fa
Feedback
کافه کتاب📚

کافه کتاب📚

رفتن به کانال در Telegram

«اینجا با هم کتاب می‌خونیم، نکته می‌گیریم و رشد می‌کنیم 📚 برای دانشجوها و هر کسی که دوست داره زندگی با معنا و انگیزه داشته باشه.»

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
352
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
📘#بیمار خاموش ✍️الکس مایکلیدیس 📚کد کتاب: 47

اساسا من هیچ بهانه ای برای بی احترامی نمی‌پذیرم؛ اگر مریض هستید درمان شوید و اگر بی ادب هستید تربیت شوید....!

بدنش حرف می زد، اما کسی گوش نمی‌داد. دردش در پوست نبود، در خاطراتی بود که هیچ وقت گفته نشده بودند و حالا، هر زخم تازه، فقط تکرار همان گذشته و همان خاطرات بود.
وقتی بدن نه می‌گويد، گبور مَته
_راوی شب

یه زمانی آرزوهام خیلی بزرگ بودن. فکر میکردم اگه بهشون برسم، دیگه هیچ غمی نمیمونه، هیچ نگرانی‌ای نیست، و بالاخره حالم خوب میشه. برای همین همیشه دنبال فردا بودم. دنبال روزی که همه‌چیز درست بشه. اما با گذشت زمان فهمیدم بعضی آرزوها وقتی برآورده میشن، دیگه اون حس سابق رو ندارن. چون توی مسیر رسیدن، خودت هزار بار عوض شدی. و تلخ ترین قسمت ماجرا این نیست که به بعضی آرزوهات نرسیدی؛ اینه که وقتی رسیدی، دیگه اون آدم سابق نبودی که روزی با تمام وجود آرزوشون میکرد. _راوی شب

حتی وقتی فکر می‌کنی کسی را می‌شناسی، فقط در حال نگاه کردن به بخشی از او هستی که اجازه داده دیده شود. بقیه‌اش همیشه در سایه می‌ماند. مثل دریاچه‌ای که عمقش را هیچ وقت نمی‌بینی. بنانا یوشیموتو

دختری در قطار راشل، زنی که زندگی‌اش پس از یک جدایی تلخ از هم پاشیده، هر روز با قطار از کنار خانه‌ای عبور می‌کند و زوجی را می‌
دختری در قطار راشل، زنی که زندگی‌اش پس از یک جدایی تلخ از هم پاشیده، هر روز با قطار از کنار خانه‌ای عبور می‌کند و زوجی را می‌بیند که از نگاه او زندگی بی‌نقصی دارند. او برای آن‌ها در ذهنش داستانی می‌سازد و تصور می‌کند خوشبخت‌ترین آدم‌های دنیا هستند. اما یک روز اتفاقی عجیب می‌بیند؛ اتفاقی که همه تصوراتش را فرو می‌ریزد. کمی بعد، زن جوان ناپدید می‌شود و راشل که حافظه‌اش به دلیل مصرف الکل دچار اختلال است، خود را درگیر پرونده‌ای پیچیده می‌بیند. او نمی‌داند شاهد ماجرا بوده، قربانی است یا حتی ممکن است خودش بخشی از این راز باشد. «دختری در قطار» رمانی پرتعلیق و روان‌شناختی است که با روایت‌های چندگانه و پیچش‌های غیرمنتظره، خواننده را تا آخرین صفحه درگیر نگه می‌دارد و نشان می‌دهد حقیقت همیشه آن چیزی نیست که از پنجره یک قطار دیده می‌شود.

📘#دختری در قطار ✍️پائولا هاوکینز 📚کد کتاب: 46

«راهب: من از دست شما به خدا پناه می‌برم. روشنفکر: چند دفعه؟ خدا از دست شما به کجا پناه ببره؟» _راوی شب

🌿 فیه ما فیه؛ هنرِ «همین‌جایی بودن» خیلی‌ها مولانا رو فقط با «مثنوی» می‌شناسن؛ اون شعرهای سنگین و عمیق. اما «فیه ما فیه» یه
🌿 فیه ما فیه؛ هنرِ «همین‌جایی بودن» خیلی‌ها مولانا رو فقط با «مثنوی» می‌شناسن؛ اون شعرهای سنگین و عمیق. اما «فیه ما فیه» یه مولانای دیگه‌ست. یه مولانای راحت، خنده‌دار و گاهی تند و تیز که انگار نشستی روبروش و داره باهات چای می‌خوره. ☕ داستان چیه؟ مولانا اینجا یه سوال بزرگ رو جواب میده: «چرا انقدر ناراحتیم؟» پاسخش ساده‌ست: چون یا داریم به دیروز فکر می‌کنیم یا می‌ترسیم از فردا. اما زندگی کجاست؟ همین‌جا. همین الان. چرا این کتاب خاصه؟ *   زبان امروزی: اصلا حس نمی‌کنی داری یه متن ۸۰۰ سال پیش می‌خونی. *   ضربه‌های ناگهانی: یه لحظه داری می‌خندی، یه لحظه یه حرفی می‌زنه که قند تو دلت آب می‌شه. *   بدون نصیحت: مثل یه دوست دلسوز نصیحت نمی‌کنه، بلکه زاویه دیدت رو عوض می‌کنه. خلاصه کلام: اگه خسته‌ای از دویدن بی‌پایان، اگه ذهنت پر از «اگرها» و «چراها»ه، این کتاب یه ترمز دستیِ عالیه. بهت یادآوری می‌کنه که تو همین لحظه‌ای که داری نفس می‌کشی، تمامِ زندگیِ تو همینه.

