کینژال مثل اسکندر ام در کنار سیستم کنترل سطوح کنترلی دم و سیستم کنترل بردار رانش، 6 تا جایگاه داره که معمولا دو تاشون رو انتن crpa و چهار تاشون رو فریب دهنده راداری (طعمه پدافندی) پر میکنه.
💠 روسها برای جلوگیری از اوت شدن کینژال ها:
تعداد انتن های crpa رو از دو تا انتن (8 المان) ابتدا به سه انتن( 12 المان) و سپس به چهار انتن(16 المان) افزایش دادن تا مقاومت به جمینگ رو افزایش بدن و INS بتونه چند فرکانس غیر نظامی رو همزمان داشته باشه و دیتا شون رو فیوژن کنه.
که خب تا نوامبر 2025 موثر نبوده،چون تعدادی کینژال با اختلاف زیاد خطا رفتن و CEP شون از حدود 10m رسیده به 144m!
سامانه های جنگ الکترونیک مدرن مثل لیما پوشش کاملی روی فرکانس های ماهوارهای دارن و تغییر فرکانس،تاثیر زیادی نداره.
چهار انتن جداگانه CRPA هر کدوم با 4 المان و در مجموع 16 المان،نه در تشخیص دقیق جهت جمر، نه در تعداد جمر ها،نه در بیم فورمینگ و عمق حذف جمینگ به پای یه انتن crpa واحد با 16 المان نمیرسن.
پرش بین فرکانس های غیر نظامی تاثیری روی اخلالگر های پیشرفته نداره و باید از المان های مولتی باند به جای نمونه های قدیمی دو بانده (مثل المان های kometa-m) برای دسترسی همزمان المان ها به تعداد زیادی از فرکانس های غیر نظامی و استفاده از دیتای ترکیب شده فرکانس های تمیز تر در صورت اخلال شدید روی بعضی فرکانس ها استفاده کرد.
گیرنده های kometa-m مربوط به موشک های دوران شوروی بودن،رسیور شون هم با فریم ویر مقاوم به جمینگ و اسپوفینگ (تشخیص جم/اسپوف،فیلتر اضافی،ترکیب با INS برای رد اسپوف) اپگرید نشده بود.
فضا و مساحت جایگاه های انتن ها در کینژال و اسکندر ام ثابته و نمیشه تعداد المان های kometa-m رو زیاد کرد مگر استفاده از المان های کوچکتر که با توجه به فرکانس ثابت(طول موج ثابت) ماهواره ای امکان پذیر نیست چون سایر پارامتر هارو تحت تاثیر قرار میده (بحث ش مفصله،در رادار و الکترونیک بهش میپردازیم)
💠 توان سیگنال های هدایت ماهواره ایی در ارتفاع پایین (مثلا زیر 20km) به حدود 130db- تا 150db- میرسه و در همین محدوده سیستم های جنگ الکترونیک با توان متوسط میتونن انتن های هدایت ماهواره ای رو فریب بدن.
اسکندر ام با تراجکتوری مخصوصش (depressed) بازم در ارتفاعی بالاتر از کینژال در مید کورس پرواز میکنه،ولی کینژال در مید کورس،تحت تاثیر اسپوفینگ به تدریج میتونه منحرف شه،همچنین اسکندر ام فاز ترمینال رو هم به صورت عمودی فرود میاد که هم پنجره زمانی اسپوف رو کوتاه میکنه و هم موقعیت بسیار خوبی رو برای انتن های kometa-m رو به بالا،فراهم میکنه.
P9
874
⚜ مشکل اعتماد پذیری ناوبری ماهواره ای غیر نظامی در شرایط غیر رزمایش و زمانی که حریف از سیستم های جنگ الکترونیک مناسب برخورداره نه تفاوت دقت،بلکه تفاوت چیپ ریت استفاده از کد غیر نظامی C/Y در فرکانس L1 به جای کد رمز نگاری شده ی نظامی P/Y در دو فرکانس L1 و L2 هست.
