دِࢪیا؛
رفتن به کانال در Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 062
مشترکین
-2724 ساعت
+2167 روز
+26630 روز
آرشیو پست ها
1 048
Repost from گربهی خاکستری
این پیام رو فوروارد کنید تا چنلهای جدید پیداکنم، همچنین اگه از پستی خوشم اومد فوروارد کنم و استارز بدم!🌟
1 048
+1
اندام این دختر سکسی ترینه🔥🥵>>
https://t.me/+9et8AIZuEMYzMzVk
https://t.me/+9et8AIZuEMYzMzVk
دخترای هات و سکسی چنل هلن جوین شن.💘
1 048
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشمِ من گسترده خویش
شادیام بخشیده از اندوهِ بیش
همچو بارانی که شوید جسمِ خاک
هستیم ز آلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تنِ سوزان من
آتشی در سایهی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخهها پربارتر
ای درِ بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمتِ تردیدها
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ، جز درد خوشبختیم نیست
ای دلِ تنگ من و این بار نور ؟
های هوی زندگی در قعر گور ؟
ای دو چشمانت چمنزارانِ من
داغِ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمیانگاشتم
دردِ تاریکیست دردِ خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سرنهادن بر سیه دل سینهها
سینه آلودن به چرک کینهها
در نوازش ، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنه بازارها
آه ، ای با جانِ من آمیخته
ای مرا از گورِ من انگیخته
چون ستاره با دو بالِ زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییام خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سینهام را آب تو
بستر رگهایم را سیلاب تو
در جهانی این چنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدمهایم به راه
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونههام از هرم خواهش سوخته
آه ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزهزاران تنم
آه ای روشنان طلوع بیغروب
آفتابِ سرزمینهای جنوب
آه آه، ای از سحر شادابتر
از بهاران تازهتر ، سیرابتر
عشق دیگر نیست این ، این خیرگیست
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینهام بیدار شد
از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم ، من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسهگاهِ بوسهات
خیره چشمانم به راه بوسهات
ای تشنجهای لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه میخواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بیالاید به غم
آه میخواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دلِ تنگ من و این دود عود
در شبستان زخمههای چنگ و رود
این فضای خالی و پروازها
این شب خاموش و این آوازها
ای نگاهت لای لایی سحربار
گاهواره کودکان بیقرار
ای نفسهایت نسیمِ نیمهخواب
شسته از من لرزههای اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شورِ شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
- فروغ فرخزاد / عاشقانه
1 048
Repost from N/a
دوست داشتید فور بزنید، بیام به چنلهاتون سر بزنم و پست موردعلاقهام رو ازتون بذارم اینجا و در آخر بگم اگر روزی نبودید، بقیه با چه چیزی یاد شما میفتن⭐️.
