fa
Feedback
کتاب و چای نَبات

کتاب و چای نَبات

رفتن به کانال در Telegram

به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژه‌ها، هم‌صحبتِ لحظه‌هایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️

نمایش بیشتر
2 441
مشترکین
-1424 ساعت
-497 روز
-24230 روز
آرشیو پست ها
📚بریده کتاب
هیچ حیوانی هرگز مرتکب عمل بی‌ رحمانه نمی‌ شود. این عمل منحصر به کسانی است که قوهٔ تمیز اخلاقی دارند. حیوان وقتی هم که آزاری می‌ رساند، در کمال معصومیت این کار را می‌ کند. عمل او تباه نیست. برای آن آزار نمی‌ رساند که به صرف آزار رساندن لذت می برد. این کاری است که فقط از انسان سر می‌ زند. موجب و مسبب آن هم همان قوه ی تمیز اخلاقی کذایی او است!
#بیگانه‌ای_در_دهکده #مارک_تواین

بیگانه ای در دهکده .pdf4.62 MB

راوی داستان پسری به اسم تئودور است که به همراه دوستانش با یک جوان خیلی عجیب و خوش‌قیافه به اسم ساتان آشنا می‌شوند. این غریبه
راوی داستان پسری به اسم تئودور است که به همراه دوستانش با یک جوان خیلی عجیب و خوش‌قیافه به اسم ساتان آشنا می‌شوند. این غریبه ادعا می‌کند که برادرزاده‌ی شیطان است و قدرت‌های عجیبی دارد؛ مثلا می‌تواند آینده را ببیند یا موجودات زنده ی کوچکی بسازد و خیلی راحت آن‌ها را از بین ببرد. حضور این شخصیت در دهکده، همه چیز را به هم می‌ریزد و باعث می‌شود بچه‌ها به کل دنیا و رفتارهای آدم‌ها شک کنند.تواین در این اثر سبک فانتزی را با نقد گزنده‌ی اجتماعی گره می‌زند تا مخاطب را با پرسشی بنیادین روبرو کند: آیا تمدن چیزی جز یک سراب پوچ است؟ ساتان با کارهایش به بچه‌ها نشان می‌دهد که آدم‌ها چقدر می‌توانند احمق، متعصب و خشن باشند. یکی از بحث‌های مهم کتاب این است که انسان‌ها به چیزی به اسم «درک اخلاقی» افتخار می‌کنند، اما ساتان معتقد است همین درک اخلاقی باعث می‌شود آدم‌ها از حیوانات پست‌تر شوند؛ چون حیوان از روی بدجنسی به کسی آسیب نمی‌زند، ولی آدم‌ها آگاهانه ظلم می‌کنند.
#بیگانه‌ای_در_دهکده #مارک_تواین #رمان

#معرفی کتاب✨️🐈‍⬛ داستان درباره‌ی خانه‌ای است که از داخل، بزرگ‌تر از بیرون است.یک خانواده بعد از اسباب‌کشی متوجه راهروهایی تا
#معرفی کتاب✨️🐈‍⬛ داستان درباره‌ی خانه‌ای است که از داخل، بزرگ‌تر از بیرون است.یک خانواده بعد از اسباب‌کشی متوجه راهروهایی تاریک و بی‌انتها در خانه می‌شوند؛ فضاهایی که مدام تغییر می‌کنند و هیچ‌وقت به‌طور کامل قابل کشف نیستند.این ماجرا از طریق نوشته‌های مردی روایت می‌شود که یک فیلم مستند خیالی درباره‌ی این خانه را تحلیل کرده، و بعد شخص دیگری این نوشته‌ها را پیدا می‌کند و کم‌کم خودش هم دچار آشفتگی ذهنی می‌شود. در واقع کتاب فقط درباره‌ی یک خانه ترسناک نیست، بلکه درباره‌ی: ترس از ناشناخته،گم شدن در ذهن و فروپاشی روان انسان است. سبک نوشتارش هم خاص است و با فرم صفحه‌ها بازی می‌کند، طوری که خواننده خودش حس گم شدن را تجربه می‌کند. در کل یک رمان رازآلود و روان‌شناختی درباره‌ی خانه‌ای غیرممکن که بیشتر از آنکه بیرون را نشان دهد، ذهن انسان را به تصویر می‌کشد.
#خانه_برگ‌ها #مارک_ز_دانیلوسکی #رمان