چیپ ریت،سرعت ارسال قطعات کد شبه تصادفی در سیگنال GNSS و هر چی بیشتر باشه،نرخ بروز رسانی موقعیت توسط گیرنده GNSS بیشتره.
چیپ ریت برای کد C/Y حدود 1.023 Mcps (میلیون چیپ بر ثانیه) و کد P/Y ده برابر یعنی 10.23 Mcps.
💠 گفتیم که چیپ ریت تاثیر مستقیم رو نرخ آپدیت موقعیت گیرنده داره،به عنوان مثال اگه نرخ آپدیت موقعیت گیرنده ای که از کد غیر نظامی استفاده میکنه رو از محدوده 15تا 18 هرتز ( دفعات آپدیت موقعیت در ثانیه) به زور بالاتر ببریم،هر بروزرسانی جدید تقریبا همون اطلاعات قبلی رو میده + نویز زیاد جدید و مختصات موقعیت جدید پر نویز و نامطمئن میشه.
پس نمیشه نرخ اپدیت کد غیر نظامی رو از حدود 18 بار در ثانیه بیشتر کنیم (به دلیل نویز حرارتی و حلقه ردیابی کد و فاز حامل)
این در حالی که کد P/Y تا حدود 200 هرتز و حتی بسیار بالاتر رو بسته به نوع و فناوری گیرنده ساپورت میکنه.
استفاده از گیرنده مخصوص نظامی به جای گیرنده های غیر نظامی کاستوم شده،میتونه نرخ بالاتری روی کد P/Y بده.
💠 برای درک بهتر حیاتی بودن کد نظامی برای ناوبری ماهواره ای موشک بالستیک:
موشک بالستیک با سرعت 5 ماخ در صورت استفاده از گیرنده با نرخ 10هرتز هر 170m یکبار و گیرنده با نرخ 200 هرتز هر 8,5m یکبار موقعیت خودش رو آپدیت میکنه.
از این گذشته،اندازه گیری های متوالی( نرخ اپدیت مختصات) بیشتر باشه،رزولوشن و دقت ناوبری به واسطه فیلتر کالمن افزایش پیدا میکنه که این رزولوشن بالاتر و رمز نگاری کد نظامی،مقاومت گیرنده نسبت به نویز جمینگ و جعل موقعیت(اسپوف) رو به شدت افزایش میدن.
جلو تر میگیم که همین مقاومت نسبت به جمینگ و اسپوفینگ میتونست،نتیجه عملیات های هوا فضا رو کاملا دگرگون کنه.
P8
874
کاملا واضحه که یه موشک برای هدایت دقیق حداقل به یه سیستم ناوبری مکمل در کنار ناوبری اینرسیایی نیاز داره!
⚜ حمله موشکی دی ماه 1402 به ادلب
معمولا در توضیح ناکارآمدی سیستم هدایت ماهواره ای موشک های ایرانی در جبران خطای ذاتی ناوبری اینرسیایی به محدودیت گیرنده های غیر نظامی GNSS در پوشش ارتفاع بیش تر از 18km و سرعت بیش از 515m/s اشاره میشه،یعنی گیرنده غیر نظامی که محدودیت پوشش ارتفاع بیش از 18km و سرعت 515m/s داره، به درد موشک بالستیکی که تقریبا تمام مسیر رو در ارتفاع بالا طی میکنه و سرعتش هم به طور میانگین بیش از 1600m/s هست،نمیخوره.
تا اینجا منطقی به نظر میاد،ولی موشک های بالستیک ایرانی از گیرنده های غیر نظامی چینی یا روسی کاستوم شده توسط خود هوا فضا استفاده میکنن،در واقع محدودیت سرعت و ارتفاع در چیپست رسیور گیرنده غیر نظامی اعمال میشه و میشه کاستومایزش کرد و محدودیت رو برداشت.
