صبآ
رفتن به کانال در Telegram
در دلِ مـن، جـهـانـی از روشنایی مـیرویـد🤍@dejavusababot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
737
مشترکین
+324 ساعت
+1617 روز
+25330 روز
آرشیو پست ها
736
نمیدونم اصلاً چرا دارم اینو مینویسم.
شاید برای اینکه یه جای دنیا حرف دلم ثبت بشه.
آدمی هست توی زندگی من. از دور. از اونجوری که نه باهام حرف میزنه، نه منو میبینه. ولی من هر روز بیدار میشم با فکرش، هر شب میخوابم با صداش توی گوشم.
عاشقشم. عمیق. مسخره. بیمنطق. جوریکه خودم هم میدونم احمقانهست ولی نمیتونم جلوش بگیرم.
اینجا رو نگاه میکنم شاید... شاید یه روز از راه برسه. یه روزی که من دیگه منتظرش نیستم. یه روزی که این متن براش معنی دار بشه.
تا اون روز، این حرفا میمونه اینجا. مثل یه نامه توی بطری که توی دریای اینترنت انداختمش.
میدونی؟ دوست داشتنت حتی از راه دور، حتی بی جواب، حتی بی امید... باز هم قشنگه. چون تو لایق همه این حرفایی.
نمیدونم کی میخونی. ولی اگه روزی خوندیش، بدون که تمام این کلمهها فقط مال تو بود. از اول تا آخر..؛✨️