📚بریده کتاب
«طبیبان منع کرده بودند که بعد از غروب افتاب بیرون نروم، و ماه‌ها بود که در محدوده‌ی دنیای روز محبوس بودم. اما فقط این نبود؛ این بود که در روشنایی روز، در درخشندگی پراکنده‌ی آن، در رنگ پریدگی‌اش، در بی سایگی‌اش، تاریکی سنگین‌تری بود تا تاریکی شب.»
#اگر_شبی_از_شب‌های_زمستان_مسافری #ایتالو_کالوینو

اگر شبی از شبهای زمستان مسافری.pdf3.04 MB

کتاب اگر شبی از شبهای زمستان مسافری، رمانی نوشته ی ایتالو کالوینو است که نخستین بار در سال 1979 وارد بازار نشر شد. یکی از شخص
کتاب اگر شبی از شبهای زمستان مسافری، رمانی نوشته ی ایتالو کالوینو است که نخستین بار در سال 1979 وارد بازار نشر شد. یکی از شخصیت های این داستان عجیب که «کتابخوان» نامیده می شود، کتابی جدید و زیبا را می خرد که این گونه آغاز می گردد: «آرام باش. تمرکز کن. همه ی افکار دیگر را دور بریز. بگذار دنیای پیرامونت محو شود.» متأسفانه، بعد از حدود سی صفحه، او درمی یابد که کتابش مشکل دارد و جز همان بخش اول که دائما در سراسر کتاب تکرار شده، چیزی در آن نیست. او به کتابفروشی بازمی گردد و می فهمد که این کتاب، که فکر می کرد توسط کالوینو نوشته شده، در واقع اثر نویسنده ای لهستانی به نام بازاکبال است. او کتابی از این نویسنده ی لهستانی انتخاب می کند اما دوباره معلوم می شود که این نسخه نیز، اثر نویسنده ی دیگری است، و همینطور نسخه ی بعدی، و بعدی.
#اگر_شبی_از_شب‌های_زمستان_مسافری #ایتالو_کالوینو #رمان

#معرفی_کتاب✨️📚 «دود» کتابی نوشته خوسه اوبخرو، نویسنده اسپانیایی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی با موضوعی فلسفی و روان‌ش
#معرفی_کتاب✨️📚 «دود» کتابی نوشته خوسه اوبخرو، نویسنده اسپانیایی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی با موضوعی فلسفی و روان‌شناختی قرار می‌گیرد.دود» درباره زن، کودک و گربه‌ای است که در اعماق جنگلی انبوه در کلبه‌ای کوچک زندگی می‌کنند. ارتباط آنها با دنیای بیرون به طور کامل قطع شده و آنها در سکوت و تنهایی به زندگی ادامه می‌دهند. زن، کودک را به دنیا نیاورده و مادر او نیست اما شرایط باعث شده‌ در کنار هم باشند. آنها گرچه پیوند خونی با هم ندارند، اما به یکدیگر وابسته شده‌اند و همین موضوع به آنها امید برای آینده و بقا می‌دهد. سکوت و تنهایی زن، کودک و گربه ‌گاه با آمدن مردی شکسته می‌شود. مرد در روزهای مشخصی غذا و مایحتاج اندکی برای گذران زندگی آنها می‌آورد. علاوه‌بر‌این، آنها باغچه کوچکی دارند که زمانی بخشی از نیاز خود را از آنجا تأمین می‌کردند، اما دیگر مانند سابق خبری از ثمر‌دادن آنچه کاشته‌اند نیست.
#دود #خوسه_اوبخرو #رمان

«آدمی به امید زنده است، اما همین امید گاهی بزرگ‌ترین رنج او می‌شود.»
— فئودور داستایوفسکی

photo content
+1

📚بریده کتار
«فکرش را بکن اگر اهرمن نمی بود کار خیر شما چه فایده ای میداشت و بدون سایه دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟ مردم و چیزها سایه دارند. مثلاً این سایه شمشیر من است. در عین حال موجودات زنده و درختها هم سایه دارند. آیا میخواهی زمین را از همه درختها از همه موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی.»
#مرشد_و_مارگاریتا #میخائیل_بولگاکف