💠 از بین حدود هزار بالستیک شلیک شده توسط هوا فضا،به شخصه،اون چهار خیبر شکنی که دی 1402 به سمت ادلب در فاصله 1230 کیلومتری شلیک شد،مهم ترین هستن.
هر چند این حمله یه فاجعه اطلاعاتی خنده دار بود، ساختمون خیلی وقت پیش کاملا تخلیه شده بود و مطلقا هیچی داخلش نبود،ولی هر چهار موشک شلیک شده یا به خود ساختمون (ساختمون بزرگی هم نبود!) یا به فاصله نزدیک،داخل محوطه ساختمون اصابت کرده بودند.در این حمله CEP حدود 30m~40m ثبت شده بود،در حالی که طبق محاسبات ما موشک های میانبرد CEP حدود 200m تا 800m داشتن! تامین چنین دقتی ابدا کار ناوبری اینرسیایی نیست و قطعا دخالت یک عامل مکمل(ناوبری ماهواره ای) رو داریم. P7
874
⚜ در پارت های قبل گفتیم که برای برخورد حداقل یک کلاهک به شعاع 30m هدف (به احتمال 90%) و انهدام یک رادار یا لانچر پدافندی (یا شلتر با کلاهک سنگر شکن) نیاز به عبور موفق چیزی در حدود 100 موشکه و اینکه خطای IMU با زمان (برد) و شدت مانور و... افزایش پیدا میکنه.
💠 خب مدت زمان پرواز یه موشک با برد 300km تا 500km کمتر از یک موشک با برد 1500km هست و IMU هم CEP کمتری میده،مثلا برای یه موشک با برد 500km (فاتح 313 و رعد 500) خطای CEP حدود 50m میشه.
با این CEP و عبور موفق تنها 10 موشک (برای موشک 1500km حدود 100موشک بود!) میشه اون رادار یا لانچر یا شلتر فرضی رو منهدم کرد.
برای موشک های برد بلند تر مثل دزفول اعداد CEP و عبور های موفق بین فاتح 313 و میانبرد ها قرار میگیره.
میبینیم که موشک های کوتاه برد وضع بسیار بهتری دارن،ولی لانچر ها دست بسته تری (برد کمتر) برای شلیک از فاصله ایمن و همین فاصله کم از خطوط درگیری باعث میشه سریعتر شناسایی و منهدم شن.
💠 از طرف دیگه محتمل ترین ناحیه حمله موشک های کوتاه برد، پایگاه ها-تاسیسات نفتی-نیروگاه ها و پست های انتقال برق در جنوب خلیج فارس هستن،با توجه تراکم سیستم های پاتریوت در جنوب خیلج فارس و همچنین کارنامه پاتریوت در دفع و مدیریت حملات بالستیک های کوتاه برد در اوکراین،عبور موشک ها از سد پدافند، در بعضی از مناطق،وضعیت بهتری از حملات میانبرد ها به پدافند اسرائیل ندارن.
مخصوصا اگه تعداد بالای اتش بار های پاتریوت رو در مساحت کمی مثل شبه جزیره قطر (رینگ بسیار فشرده) و دفع حملات اسکندر و کینژال با تراجکتوری بسیار پیچیده تر از امثال فاتح و رعد،توسط پاتریوت های اوکراینی رو در کنار هم قرار بدیم،محتمله حتی اگه زیر تسلط کامل هواگرد ها و واکنش سریع اونا به هر گونه تحرک و قطع شدن ارتباط واحد ها ،بشه به سختی،ده ها موشک رو هم همزمان شلیک کرد،تعداد بالای اصابت نکنن.
از طرفی،همین تعداد محدود اصابت ها به واسطه دقت بیشتری که نسبت به میانبرد ها دارن،میتونن نتایج بهتری داشته باشن.
P6
874
⚜ با توجه سه مسئله(دقت-درصد موفقیت-حجم اتش) مطرح شده:
1.برای انهدام یک رادار و لانچر با کلاهک 500kg تا 750kg،کلاهک باید در فاصله کمتر از 30 متری هدف برخورد کنه.
