کتاب و چای نَبات
رفتن به کانال در Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
نمایش بیشتر2 426
مشترکین
-324 ساعت
-477 روز
-23430 روز
آرشیو پست ها
2 424
شما نمرده بودید، اما زندگی هم نمیکردید، فقط زنده بودید. آدمی که میشنود، به سختی حرف میزند، میخندد، میگرید، اما اصلا نمیتواند سرپا بایستد، نمیتواند قلم به دست بگیرد. فقط هست که بگوید من هنوز نمرده ام.#پیکر_فرهاد #عباس_معروفی
2 424
داستان پیکر فرهاد را زنی روایت میکند که در داستان بوف كور» اثر صادق هدایت یک نقاشی روی قلمدان بود. در این کتاب زنی که داستان را روایت میکند؛ روی تابلوهای نقاشی و قلمدانهای مختلف می رود و هر دفعه در نقش زنان مختلفی که در طول تاریخ حضور داشته اند، شروع به صحبت میکند. یک بار در نقش زن دوره ساسانی می رود یک بار دختری عینکی میشود، بار دیگر یک مدل او نقش زنانی را بازی میکند که سرنوشت مشترکی داشتند، فقط در دوره های مختلف زندگی کرده اند، شخصیت هایی که مدام به دنبال خوشبختی میدوند ولی به آن نمی رسند و دور میشوند. پیکر فرهاد داستانی سیال ذهن است که مؤلفه های پست مدرن را در خود دارد. اصل عدم قطعیت به وضوح در داستان مشخص است. داستان در رؤيا و ابهام و با گذر به شخصیت های تاریخی حرفهای زیرین خود را میزند. سرنوشت زن در پیکر فرهاد» به قدمت تاریخ و تمام ستمهایی که بر او رفته است تعریف میشود. زن در این داستان عاصی و معترض است، عصیان میکند و البته بسیار
ماهرانه بزرگ ترین رنج زن را در جامعه ای سنتی به تصویر میکشد.
-پیکرفرهاد
2 424
📚بریده کتاب
به قول ناپلئون آن موقعیت که میدان جنگ ساکت است خطرناکترین لحظه هاست.داییجان ناپلئون
2 424
کتاب دایی جان ناپلئون شاهکار ایرج پزشک زاد، رمانی است در قالب طنز است که در سال ۱۳۴۹ چاپ شده است. این کتاب به هشت زبان دنیا ترجمه شده است و ژانر کتاب تلفیقی از ژانر اجتماعی، بلوغ و طنز است.کتاب دایی جان ناپلئون نتیجه ی تلفیق داستان عشق ناکام نویسنده با ماجراهای خانوادگی او است. روایت پسری عاشق پیشه به نام سعید است که عاشق دختر دایی اش لیلی می شود. خانواده ی سعید همراه با خانواده دایی جان و چند خانواده ی دیگر در باغی بزرگ و چند عمارتی زندگی می کنند. ایرج پزشکزاد نویسنده کتاب می گوید باغی که داستان در آن روایت می شود الهام گرفته شده از باغی است که پزشکزاد کودکی اش را در آن گذرانده است. باغی که ارث مادری اش بوده و همراه خاله ها و دایی هایش در آن زندگی می کردند.کتاب دایی جان ناپلئون آن قدر محبوب شد که زمان انتشارش در سال ۱۳۵۲ بلافاصله به چاپ سوم رسید. این رمان با قلمی طنز یک داستان عاشقانه را روایت می کند و با قلمی نقاد جامعه ی ایران را نقد می کند. پزشکزاد درون مایه ی اصلی کتاب را «رویارویی طبقه ی قدیمی و الگوهای ملی جامعه با جوانان تحصیل کرده» می داند.
-دایی جان ناپلئون
2 424
هر وقت دردسری واسهات پیش اومد ـ برو پیش آدمای ندار. اونا تنها آدماییان که به آدم کمک میکنن-خوشههایخشم
2 424
رمان خوشه های خشم روایت گر جریانات رکود بزرگ اقتصادی و مهاجرت های ناشی از طوفان های بزرگ داست بول در دهه ی 1930 است و داستان خانواده ای کشاورز و اهل اوکلاهاما، به نام خانواده ی جود که از موطن خود دور افتاده و مجبور به سفر به غرب و کالیفرنبا شده اند را پی می گیرد. از دل رنج ها و محنت های این خانواده و برخورد های مکررشان با واقعیت تلخ دوگانگی و عدم اتحاد کشورشان، داستانی شکل می گیرد که بسیار انسانی و باورپذیر و در عین حال شگرف و وسیع است؛ قصه ای با دید اخلاقی و پرداخت به جزئیات و در عین حال صاف و بدون پرده، حکایتی تراژیک ولی درنهایت، تکان دهنده و امیدبخش. این رمان، تصویری است از کشمکش میان قدرتمندان و مستضعفان، از عکس العمل یک مرد در برابر بی عدالتی و از مقاومت و ایستادگی یک زن دربرابر سختی ها. رمان خوشه های خشم، به مشکلات و سختی های دوره ی رکود بزرگ اقتصادی و ماهیت برابری و عدالت در آمریکا می پردازد.
-خوشه های خشم
2 424
کتاب تکامل آگاهی سنت زندگی بشری نشان داده که همواره سه سطح از آگاهی در اختیار انسان قرار داشته است: آگاهی ساده که دیگر چندان در دنیای مدرن و پیشرفته امروزی به ویژه مردم دنیای غرب است؛ و سرانجام آگاهی روشنگر که فقط بر عده معدودی شناخته شده و حد کمال آگاهی انسانی است و تنها کسانی که انگیزه بسیار قوی دارند با آموزش و کوشش فراوان
میتوانند به آن دسترسی یابند.
-تکامل آگاهی
2 424
✨️کتابهای کوتاهِ ماندگار؛ خواندنی در یک روزتکامل آگاهی پیکرفرهاد شبح اُپرا مدهآ صبح خاکستری لباس زنان ایران بوف کور ملکوت شاه سیاهپوشان پسرک موش کور روباه اسب 📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 424
📚بریده کتاب
هرگز کتاب نمیخواندند و تمام وقتشان به دست و پنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی میگذشت.-وقتی نیچه گریست 📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
