fa
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

رفتن به کانال در Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 066
مشترکین
+3824 ساعت
+2207 روز
+26430 روز
آرشیو پست ها
یه بازی کوچیک! 👀🎋 این پیامو توی چنلتون فورو کنید، منم میام می‌گم اولین حسی که از چنلتون می‌گیرم چیه. و اگه بین پست‌هاتون عکسی باشه که خوشم بیاد، همون عکسو اینجا فورو می‌کنم. 🪴
جوین باشین .🍓
ببینیم چنلتون چه حسی بهم می‌ده؟ 🌞

فور کنید،اینجا ۱۱۰۰ تایی بشه؛ منم ممبرهاتونو رند کنم🫶🤍
فقط ۲۰ چنل💋
گروه حمایتی💋🫶
اگه صبور نیستی فور نکن،تا شب طول میکشه.

این پیامو فور کن چنلت یه سوالِ جالب و شاید عجیب ازت میپرسم، تو هم باید جواب بدی🫶🤍
گپ حمایتی💋
ظرفیت فقط ۲۰ چنل💋🫶

به شادی‌میرسم‌ازغم همینجوری‌نمیمونه. ‌. .

ممنونم💘💘

"خرداد"

فور بزن، ماه تولدتو بگو منم یه عکس از پینترست+ یه بیت شعر تقدیمت کنم🧚🏻‍♀✨
خودم دی ماه ای هستم:)
فقط ۱۰ چنل

Repost from آن روزها؛
| این مسیجو فور کنید چنلتون بیام فضولی و ازتون پست فور کنم🏖️

رفت‌وآمدِ عجیبی داشتیم؛ وقتی که می‌رفت، جانم هم می‌رفت...

photo content

photo content

✧ این پیام رو فور کنید تا با وایبی که ازتون میگیرم بهتون پکه استیکر چنلتون رو بدم🧃

این پست + این پیام رو فور کنید به چنلتون تا ازتون سه تا پست فور کنم ویو بخوره🍓✨ محتوا داشته باشید✨

هم‌صحبتی جالب و نازی بود، آنه‌ی عزیزم حق با توست... ممنونم که انقدر قشنگ و کامل جوابم رو دادی!💌😭

Repost from N/a
آه... بله. بیشتر از آنچه دوست داشته باشم اعتراف کنم. فکر می‌کنم یکی از دردسرهای خیال‌پردازی این است که وقتی چیزی را در ذهنت زیبا می‌سازی، دیگر فقط با آنچه واقعا وجود دارد زندگی نمی‌کنی؛ با چیزی که می‌توانست وجود داشته باشد هم زندگی می‌کنی. و وقتی آنچه در واقعیت اتفاق می‌افتد با آنچه در خیالت ساخته‌ای فرق دارد، باید با دو چیز خداحافظی کنی؛ با خودِ اتفاق، و با داستانی که برایش ساخته بودی. من برای آدم‌ها قصه ساخته‌ام. برای دوستی‌ها، برای خانه‌ها، برای آینده... حتی برای بعضی لحظه‌های کوچک که شاید برای دیگری هیچ معنایی نداشته باشند. گاهی آن‌قدر در خیالم چیزی را پرورش داده‌ام که وقتی فهمیده‌ام واقعیت قرار نیست شبیه آن باشد، دلم خواسته بگویم: «اما صبر کنید! این قسمتِ داستان من نبود!» و بله، من هم از خداحافظی متنفرم. اما یاد گرفته‌ام که همه‌ی داستان‌ها قرار نیست تا آخرشان همان‌طور که ما می‌خواهیم پیش بروند. گاهی باید اجازه بدهی یک قصه تمام شود. نه اینکه وانمود کنی هرگز وجود نداشته، نه اینکه تمام خاطراتش را از ذهنت پاک کنی؛ فقط بپذیری که پایانش رسیده. البته... گاهی هم در ذهنم ادامه‌شان می‌دهم. من نمی‌توانم یک‌باره تمام آدم‌هایی را که دوست داشته‌ام از دنیای خیالم بیرون کنم. بعضی آدم‌ها حتی وقتی از زندگی‌مان می‌روند، جایی در گوشه‌ای از ذهنمان می‌مانند؛ جایی که هنوز می‌توانیم با آن‌ها حرف بزنیم و تصور کنیم اگر فلان روز طور دیگری رفتار می‌کردیم، چه می‌شد. اما فکر می‌کنم فرق بزرگی هست بین ادامه‌دادن یک قصه در خیال و زندگی‌کردن در قصه‌ای که دیگر واقعیت ندارد. اولی گاهی شیرین است. دومی می‌تواند آدم را از زندگی خودش دور کند. پس اگر از من بپرسید با تمام آن قصه‌هایی که پایانشان آن‌طور که می‌خواستم نبود چه کردم، می‌گویم: نگه‌شان داشتم. بعضی را در گوشه‌ای از قلبم گذاشتم، بعضی را روی کاغذ نوشتم و بعضی را آرام‌آرام رها کردم. چون شاید خداحافظی همیشه به این معنا نباشد که دیگر دوستش نداری. گاهی فقط یعنی: «دوستت داشتم. هنوز هم بخشی از تو را دوست دارم؛ اما دیگر نمی‌توانم تمام زندگی‌ام را در قصه‌ای که با تو ساخته بودم، بگذرانم.» و شاید این سخت‌ترین نوعِ بزرگ‌شدن باشد. اما اگر قرار باشد برای هر خداحافظی بمیرم، دیگر فرصتی برای سلام‌کردن به چیزهای تازه نخواهم داشت. و من هنوز آدم‌های تازه، جاده‌های تازه و قصه‌های تازه‌ای برای دوست‌داشتن دارم.
چالش از غریق

Repost from Désirée
این پیام + پست مورد علاقه‌تون از اینجا رو فوروارد کنید تا پست مورد علاقه‌م ازتون رو فور کنم .🕯
دوست داشتین جوین شین .🩵

Repost from Désirée
photo content
+1

قربونت برمم💙💙