برخورد فاصله 30 تا 50 متری هم میتونه با وارد کردن اسیب رادار یا لانچر رو موقتا غیر فعال کنه،کلاهک بالستیک به دلیل برخورد با سرعت چند ماخ شوک و ترکش های کلاهک رو در جهت محور برخورد متمرکز میکنن،که شعاع کشندگی اونا رو کاهش میده.
2.برای اینکه با احتمال 90% دست کم یه موشک با CEP 200m (بهترین CEP میانبرد ها)در شعاع 30 متری فرود بیاد،نیاز به شلیک حدود 100تا150 موشکه(با CEP 200).
3.گفتیم در یک حمله ترکیبی از انواع موشک های بالستیک با توجه آمار جنگ 12 روزه شانس برخورد موفق موشک تنها 9% ( گرد شده 10%)
4. خب برای اینکه اون 10% ما به تعداد حداقل 100 فروند برسه و به احتمال 90% دست کم یک موشک رادار(یا لانچر) را منهدم کند،باید حدود 1000 فروند موشک شلیک شه.
بله،هزار فروند موشک برای یه رادار!
و خب چنین حجم اتشی عملا وجود نداره و اگر هم وجود داشت پس از یه هفته با سرکوب لانچر ها و از دور خارج کردن سیلو های موشکی،به کمتر یک چهارم کاهش پیدا میکرد و در یک ماه به تعداد کمتر از 10 تیر در روز میرسید.
این جواب همون سوالیه که 6.7 سال پیش زمان دیدن مصاحبه فرماندهان از خودم میپرسیدم. در واقع معرفی اهداف بزرگ مثل شهرک ها به جای اهداف حیاتی مثل رادار سیستم های ضد موشکی به عنوان هدف حمله،نه از سر انتخاب فرماندهان بلکه ناشی از محدودیت توان فنی موشک ها بود. وقتی موشک ها دقت مطلوب برای سرکوب پدافند و نیروی هوایی دشمن رو تامین نکنن، استراتژی به تحمیل حداکثر هزینه با هدف قرار دادن اهداف بزرگ مثل شهر ،پالایشگاه،نیروگاه و بنادر تغییر میکنه تا بشه در شرایطی که نیروی هوایی دشمن با همون توان روز اول خودش و بدون اسیب،پنجره زمانی اتش سنگین شما رو روز به روز محدود تر میکنه،همچنان با شلیک تعداد معقولی موشک در دسته های چند ده تایی حداکثر هزینه رو برای دشمن ایجاد کرد.💠 محاسبات بالا بر اساس آمار های عملیاتی،احتمال و فرمول های سادست. مثلا اگر شما بخواید یه توپ رو با یه شوت از فاصله 50 متری داخل سبد بسکتبال بندازید،کی میتونه بگه شانش شما صفرِ؟ هر چند ناچیز باشه. ممکنه فقط یه فتاح به سوی رادار شلیک بشه با عبور سامانه های ضد موشکی،صاف به رادار برخورد کنه. احتمالش ناچیزه،ولی صفر نیست. P5
874
حجم آتش
⚜ نیروی هوایی اسرائیل اغاز جنگ دوازده روزه بخشی از توانش رو به کاهش توان تهاجمی و کاهش فشار رو پدافند و ذخایر ضد بالستیک معطوف کرده بود، هدف قرار دادن تاسیسات مرتبط با تولید و اسمبل موشک،ورودی های سیلو های موشکی و سرکوب لانچر ها در همین راستا انجام شد، خلاء سیستم پدافندی مستقل با بقا پذیری بالا باعث تسلط کامل هواگرد های اسرائیلی روی پایگاه های موشکی بعد از سرکوب شبکه پدافندی و گشت زنی 24 ساعته پهپاد شناسایی رزمی شده بود،در واقع بعد جمع شدن سیستم های پدافندی که پایگاه موشکی را در رینگ خود داشتند،نیاز به سیستمی بود که بقا پذیری بالا(تحرک و امکان کشف پسیو هدف) رو در کنار توان مقابله با پهپاد های نیمه سنگین هرمس و هرون در فاصله 25km~10km و پهپاد انتحاری و کواد ها رو در چند کیلومتری داشته باشه و کاروان های موشکی رو بعد از خروج از سیلو ساپورت کنه.
