کتاب و چای نَبات
رفتن به کانال در Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
نمایش بیشتر2 408
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-437 روز
-22030 روز
آرشیو پست ها
2 408
«بین مرگ و زندگی، کتابخانه ای هست.» وقتی «نورا سید» به کتابخانه ی نیمه شب وارد می شود، فرصت این را پیدا می کند که اشتباهات گذشته را جبران کند. زندگی او تا اکنون، پر از رنج و پشیمانی بوده است. او احساس می کند همه را ناامید کرده است، از جمله خودش. اما همه چیز قرار است عوض شود. با کمک یک دوست، «نورا» اکنون می تواند تمام پشیمانی های گذشته اش را از بین ببرد و یک زندگی بی نقص را برای خود خلق کند. اما همه چیز طبق تصورات او پیش نمی رود و خیلی زود، تصمیمات «نورا» باعث می شود هم خودش و هم کتابخانه در معرض خطری جدی قرار بگیرد. قبل از این که زمان تمام شود، «نورا» باید به سوال غایی پاسخ دهد: بهترین راه برای زندگی کردن چیست؟
-کتابخانه نیمه شب
2 408
📚بریده کتاب
«تنهایی فقط نداشتنِ آدمها نیست؛ نداشتنِ کسی است که حرفت را بفهمد.»
-موش ها و آدم ها
2 408
کاش ادم بتواند دنیا را بالا بیاورد
و اینهمه دروغ و ریا نبیند.
دنیا به دست دروغگوها و پشت هم اندازها و حقه بازها اداره میشود، مردهشورش را ببرد.
سال بلوا
2 408
گفتم:
به چی فکر میکنی؟
گفت:
دارم فکر میکنم پرنده ای که پرید
رفت که برود
یا رفت که برسد...؟
-رضا کاظمی
2 408
هیچ کس وضعیت اش را عوض نمی کرد. ما همین بودیم، طور دیگری هم نمی خواستیم باشیم. همه مان از خانواده های افسرده ای آمده بودیم و اغلبمان هم سوءهاضمه داشتیم، و با این حال خیلی گنده و قوی بودیم. به نظرم، بیشتر ما خردک محبتی از خانواده هایمان دیده بودیم و بنابراین از کسی مهربانی و عشق گدایی نمی کردیم. بیشتر شبیه یک جک بودیم، اما مردم مراقب بودند جلویمان نخندند. طوری بودیم که انگار خیلی زود بزرگ شده ایم و از بچه بودن حوصله مان سر رفته است. برای بزرگترهایمان هیچ احترامی قائل نبودیم. مثل پلنگی بودیم که گری گرفته باشد.
-ساندویچ ژامبون
📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
2 408
«ایکیگای» مفهومی ژاپنی به این معناست که شادی همواره در مشغول بودن است مانند معنا درمانی اما یک گام جلوتر است.
2 408
کتاب: #ایکیگای
نویسندها: #هکتور_گارسیا #فرانسیس_میرالز
سبک کتاب: #روانشناسی
📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
2 408
کتاب «ایکیگای» دربارهی پیدا کردن دلیلی است که هر روز صبح با انگیزه از خواب بیدار شویم. نویسندگان با الهام از زندگی مردم جزیره اوکیناوا در ژاپن—که به طول عمر و رضایت از زندگی مشهورند—توضیح میدهند چگونه ترکیب علاقهها، مهارتها، نیاز دنیا و کاری که میتوان از آن درآمد داشت، میتواند به «ایکیگای» یا همان معنای زندگی هر فرد تبدیل شود. این کتاب با مثالهای ساده و نگاه آرام ژاپنی به زندگی، یاد میدهد چطور با عادتهای کوچک، زندگی هدفمندتر، سالمتر و شادتر داشته باشیم.
-ایکیگای
📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 408
📚بریده کتاب
دلم میخواهد بدانی که شب سراب نیرزد به بامداد خمار.
#بامداد_خمار #فتانه_حاج_سید_جوادی📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 408
کتاب بامداد خمار درباره پيرزنى به نام محبوبه است كه سالهاى پايانى عمر خود را سپرى می كند، برادرزاده ى او كه دخترى زیبا و احساسى به نام سودابه است و شباهت بسیار زيادى به عمه ی خود دارد در شرف ازدواجى عجولانه و عاطفى است. پدر و مادر سودابه که با ازدواج او مخالف هستند و گمان می کنند سرنوشت او هم همانند عمه اش می شود، از محبوبه خواهش می كنند كه داستان غم انگيز زندگى خود را روايت كند تا درس عبرتـى
براى سودابه شود و پس از آن بتواند به درستى تصميم بگيرد.محبوبه داستان عشق و عاشقى خودش را روايت می کند؛ داستان درباره ى عشق دخترى از خانواده اى بافرهنگ و باسواد به شاگرد نجارى به اسم رحيم است. محبوبه از اصرارهاى خودش و مخالفت های خانواده اش براى اين ازدواج سخن می گويد و آنچه بر سر اين رابطه آمده است را براى سودابه شرح می دهد.
-بامداد خمار
📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 408
همه میترسند، اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم...
-فروغ فرخزاد
2 408
📚بریده کتاب
من هر لحظه با حسی که سینهام را پارهپاره میکند در انتظار صدای پای خوشبختی در راهروام.
هیچ. آه، زندگی پُر رنج است. مُهریست که باورِ جهانیِ "کاش زاده نمیشدیم" را تصدیق میکند.
ازین رو هر روز سپیدهدم تا شامگاه، در نومیدی انتظار چیزی را میکشم. کاش از زادهشدنم شاد بودم، از زندهبودنم. ازینکه جهانی هست و مردمانی.
#شایو #خورشید_رو_به_غروب #اوسامو_دازای📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 408
کتاب: #شایو
(#خورشید_رو_به_غروب)
نویسنده: #اوسامو_دازای
سبک کتاب: #رمان_اجتماعی
📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
