𝐷𝑖𝑎𝑟
رفتن به کانال در Telegram
بین نتهایی که مینوازم و واژههایی که یاد میگیرم، زندگی میکنم و اینجا تکههایی از آن را جا میگذارم. . . اکسترن | علوم پزشکی تهران
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
413
مشترکین
-124 ساعت
-167 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
413
من تابستون کلاس نهم بود ، رفتم کارگاه خالم بهش کمک کردم ، بهم ۲۰ هزار تومن پول داد 😂😭 ،
خیلی حس خوبی بود ، نگهش داشتم رفتم مدرسه باهاش بستنی گرفتم 🦦
413
یه لحظه گفتم من چرا دارم تار میبینم ؟
نکنه فشارم افتاده یا قندم ؟
رفتم به مامانم بگم ،
دید منو گفت چقدر عینکت کثیفه مبینا ، بده بشورمش
شست درست شد 🙂
413
فقط دارم به امید آزادی بعد ۳۰ مرداد درس میخونم ،
بعدش یه دل سیر فیلم میبینیم ،
باشگاه میرممممممم ،
اصلا میرم باشگاه انرژی میگیرمممممم ،
الان فقط نشستم دارم به جزوه ها نگاه میکنم و حساب میکنم چقدر باید بخونم تا شب امتحان کشته نشممم
۷ تاش تموم شده ، ۱۳ تا امتحان ناقابل مونده تا پایان ماراتن فیزیوپات😍
413
دیروز همین موقع که داشتم درس میخوندم ، استرس امروز صبح رو داشتم ، که چی میشه ؟
نکنه مشکل خاصی باشه ؟
.
.
امروز از صبح هیچ کاری نتونستم انجام بدم ، تا ظهر فهمیدم هیچ مشکلی نیست و حل شد 🫠
.
.
خلاصه با تاخیر بریم سراغ بقیه خون ، درسته مبحث سختیه ولی بطرز عجیبی دوسش دارم 🙏😂
413
خیلی جدی نشستی داری بامداد خمار میبینی ، وسطش یهو تبلیغ سس گوجه فرنگی یا فروش ماشین میاره .
اصلا کل حس خوبی که گرفتی از فیلم کوفتت میشه .
413
امروز اتاق تکونی بود و ببینید چی پیدا کردم 🙂
از چپ به راست ،
دفتر برنامه ریزی سال یازدهم تا کنکورم ، دفتر برنامه ریزی سال اول و دوم دانشگاه ، آخریشم برای سال سوم و چهارم .
مشخصه با عمومی حال نمیکردم از برنامه ریزیم 🤣
یک هزارم درسی که برای کنکور خوندمو برای علوم پایه میخوندم نمرم اونقدر درخشان نمیشد 🤣
413
قرار بود فردای کنکور پاشیم خونه رو تعمیرات کنیم مثلاً .
ترم ۶ بودم ، آزمون مبانی قلب رو دادم ، اومدم خونه ، افتادم به جون کاغذ دیواری ها 😂
دیگه بعدش بابا رنگ کرد سقف رو دوباره ، باهم کاغذ جدید زدیم 🦦
413
جریانش این بود که ، این کاغذ دیواری ها برای وقتی بود که ده سالم اینا بود ، قرار بود بعد کنکورم عوض بشه ،
من چیکار کردم ؟ نکاتی که یادم میرفت رو نوشتم 😂