چیزی شبیه Pantsir-SM و FK-2000، Fk-3000 و یا نمونه های ارزان تر مثل LD-35L(SWS-3) چینی،نه Tor-M1 که خودش هم در مقابل این تهدیدات بسیار اسیب پذیرِ.
💠 بعد از جنگ ادعای نابودی 120 لانچر بالستیک و حذف یک سوم از کل پرتاب گر ها مطرح شد.
بر اساس تصاویر منتشر شده توسط رسانه های اسرائیلی و تصاویر ماهواره ای میتوان نابودی تا حدود 50 پرتاب گر را تایید کرد، حجم اتش هوا فضا در روز اول جنگ تقریبا 200 موشک و روز دوم 100 موشک و در روز اخر به زیر 30 تیر(در بعضی روز ها انگشت شمار!) رسیده بود،به عبارت دیگه اون 200 لانچری که بعد حملات اولیه به ورودی های پایگاه های موشکی،توان عملیات داشتن،تا روز های اخر بخش زیادی ازشون منهدم شدن تا حجم اتش به زیر 30 رسید! از این رو ادعای اسرائیلی ها زیاد هم بیراه نیست.
💠 در مورد عدد 360 برای تمام لانچر های میانبرد،میشه گفت با توجه به حجم اتش وعده صادق2 و حجم اتش روز اول جنگ 12 بعد از مدار خارج شدن پایگاه اصلی غرب کشور و همچنین تخمین های قبل از جنگ زده میشد،تعداد کل لانچر های میانبرد رو حدود 350 تا 500 در نظر گرفت که نزدیک به ادعای اسرائیلی هاست،همچنین احتمالا لانچر های منهدم شده تا حالا باید جایگزین شده باشن و حجم اتش به قبل جنگ برگشته.
عمده لانچر ها گرفتار پهپاد های انتحاری پرسه زن و مهمات هرمس و هرون شدن،نه جنگنده.
از لحظه ای که تحرک لانچر ها توسط تصاویر ماهواره سار/فروسرخ و یا پهپاد شناسایی مثل اربیتر گزارش شه،چند دقیقه طول میکشه تا جنگنده به موضع مورد نظر برسن و همچنین نگه داشتن تعداد کافی جنگنده در فاصله مطمئن از مرز و سوخت گیری مکرر فشار زیادی به نیرو هوایی متوسطی مثل اسرائیل وارد میکنه، بار اصلی سرکوب لانچر ها رو پهپاد های شناسایی رزمی با گشت زنی 24 ساعته،که هر گونه تحرک رو بلافاصله با مهمات خود سرکوب میکردند،به دوش داشتن.
P4
874
⚜ از طرفی با توجه با آمار های جنگ 12 روزه،از موشک های بالستیک پرتاب شده(574 موشک بالستیک):
حدود 7%(42) fail شده. حدود 37%(210) با خطای بالا به مناطق باز برخورد کرده،محل برخورد توسط شبکه پدافندی تخمین زده میشه و در صورتی که تهدید کننده نباشن،رهگیری برای اون شلیک نمیشه. حدود 56%(322) درصد تهدید کننده طبقه بندی شدن،موشک های که به مناطق مسکونی،تاسیسات نظامی یا زیر ساختی برخورد میکردن. از این 56% حدود 9% با موفقیت برخورد کرده و حدود 47% توسط پدافند رهگیری شدند.💠 یعنی از مجموع 574 پرتابه بالستیک تقریبا 50 موشک با موفقیت به مناطق مسکونی و تاسیسات نظامی و زیر ساختی برخورد کرده و 273 موشک رهگیری شده. P3
874
⚜ دهه نود ناوبری موشک ایرانی با IMU(سامانه ناوبری داخلی) مبتنی بر FOG( ژیروسکوپ فیبر نوری) مقاوم به نیروی گرانشی بالا و کاهش قابل توجه ابعاد،ارتقا پیدا کرد،که قابلیت هدایت ترمینال RV رو به موشک میداد.