📘#فیه ما فیه ✍️ مولانا 📚 کد کتاب: 45

فرق دارد آنکه روی قله دنیا آمده یا کسی که دره را تا قله بالا آمده.

خاموشی لب هام یادت هست تو عصر فروردین بی برگشت با نامه ای که پشت در اومد بعد از غروب کربلای هشت از تو چه پنهون عاشقت بودم از دل نه از سلول سلولم با تو جهانم تازه تر می شد از روزهای طبق معمولم تو زنده تر بودی و کوچک سال با دامن گلدار و کوتاهت گفتم بمونم با تو گفتی نه گفتم خدا گفتی که همراهت گفتی برو این کوچه ها فردا شب پرسه های روزگار ماست دشمن رسیده تا لب اروند فردا همین ساعت قرار ماست عشق منو این خاک همراهت خندیدم و دل کندم از دنیا رفتم که برگردم به آغوشت رفتم که برگردم به رویاها خون رفت و آتش رفت و من موندم بی قلب عاشق زیر خاک سرد عشق تو قطره قطره بیرون زد از چشمهای عاشقم با درد نفرین به هرکی تو لباس من قلب تو رو با بد دلی آزرد نفرین به دنیایی که خالی شد نفرین به رویایی که بی من مرد تو چشم های عکس من گاهی با گوشه ی چشمت تماشا کن لعنت به این ترسی که بین ماست من عاشقت بودم تو‌ حاشا کن ما با همیم این رابطه این عشق بین من و تو شیرینه از تو چه پنهان عاشقت بودم

وقتی آدم به چیزی که می‌خواهد نمی رسد، زیاد دور نمی‌رود. همان حوالی پرسه می‌زند و به آشناترین چیز نزدیک به او، شبیه او چنگ می‌زند. رویای تبت، فریبا وفی _راوی شب

شازده کوچولو پرسید :دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟ روباه جواب داد: کدوم یکی برای برای پرنده مهم تره؟! بال چپ یا بال راست؟ _شازده کوچولو. _آنتوان دو سنت اگزوپری.

📖 خلاصه کتاب «سال بلوا» «سال بلوا» روایت زندگی دختری به نام نوش‌آفرین است؛ دختری که در شهری کوچک، میان عشق، سنت و قدرت، سرنو
📖 خلاصه کتاب «سال بلوا» «سال بلوا» روایت زندگی دختری به نام نوش‌آفرین است؛ دختری که در شهری کوچک، میان عشق، سنت و قدرت، سرنوشتش دستخوش حوادثی تلخ می‌شود. او در جامعه‌ای زندگی می‌کند که تصمیم دیگران بیش از خواسته‌های خودش بر زندگی‌اش سایه می‌اندازد و همین، مسیر زندگی‌اش را به سمت اتفاقاتی پیش‌بینی‌ناپذیر می‌کشاند. عباس معروفی با نثری شاعرانه و فضاسازی چشم‌نواز، داستانی از عشق، تنهایی، حسرت و تقابل انسان با سرنوشت را روایت می‌کند. «سال بلوا» تنها یک داستان عاشقانه نیست؛ بلکه تصویری از جامعه، قدرت، تعصب و بهای سنگینی است که گاهی انسان برای انتخاب‌ها یا حتی نداشتن حق انتخاب می‌پردازد. اگر به رمان‌های عمیق، احساسی و ماندگار ادبیات معاصر ایران علاقه‌مند باشید، «سال بلوا» می‌تواند یکی از به‌یادماندنی‌ترین تجربه‌های مطالعه برای شما باشد. 🌿📚

📘#سال بلوا ✍️عباس معرفی 📚کد کتاب: 44

کاش میشد به هیچی فکر نکرد.

این درد‌ها را نمی‌توان به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش‌آمد‌های نادر و عجیب بشمارند. بوف کور، صادق هدایت _راوی شب

‏چه بدانم عزیز من؛ ‏حتّی اگر تو ‏میان‌مان دیواری بکشی، ‏من در نهایت آن دیوار را ‏به رنگی که تو دوستش داری ‏نقاشی خواهم کرد. ‏دیدم ماداک

میدونی عزیزم؛ فرق آدما تو جبران‌ کردنشونه، وگرنه همه اشتباه می‌کنن. _راوی شب