📚بریده کتاب «اشتباه اساسی شما کم بهادادن به اهمیت چشم است. زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند، ولی چشمها، هرگز.» #مرشد_و_مارگاریتا #میخائیل_بولگاکف

مرشد و مارگاریتا.pdf6.96 MB

این هجویه ی تأثیرگذار از زندگی در دوران حکومت شوروی، نوشته ی میخائیل بولگاکف، در تاریک ترین دوره ی رژیم استالین به رشته ی تحر
این هجویه ی تأثیرگذار از زندگی در دوران حکومت شوروی، نوشته ی میخائیل بولگاکف، در تاریک ترین دوره ی رژیم استالین به رشته ی تحریر درآمد. رمان مرشد و مارگریتا با تلفیق دو بخش جدا از هم و در عین حال، در هم تنیده-یکی در اورشلیم باستان و دیگری در مسکوی معاصر-از صحنه های پرهیجان و پرتنشی چون طوفان های سهمگین و حمله ی خون آشام ها به صحنه های تاریکی تغییر مسیر می دهد: صحنه هایی مانند ملاقات عیسی با پیلاتس، قتل یهودا در شبی مهتابی و صحنه هایی حاکی از واقعیت مضحک و سیرک گونه ی مسکو. شخصیت های مرکزی کتاب-ولاند و همراهانش، گربه ای سیاه به نام بهیموث، شاعری به نام ایوان هوملس، پونتیوس پیلاتس، نویسنده ای که با نام مرشد شناخته می شود و همراه مشتاق او، مارگریتا-در دنیایی گرد هم آمده اند که فانتزی و واقعیت عریان را در هم می آمیزد و کلاژی هنرمندانه است از عجایب، کمدی سیاه و مسائل بی پایان اخلاقی. مخاطبین مرشد و مارگریتا از بیان آزادی های هنری و معنوی در این کتاب، استقبال فوق العاده و کم نظیری کردند.
#مرشد_و_مارگاریتا #میخائیل_بولگاکف #رمان

«یک خواننده، پیش از آن‌که بمیرد، هزار زندگی را تجربه می‌کند.» — جرج آر. آر. مارتین

photo content
+1

بهاری دیگر آمده است آری اما برای آن زمستان‌ها که گذشت نامی نیست نامی نیست...
_شاملو

«گاهی آدم از خودش هم جا می‌ماند، نه فقط از دیگران.» -فریبا وفی
«گاهی آدم از خودش هم جا می‌ماند، نه فقط از دیگران.» -فریبا وفی

کتاب جای خالی سلوچ، رمانی نوشته ی محمود دولت آبادی است که اولین بار در سال 1979 انتشار یافت. این رمان فوق العاده زیبا و شکوهم
کتاب جای خالی سلوچ، رمانی نوشته ی محمود دولت آبادی است که اولین بار در سال 1979 انتشار یافت. این رمان فوق العاده زیبا و شکوهمند که بدون تردید در زمره ی مهمترین آثار در ادبیات مدرن ایران قرار می گیرد، به تلاش ها و سختی های بی پایان زنی فقیر می پردازد که پس از ناپدید شدن ناگهانی و بدون توضیح همسرش سلوچ، به همراه فرزندانش در روستایی دورافتاده در ایران زندگی می کنند. این کتاب با نثر شاعرانه و در عین حال بی پرده ی دولت آبادی، فراز و نشیب های زندگی شخصیتی را روایت می کند که مجبور است با تمام توان، با فساد سیاسی، استبداد و فقر موجود در دنیای پیرامون خود دست و پنجه نرم کند. این زن، هم عاشق سلوچ است و هم به خاطر غیبت ناگهانی شوهرش، از او بسیار عصبانی است. کتاب جای خالی سلوچ، با هنر و زیبایی هر چه تمام تر، جامعه ای را به تصویر می کشد که میان گذشته و آینده گیر افتاده است؛ گذشته و آینده ای که توسط بی عدالتی و زورگویی، گروگان گرفته شده اند.
#جای_خالی_سلوچ #محمود_دولت_آبادی #رمان

📚بریده کتاب
بی عشق سخن نیست و سخن که نباشد فریاد و دعوا نیست ، خنده و شوخی نیست؛ زبانِ دل کهنه می شود، تناس بر لب ها می بندد...
#جای_خالی_سلوچ #محمود_دولت_آبادی