💠 نمونه های سطح بالای ژیروسکوپ فیبر نوری بایاسی (خطای ثابت خروجی) در حدود hr/°0.001 دارن که،این خطاهای کوچک با انتگرالگیری انباشته میشن و باعث میشن زاویه تخمینی به مرور زمان منحرف (drift) شه و روی کاغذ برای موشک بالستیک با برد 1500km خطای حدود 0.5km~1.5km بده که در ترکیب با دیگر منابع(شتاب سنج و مدل گرانشی و...) CEP به حدود 200m تا 800m میرسه.
جایرو های بسیار دقیق تری هم وجود دارن(مثل AIRS موشک پیس کیپر و HRG های نورثروپ) که هزینه طراحی و توسعه(به شرط توانایی دستیابی با اون سطح از فناوری) و هزینه به ازای هر واحد سرسام آوری دارن ( یک IMU با بایاس 0.001 حدود 5برابر یک IMU با بایاس 0.003 هزینه دارد!)💠 دقت موشک ها بسته مدل و شدت مانور بین 200m تا 800m قرار میگیره و به طور کلی سوخت جامد های خیبر شکن-سجیل و فاتح و سوخت مایع خرمشهر دقت بهتر دارند،برای آسیب به اهداف و اسکاد لایک های قدر و عماد که دقت کمتری دارن،برای اشباع پدافند و افزایش شانس عبور سایر موشک ها استفاده میشن. P2
874
تکرار مکررات
حدود6~7 سال پیش، در دوران طفولیت : ) بعضی وقتا مصاحبه های فرماندهان سپاه(بخصوص هوا و فضا) و سران سیاسی رو میدیدم،برام سوال شده بود چرا سران و فرماندهان تقریبا در همه مصاحبه ها تهدید به هدف قرار دادن شهر و شهرک ها میکنن،به جای زدن جنگنده و پایگاه های دشمن؟ اصلا زدن اپارتمان چه تاثیری تو جنگ داره؟
مگه موشک و راکت(فراگ ها و اسکاد) های صدام جلوی فانتوم های ایرانی رو برای بمبارون نیرو هاشون گرفت؟
تصویر موسسه وایزمن
P1
874
+1
نتیجه:
در صورتی که پردیتور هاوک از جنگنده ای مثل تاندر بلاک III در ارتفاع و سرعت و زاویه گفته شده پرتاب شود:
در زمان 7 دقیقه به برد 630km (در راکت 300ER نیز برد بیش از 500km بود) و ارتفاع اوج 196kmدست یافته،به سرعت 7M( هایپر سونیک) رسیده و با 5M برخورد میکند.
🔗 یعنی در صورت پرتاب از ساحل شمالی باکو، شهر های مثل تهران و حتی همدان را در محدوده خود دارد.
پرتابه حتی در فاز میدکورس سرعت بالای دارد و سرعتش از 4.5M کمتر نمیشود که در ترکیب با زمان واکنش بسیار محدود رهگیری انرا بسیار سخت و حتی غیر ممکن(برای پدافند ایران) میکند.
این زمان واکنش محدود و حفظ سرعت بالا در فاز های مختلف برتری بالستیک های هواپرتاب است.
