دِࢪیا؛
رفتن به کانال در Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 001
مشترکین
+224 ساعت
-597 روز
+21330 روز
آرشیو پست ها
1 009
با آهنگهای قدیمی
صورتم را پاک میکنم
و اگر مقدر است که دوباره زاده شوم،
در همین سرزمین
و باز در میانِ شما
متولد خواهم شد...
1 009
پس چشم به راهت خواهم ماند؛
همچون خانهای متروک
که بیایی و در من زندگی کنی،
که بیایی و
پنجرههایم دیگر درد نکشند..!
- پابلو نرودا
1 009
به همانقدر که چشمِ تو پر از زیباییست؛
بی تو دنیای من ای دوست، پر از تنهاییست...
- بهروز یاسمی
1 009
سلام عزیزم💖 چنلت خیلی قشنگه💌 واقعا دوسش دارم💗 راستی موهای فرفری ات رو هم خیلی دوست دارم منم همیشه دوست داشتم موهام فر باشه اما موهای تو قشنگ تره💕💕 مدرود عزیزدلمم، ای خداا ممنونممم لطف داری😭😂💙
1 009
خیلی صبح قشنگی برام رقم میزنی هر روز🌹🙃
صبح پیام های دیشب که میبینم انگار داخل کافه اون حسی میاد سراغ آدم که صبح قهوه رو خوردی دیگه میخوای بری به سمت کارایه روزت و روزتو شروع کنی🙃ای خداا عزیزدلم، امیدوارم همیشه روزت خوب شروع بشهه😭💙
1 009
آفتاب را سمت خانهی تو گیج کردهام
گل آفتابگردانِ ونگوگ،
حضور تو چون شمعی ته دره کافیست
که مثل پلنگی به دامن زندگی درافتم
قرص ماهِ حل شده در آسمان
چه میگذرد در کتابم؟
که درختان بریده برمیخیزند
کاغذ میشوند؛ تا از تو سخن بگویم...
- شمس لنگرودی
1 009
چه میگذرد در خیالم
که قُل قُلِ نور از رگهایم به گوش میرسد
چه میگذرد در سرم
که جر جر توفانِ بند شده در گلویم میلرزد
سراسر نامها را گشتهام
و نامِ تو را پنهان کردهام؛
میدانم شبی تاریک در پی است
و من به چراغِ نامت محتاجم
توفانهایی سرِ چهارراهها ایستادهاند
و انتظار مرا میکشند
و من به زورق نامت محتاجم
