پناه | محبوبه سادات حسینی
رفتن به کانال در Telegram
و شعر، آخرین پناهِ آدمی...🕊🤍
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
304
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+157 روز
+3030 روز
آرشیو پست ها
کسانی که راه دراز و وقت کم را فهمیدهاند، مجبورند که خود را زیاد کنند و رشد بدهند.
#علی_صفایی_حائری♥️
Repost from شعریار | شهریار بصیری
به دست شعر رسیدم به کشف و باور تو
الههی سخنی، واژهها پیمبر تو
تنت سفیدی برف است زیر چادرِ شب
ویار نور مگر کرده بود مادر تو؟
همیشه روشنی ای آفتاب برفی من!
که انجماد ندارد بلوغ پیکر تو
اگر نبودم و بودی «غزل» صدایش کن
که ارث میبرد از شعرهام دختر تو
مرا به یاد تو میآورد هرآنکس که
به شاعری بشود شهریار کشور تو
#شعریار | #شهریار_بصیری @sheariar۲۷شهریور روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
خیال کرده غمت میکُشد مرا؟ عمرا!
من از لحاظ زمختی به کرگدن رفتم...
#محبوبه_سادات_حسینی
@panaah_gah
Repost from شعرمینافِن
مادرم قصیدهی بلندی بود
دیالیز بیت به بیتش را سوزاند.
چشمهایش؛
آن شاهبیت های مانده را بستم.
به خاک امانتش دادم
تا دست سوزن و قرص
این مصرعهای مانده را حیف نکند.
#سید_کاظم_جلائیان
#مرثیه
🖤 @sher_minafen 🖤
Repost from توییتر فارسی
یه بخش افسردگی وptsdومشکلات مشابه که کمتر دربارهاش حرف زده میشه،انرژیایه که باید برای ماسک گذاشتن رو صورتت بذاری
چون حتی مهربونترین و بادرکترین اطرافیان هم بالاخره خسته میشن وقتی"خوب نمیشی"
و وقتی هیچ انرژی روانیای برات نمونده و باید"ادای خوب بودن"دربیاری خودش داغونت میکنه
• مثبت کاذب •
@OfficialPersiaTwiter
Repost from خطخطیهای آزاد
دوستان ممنون میشم شادی روح دخترعمه بنده که تازه از دنیا رفتن یه فاتحهای قرائت کنید🙏🖤
Repost from N/a
دنیا پر است از زنِ زیبا و عطرِ خوش
از چهرههای دلبر و از چشم مَردکُش
از من گذشته سر بگذاری به شانهام
دستتبهدستهرکهرسیدهستدستخوش
شیرینشدن برابرِ با کوه کندن است
صورتگرم کشیدهمرا از ازل تُرُش
با من شنا نکن نفست قد نمیدهد
ما ماهیانِ مُرده نداریم آبشُش
سوزن به دست،شعر نوشتم همان شبی_
که دوختم برای هَوو دامنِ کِلوش
#مرضیه_سادات_هاشمی
@marziyeh_Rhyme