🔗 راکت میتواند با مانوری مثل Pull Up سرعت برخورد را تا 3 ماخ (بیشترین نفوذ برای کلاهک در این سرعت است) کاهش دهد که با وجود کلاهک میله ای نفوذگر و دقت بالای پرتابه های اسرائیلی، میتواند انواع استحکامات مثل شلتر های نیروی هوایی،دهانه و سیلو های تاسیسات زیرزمینی را تا شعاع 630 کیلومتری،منهدم کند.
P9
874
ضریب درگ (Cd) در سرعت های:
1.2M: 0.27
1.5M: 0.18
1.8M: 0.17
2 M : 0.16
2.5M: 0.15
3 M : 0.14
5 M : 0.14
7 M : 0.14
در برنامه ضریب درگ های پیش فرض هم براساس اطلاعات موشک اسکاد قرار داده شده که قابل استفاده است، شخصا بخاطر شکل دماغه و نسبت های بدنه و دماغه راکت و پرتاب با سرعت1.2ماخ،تصمیم گرفتم ضریب های دیگری استفاده کنم. امیدوارم اعداد زیاد پرت نباشن،اگر خیلی ناجور بودند به روم نیارین.P8
874
🔗 بعد از برسی یک نمونه مشابه و اطلاعات کلی،حالا برای جزئیات به سراغ شبیه سازی با اعداد تخمینی میرویم.
از بین ابزار های شبیه سازی،برنامه اکسیتون استاد ریحانی پارامتر های محدود و رابط کاربری ساده ای دارد نسبت به امثال System Tool Kit،که باعث شده با اطلاعات آماتوری هم بتوان با صرف حداقل زمان نتیجه مطلوب را از برنامه گرفت. دکتر ریحانی کد های اکسیتون را برای شبیه سازی موشک های بالستیک زمین پرتاب نوشتن،ولی با در نظر گرفتن برخی فاکتور ها میتوان برای دیگر پرتابه ها نیز استفاده کرد.https://t.me/Exciton_missile_program/112?single 🔗 پارامتر های تخمینی: قطر گرین سوخت: 340mm طول گرین سوخت: 3.5m وزن سوخت: با فرض 12درصد فضای خالی و چگالی 1.7 سوخت HTPB/Al/AP 474 kg وزن خشک: 326 kg زمان سوزش: با توجه ماهیت راکتی پردیتور 10s ضربه ویژه در خلا : برای سوخت HTPB/Al/AP 260s تراست موتور راکت: 121kN(12.33 ton) سطح مقطع دماغه : 0.1075 m^2 ارتفاع پرتاب: 10 km سرعت پرتاب : 1.2 M زاویه پرتاب : 30 deg P7
874
+1
🔗 از طول تخمینی حدود یک متر و وزن کلاهک میتوان به این نتیجه رسید که احتمالا این راکت از کلاهکی استوانه ای با ساختاری مشابه راکت M31)GMLRS) استفاده میکند.
کلاهک GMLRS ساختار خاص استوانه ای با پوسته ترکش شونده دارد و تلاش شده که کاهش قطر و افزایش طول برای نفوذ بهینه شود که نتیجه ان اختصاص حدود یک متر از طول راکت به کلاهک 90kg ان است.
💠 کلاهک پردیتور هاوک CF/P ( نفوذگر و ترکش شونده) اعلام شده که مشابه همان کارکرد کلاهک GMLRS است.
تا اینجا مقدمه بود،در قسمت های بعدی به شبیه سازی پرتاب و تاثیر وجود این نوع کلاهک در پردیتور هاوک میپردازیم.
P6
874
+1
🔗 باید ببینیم که نصب پردیتور هاوک روی جنگنده چه قابلیت های به آذربایجان می دهد.
برای برسی راه های زیادی وجود دارد، بعضی روش ها ساده ترند و خطای بیشتر،ولی دید خوبی به موضوع میدهند،مثل:
1.پیدا کردن یک نمونه مشابه
2.شبیه سازی با استفاده از پارامتر های تخمینی.
🔗 کمپانی دفاعی روکستان ترکیه اخیرا از راکت هواپرتاب 300ER رونمایی کرده که میتوانید مشخصات آن را در تصویر ببینید.
