کتاب و چای نَبات
رفتن به کانال در Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
نمایش بیشتر2 469
مشترکین
-724 ساعت
-487 روز
-26930 روز
آرشیو پست ها
2 467
📚بریده کتاب
اشکال در این بود که من از خدمت به مردها به هر نحوی متنفر بودم.
#حباب_شیشه #سیلویا_پلات
2 467
📚بریده کتاب
مهم نبود که چقدر زانو بزنی و دعا بخوانی باز هم باید روزی سه وعده غذا بخوری و شغلی داشته باشی و در این دنیا زندگی کنی.
#حباب_شیشه #سیلویا_پلات
2 467
ماجرای داستان بدین قرار است که دختری به نام "استر شیفته ی پسری به نام بادی می شود. با گذشت زمان استر در می یابد که او هیچ شباهتی به همسر ایده آل او ندارد و ناگزیر از او جدا می شود. در این هنگام استر به بیماری روانی دچار می گردد و دست به خودکشی می زند، حال آن که مادرش او را از مرگ نجات می دهد و استر در آسایشگاه روانی بستری میشود ...
#حباب_شیشه #سیلویا_پلات #رمان
2 467
آری، قایق های بسیاری غرق می شوند و هرگز به دریای سارگاسو نمیرسند، اما هیچ رویایی نیست که یکسره از میان برود. هر رویایی جایی گریبان آدم بخت برگشتهای را می گیرد و روزی که او به قدر کافی پریشان شده باشد، آن رویا در استودیو باز تولید خواهد شد.
روز ملخ، ناتانیل وست
2 467
راهيست راه عشق که هيچش کناره نيست آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نيست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست ما را ز منع عقل مترسان و می بيار کان شحنه در ولايت ما هيچ کاره نيست از چشم خود بپرس که ما را که میکشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست او را به چشم پاک توان ديد چون هلال هر ديده جای جلوه آن ماه پاره نيست فرصت شمر طريقه رندی که اين نشان چون راه گنج بر همه کس آشکاره نيست نگرفت در تو گريه حافظ به هيچ رو حيران آن دلم که کم از سنگ خاره نيست
حافظ
2 467
کسانی که مدعی اند همه چیز را میدانند و همه چیز را میتوانند درست کنند سرانجام به این نتیجه میرسند که همه را باید کشت...
آلبر کامو
2 467
📚بریده کتاب
در مورد موضوعی مرتبط، «سینیور پاتزی»، باید پیش شما اعتراف کنم: به شکل جدی در حال فکر کردن به خوردن همسر شما هستم.
#هانیبال #توماس_هریس
2 467
📚بریده کتاب
فکر می کنم اشتباه گرفتن درک با همدلی، کار آسانی باشد-ما شدیدا به همدلی نیاز داریم. شاید آموختن تمایز قائل شدن میان این دو، بخشی از بزرگ شدن باشد. سخت و ناراحت کننده است که بدانی کسی می تواند تو را درک کند، بدون این که حتی از تو خوشش بیاید.
#هانیبال #توماس_هریس
2 467
کتاب «هانیبال» رمانی نوشته «توماس هریس» است که اولین بار در سال 1999 به انتشار رسید. دکتر «هانیبال لکتر» پس از فرار از زندان در داستان «سکوت بره ها»، به شکل مخفیانه در اروپا ساکن شده و مانند یک جنتلمن آکادمیک و مورد احترام زندگی کرده است. «هانیبال» اما اشتباهی دردسرساز را از خود بر جای گذاشته است: یکی از قربانیان او به نام «میسن ورجر» که به آزار فرزندان خودش متهم شده بود اما توانست از زندان اجتناب کند چون پذیرفت که برای دریافت درمان های روانپزشکی، تحت معالجه دکتر «لکتر» قرار بگیرد. «هانیبال» او را تا آستانه مرگ پیش برده، و «ورجر» که اکنون فقط به فکر انتقام است، گروهی از مأمورین دولتی فاسد را استخدام می کند تا بزرگترین دشمن خود را بیابد.
#هانیبال #توماس_هریس #رمان_جنایی
2 467
📚بریده کتاب
آدم فقط می تواند چیزهایی را ببیند که درک می کند، و آدم فقط چیزهایی را درک می کند که از قبل در ذهن هستند.
#اژدهای_سرخ #توماس_هریس
2 467
📚بریده کتاب
در زمانه ای بدوی زندگی می کنیم-اینطور نیست، «ویل»؟ -نه وحشی هستیم و نه عاقل. کارهای نصف و نیمه، بلای این زمانه هستند. هر جامعه منطقی، یا مرا خواهد کشت یا کتاب هایم را به من خواهد داد.
#اژدهای_سرخ #توماس_هریس
2 467
کتاب «اژدهای سرخ» رمانی نوشته «توماس هریس» است که نخستین بار در سال 1981 وارد بازار نشر شد. «توماس هریس» در نخستین کتاب از مجموعه «هانیبال لکتر»، روانپزشک ترسناک خود را در داستانی درباره یک سایکوپث جانی که در توهمی مرگبار و جنون آمیز گیر افتاده، به مخاطبین معرفی می کند. «لکتر» اکنون در زندان است، اما FBI برای دستگیری قاتل دو خانواده به کمک او نیاز دارد. قاتل که خود را «اژدهای سرخ» نامیده، به منظور ارضای عطش جنسی خود، در حال برنامه ریزی برای انجام قتل های بعدی است. FBI که سرنخ های چندانی از این پرونده ندارد، «ویل گراهام» را مسئول انجام تحقیقات برای یافتن قاتل می کند. قتل ها با مراحل مختلف در چرخه ماه در ارتباط هستند، و زمان به سرعت در حال از دست رفتن است.
#اژدهای_سرخ #توماس_هریس #رمان
2 467
تمام آرزوهایی که روزگاری روی تخت دراز میکشیدم و در سر میپروراندم در دیوار ها رسوخ کرده بودند و همان جا میمردند.
مرسه رودوردا
