438
مشترکین
-224 ساعت
-807 روز
-9230 روز
آرشیو پست ها
438
Repost from نباید ساکت میماندیم
"به سراغ آهنگهای سرزمین مادریام رفتم، دیدم در موسیقی ما نیز ردّی از خون، بوی سرب و جای پوتین دیده میشود.
باز ترسیدم که چشمانت بگرید.
تصمیم گرفتم به تو بگویم خودت شعری بنویسی مالامال از اُمید.
آهنگی که بتوانیم به دور آتش نوروز دست در دست هم، با صدای بلند فریادش بکشیم.
فقط فراموش نکن، نُت آن را برای دخترکی بنویس که دوست دارد مادر را دایه بنویسد و زن را ژن، ولی افسوس نمیداند فردا در هنگامهی مادر شدن، نطفه رحمش را به امید جنس اول بودن جستجو میکنند. برای دخترکی که در سرزمین او، زنان هنوز برای رسیدن به ابتداییترین حقوق خود باید حبس بکشند. برای دخترکی که در فردای بزرگسالی به دنبال عزیز گمکردهاش، از این زندان به زندان دیگر میرود و چشم به کاغذ چسبیده بر در زندان در میان اسامی زندگان، تند و تند به دنبال عزیزش میگردد."
438
پرندهای آبی در قلب من است که میخواهد بزند بیرون اما حواس من جمع است فقط میگذارم بعضی شبها که همه خواباند بیرون بیاید.
میگویم من میدانم تو آنجایی پس غصهنخور!
438
واقعا به یه ادم که تو همه گپایی که جوینم جوین باشه و هر وقت نمیدونستم یچیزی ینی چی کمکمکنه
438
Repost from N/a
اولین تصویری که ازت توی ذهنم ساخته شد، یه آدم نسبتاً محتاط و حسابگر بود که انگار خیلی چیزا رو قبل از انجام دادن توی ذهنش بالا و پایین میکنه، ولی با این حال آخرش باز ممکنه یه گند کوچیک هم بزنه و خودش بشینه بهش بخنده :))
یه جور خودآگاهی بامزه هم توی وایبت هست؛ انگار همزمان که داری خودتو و رفتار آدما رو تحلیل میکنی، خودت هم میدونی که خیلی وقتا جواب بعضی چیزا رو نمیدونی و داری وسط ماجرا یاد میگیری چطور با آدمها برخورد کنی. خیلی جدی و خشک نیستی، حتی وقتی ذهنت درگیر چیزای سنگینه،
در کل اولین تصویری که ازت تو ذهنم موند، یه آدم حساس، فکرکن و یکم نوسانی بود که زیادی خودش رو زیر ذرهبین میذاره؛ هم میتونه ساعتها دربارهی پیچیدگی روابط انسانی فکر کنه، هم چند دقیقه بعد سر یه چیز کوچولو ذوق کنه
https://t.me/hanooz00
438
مشکل اینجاست که اصلا حرف بدی همنزدین که اگه بهتون بگم، شما متوجهش بشین
حرفو میزنینو نمیدونین اون حرف چقد اذیتمکرده
کاش بتونم نشونش بدم که ناراحتم ازتون🚶🏻♀️
438
کاش وقتی حس بدی بهم دادین و دلم از حرفاتون گرفت و قول دادم دیگه باهاتون حرف نزنم ،به قولم عمل میکردم و روز بعد یادم نمیرفت که شما همون ادم قبلین که اذیتم کردین