این راکت بسیار شبیه به پردیتور هاوک است و برد آن بیش از 500 کیلومتر اعلام شده،بر همین اساس میتوانیم احتمال برد 500km+ را از پردیتور هاوک هواپرتاب داشته باشیم.
🔗 با تخمین ابعاد و وزن بخش های مختلف پردیتور هاوک مثل قسمت هدایت و کنترل -کلاهک و گرین سوخت و نازل ،میتوان دریافت که وزن راکت میتوانست بیش از 800kg باشد،در واقع فضای در اختیار کلاهک قرار گرفته(حدود 1m،در صورتی که باتوجه به قطر میتوان یک کلاهک 140kg را با طول 0.5mتا0.6m قرار داد) که میتوانست به سوخت اختصاص یابد. همین دلیل در کنار وزن قسمت رابط راکت و پایلون برای پرتاب از جنگنده،تفاوت 100kg وزن با ابعاد مشابه 300ER و Predator Hawk است.
P5
874
+1
آذربایجان همراه با موشک سی بریکر راکت پردیتور هاوک را به خدمت گرفته که نکات جالبی در رابطه با آن وجود دارد.
🔗 این راکت از سیستم راکتی چند گانه (MLRS)پولس ساخت اسرائیل شلیک شده و دارای:
800 کیلو گرم وزن
140 کیلو گرم کلاهک
5 متر طول
370 میلی متر قطر
و بردی بین 300 تا 350 کیلومتر است.
🔗 در نگاه اول ورود به خدمت پردیتور هاوک در سایه موشک توانمند لورا در همین برد که چند سالی است در خدمت آذربایجان است،چندان قابل توجه نیست.
ولی اگر آذربایجان و اسرائیل برنامه هواپرتاب کردن ان را داشته باشند،چه؟
🔗 اسرائیلی ها به هواپرتاب کردن تسلیحات زمین پرتاب عادت دارند، اکسترا(رمپیج)- ایر لورا- اسپایک NOLS و ER و موشک لهد و استفاده همزمان زمین و هوای دلیله-پایتون-دربی و اخیرا موشک استانر فلاخن داوود.
🔗 از طرفی ترکیه میتواند به دو دلیل نقش واسطه را در نصب این راکت روی جنگنده ای مثل تاندر بلاک III ایفا کند.
اول اینکه خود ترکیه موشک بسیار شبیه (300ER-گزینه جایگزین میتواند باشد) به پردیتور هاوک را هواپرتاب کرده است و دوم اینکه روابط دفاعی دیرینه ای با پاکستان و اسرائیل دارد.
P4
874
🔗 موشک به طور کلی مقرون به صرفه و با بازتاب راداری پایین(طراحی بسیار بهتری نسبت به دلیله دارد)عنوان شده و موتور نیز با توجه به برد از نوع توربوجت است.
🔗 این پرتابه از لانچر زمینی- لانچر دریایی- جنگنده- بالگرد و هواپیمای تهاجمی سبک مثل توکانو پرتاب میشود و قابلیت حمله به طیف وسیعی از اهداف زمینی و دریایی در دو نسخه ایس بریکر و سی بریکر را دارد.(نسخه هواپرتاب اسمش Ice Breaker هست.)(با این ویژگی ها بعید نیست آواکس و سوخترسان هم بزند!)
🔗 پلتفرم در دو نسخه،اخیر سفارش خارجی 1200 تیر موشک را برای چند مشتری خارجی را دریافت کرده و همچنین یک شرکت هندی امتیاز تولید مشترک ان را گرفته.
از این سفارش 1200 تایی اگر یک چهارم ان نیز برای آذربایجان باشد توان حملات دقیق بالای به انها میدهد.
موشک چندان جدید هم نیست و احتمالا تعدادی از ان در جنگ 12 روزه هم به عنوان جایگزین دلیله مورد استفاده قرار گرفته.
P3
