چایی بخوریم؟
رفتن به کانال در Telegram
یکی از چنل نویسای قدیمی، البته اگه سه سال قبل ،قدیم باشه! شاپ ارایشیم : https://t.me/arghavanshop041 لینک ناشناسمون : http://t.me/BluChtBot?start=61afa109bdd8ad898a42
نمایش بیشتر368
مشترکین
+224 ساعت
-107 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
368
یکی از خیابونای دانشگاهمون اخرش میرسه به خوابگاه ما
و از ی جا ب بعد تابلو زدن ک ورود آقایون از ساعت نه شب ب بعد تو این محدوده ممنوعه
ساعت نه شب ب بعد رابطه ما و پسرا مثل جن و بسم الله میمونه..
368
Repost from Med & Mess🩺
بچه ها از الان تا تایم انتخاب رشته یه حرکتی میخوام بزنم هر کسی که چنل داره میخواد چنلش دیده شه یا به بچه ها کمک کنه و هر دلیلی هر رشته و هر دانشگاهی که هستین، شهر یا دانشگاهتون رو تعریف کنین از شرایط تحصیل و زندگی و بازار کار ... و ویستون رو بهم بفرستین من با اسم کانالتون با یه لیست منتشر میکنم تا به بچه ها با دیتا ها و تجربیات واقعی کمک کنیم❤️ ....
اول کمک شما برای دیده شدن این پیام لازمه پس لطفا منتشرش کنین منتظر معرفی هاتون هستم💚❤️
❓چطوری توی لیست معرفی رشته ها شرکت کنیم؟
✅ اول این پیام رو به چنلاتون میفرستین ،ویس یا متنی که اماده کردین پست میکنین ،بعدش توی پی وی بهم ایدی چنلتون با ویستون رو بفرستین چون تعداد ممکنه زیاد بشه و از روی فروارد ها نتونم پیدا کنم ❤️
آیدی چنلم :
@medandmess
پی وی :
@AsalHgh
368
ترمای اول خوابگاه ی اتفاقی ک خیلی تکرار میشد این بود ک بچه ها در قابلمه همدیگه رو برمیداشتن، خب اگه میخوای برداری قابلمه هم بردار ک بتونی استفاده کنی، فقط درشو میخوای چیکار؟
صاحب قابلمه هم در اعتراض به این نوع دزدی اول میومد تو گروه خوابگاه میگف کی در قابلمه منو برداشته بیاره پس بده، دفعات دوم سوم با لحن های نامناسب تری اینو میگف، آخر سر هم با دوستاشون گروهی میرفتن تک تک اتاقا رو میگشتن
و جدی جدی پیداش میکردن 😂😂
368
ی شب خیلی دلم گرفته بود، رفتم حضور بزنم، موقع برگشتن با این کوچولوی ناز ک وسط سالن بود روبرو شدم، انگار خیلی سردش بود و متوجه اطرافش بود، آروم آروم داشت میرفت سمت اونور سالن، بغلش کردم تا گرم شه، اون بین یکی از دخترا دید و جیغ جیغ کنان سرپرست رو صدا کرد که خوابگاه جای سگ نیس نجسه بندازینش بیرون، سرپرستمون اومد به اون دختره گفت نجس ک نیس ولی اگه میترسی میگم ببره بیرون، از سر ناچاری بردمش بیرون، وسط زمستون ک برف هم باریده بود با ی تیشرت نازک با این بچه رفتیم بیرون و یکم اونجا نشستیم، کل مدت بغلش کرده بودم ک اذیت نشه، بعد نیم ساعت اوردمش تو سالن و نذاشتم کسی ببینه، به دوستم زنگ زدم گفتم اگه چیزی داری بیار برا این بچه سردشه حتما گشنشه، یکم سوسیس آورد براش و تو سالن با ی کارتن ی جایی براش درست کردیم ک بخوابه و کسی اذیتش نکنه، این بچه اون شب تو اون کارتن بود ولی صبحش رفته بود و دیگه هیچوقت ندیدمش...
368
گوشیم ی ساله بود گلس نداشت، اون روز رفتیم گلس بندازیم، با ی سیس گنگ گفتم از اونا بنداز ک بغلیت نمیتونه صفحه گوشیتو ببینه
انقد ضخیمه الان اثر انگشت گوشیم کار نمیکنه..
368
مگه سریال لیسانسه هاس بر بخوره😂😭
بحثم اون دختره بود ک فک میکرد رشته تاپ انسانی رشته خوبی نیس ولی اون آخر اخرای تجربی خیلیم کول و خفنه
368
اون اولا ک رفته بودیم خوابگاه، ی شب یکی از بچه های اون طبقه اومد گف میاین مافیا بازی کنیم؟ رفتم باهاش، بعد بازی ی دختره بود گف رشتت چیه گفتم حقوق، خیلی جدی و با نگاهی بالا ب پایین برگشت گفت بابا حقوق چیه اخه بعد فارغ التحصیل شدن همه باید ده سال بمونی پشت آزمون تا شااید وکیل شی، رشته من انقد خوبه ک بعد فارغ شدن کلی کار هست برامون، بیکار نمی مونیم
حالا رشتش چی بود؟ محیط زیست
