مُدام.
رفتن به کانال در Telegram
༄.قهوه بهانه است برای دیدنِ مُدامِ تو
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
755
مشترکین
-124 ساعت
-97 روز
-4230 روز
آرشیو پست ها
758
Repost from روبرو.
انگار یه مدت طولانیه که خودمو توی یه کمد فرضی حبس کردم، نه چون اونجا رو دوست دارم؛ چون بیرونش زیادی نامعلومه.
از تغییر میترسم، از اینکه از اون نقطهای که بهش عادت کردم خارج بشم، از اینکه کسی از یه حدی بهم نزدیکتر شه و حتی از اینکه درِ این کمد یه ذره باز بمونه و یه خط باریک نور بیاد داخل.
عجیبه؛ آدم فکر میکنه از تاریکی میترسه، ولی بعضی وقتها بعد از یه مدت طولانی، از نور بیشتر میترسه چون نور یعنی باید ببینی، انتخاب کنی، حرکت کنی.
از چالش، از ریسک، از ناشناختهها واهمه دارم.
و چیزی که بیشتر از همه ذهنمو درگیر میکنه اینه که حتی یادم نمیاد از کی این شکلی شدم.
فقط یه روز برگشتم و دیدم به جای زندگی کردن، دارم از همهچی فاصلهی امن تعریف میکنم؛ از آدمها، از فرصتها، از تغییر و بدترین قسمتش این نیست که درِ کمد بسته است. اینه که کمکم به خودت میقبولونی شاید بیرونش چیزی برای تو نداره,یا اگر هم داشته باشه برای چند روزه و بعد از مدتی قراره با روی واقعیش آشنا بشی و از دستش بدی.
758
میفهمی ولی نمیتونی عملی کنی(ما مشاورای خوبی هستیم،خودمونم همه جیو میدونیم ولی نمیتونیم عکلیش کنیم)
