یاس بنفش
رفتن به کانال در Telegram
گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
269
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
269
Repost from likthemoon
با تشکر از پینترست که از اینجا دورت میکنه و تو رو از تو اتاقت میکشونه وسط چیزهایی که دوست داری.
269
نمیدونم چرا قدرت کلمات رو دست کم میگیرن. چرا فکر میکنی کلمهای که گفتی همونقدر که بار معناییش و حسی که به وجود میاره برای خودت بی اهمیت بوده، برای بقیه هم بی اهمیته؟
269
چی بگم بچهها اینم اینطوریه دیگه. مثل ۹۷۵۳۲۳۵۷۸ چیز دیگه که اینطوریه و کاریش نمیتونم بکنم.
269
امشب واقعا خیلی شب سنگینیه. نه میشه کاری کرد، نه میشه تحملش کرد، نه اینقدر که کار دارم میتونم بخوابم، نه هیچی.
269
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
امشب خیلی شب سنگینیه. واقعا هیچجوره دست و دلم به هیچی نمیره. از طرفیم میگم بزنم بیرون یکچرخی بزنم، ولی سختگیر درونم میگه: "نخیر، بشین خونه کارهاتو پیش ببر." دیگه موندم لای منگنه، نه راه پس دارم، نه راه پیش؛ فقط سنگینیش رو دارم تحمل میکنم.
269
اینقدر ناراحتم که کاش یکی بغلم کنه، کاش گریهم بیاد، کاش درست بشم، کاش اینقدر کاش کاش نکنم وقتی میدونم قرار نیست هیچکدوم درست بشه.
269
اینقدر ناراحتم که کاش اتاقم یه تونل مخفی داشت، که از دوتا راه تشکیل شده بود، از یک طرف که اتاق خودم، از طرف دیگه به اتاق دوست صمیمیم و انتهاش وصل میشد به یک جای خاص و منحصربهفرد. اگر همچین آپشنی وجود داشت همین الان دوستم رو خبر میکردم که خودش رو برسونه به اونجا و منم میرفتم میدیدمش و یکم از دنیای واقعی و این حجم از ناراحتی، عصبانیت، خستگی و خیلی چیزهای دیگه دور میشدم. فقط برای چند ساعت.
269
Repost from Independent☔️
امروز تو راه دانشگاه، یه خونهی دو طبقه دیدم که روی بالکن طبقهی دومش پر گل بود و برگهای یکی از گلدونهاش اونقدر رشد کرده بود که شره کرده بود پایین و رسیده بود به طبقهی اول. فکر کردم صاحبش حتماً زندگی و فکرش خیلی آرومه که میتونه به گلدونها و دیزاین ایوونش فکر کنه. فکر کردم دلم همچین چیزی میخواد. دلم فکر اروم میخواد. امنیت میخواد. میخوام به چیزهای اولیه فکر نکنم. میخوام مثل گربهای نباشم که سه کنج دیوار گیر کرده، میخوام تو حالت آمادهباش زندگی نکنم. به قول سارینا آدم مگه از زندگی چی میخواد؟ رفاه، رفاه، رفاه.
269
به قدری دلم شیرکاکائو، بستنی شکلاتی، کیک شکلاتی و هر چیزی که مربوط به شکلات باشه، میخواد که کاش میشد همین الان همهشون جلوم ظاهر بشن.
269
تاحالا سر نامه نوشتن اینقدر اشک نریخته بودم، فکر نمیکردم اینقدر کار سخت و غمانگیزی باشه.
