سـیلـویـایِ سـالیـوان
کانال بسته
بات ناشناس @Itssylviebot چنل تعرفه تبلیغات https://t.me/sylvietab
نمایش بیشترإيران33 307دسته بندی مشخص نشده است
8 958
مشترکین
+4124 ساعت
+1987 روز
+87330 روز
آرشیو پست ها
به رسم هر سال لیست کادوهایی که برای تولدم نیاز دارم رو ساختم
هرکدوم دوستانم که مایل بودن پیام بدن😌
اف وای آی: ۵ مرداده😶
Repost from ཞ𝙼𝙰𝙼𝙰𝙲𝙸𝚃𝙰࿅
𓂃 𝘚𝘢𝘳𝘢 🌘
__
شاهزاده جونگکوک دومین پسر ولیعهد و از خط خونی اصلی سلطنته اما از مادری معشوقه اس و قدرت زیادی توی قصر نداره و مورد علاقه ی ولیعهد یا امپراتور نیست ولی چون برادر بزرگترش بیماره همیشه به عنوان یه نقشه ی جایگزین زندگی کرده. اگه برادرش میمرد اون امپراتور میشد اما درست وقتی که برای ماموریت به مرز رفته بود تا خودشو ثابت کنه متوجه ی وجود شاهزاده ای از خط فرعی شد که از بدو تولدش پنهان از قصر بزرگ شده بود و حالا جونگکوک مونده بود که اون یه احمقه که از ترس آبرو ریزی پنهانش کردن یا یه پسر با سرنوشت بزرگ که وانمود به احمق بودن میکنه...ꜥꜤ #Fic ᱺ #fate ᱺ #sara : #Vkook ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲
Repost from ཞ𝙼𝙰𝙼𝙰𝙲𝙸𝚃𝙰࿅
𓂃 𝘚𝘢𝘳𝘢 🌘
__
تهیونگ، فرزند دوم شاهزاده ی سوم هامیونگه و از خط فرعی سلطنته که با چشم های قرمز دنیا اومده ، برای همین دور از قصر و با پنهان کردن رنگ چشماش بزرگ شده. اون سرکش و آزاده ، درست مثل یه اسب وحشی توی دشت های مرز زندگی میکنه و با وجود داشتن جادوی قرمز و سرنوشت یه امپراتور نه به دنبال قدرته و نه سلطنت اما امپراتور برای جشن پاییزی شاهزاده ی مغروری برای احضارشون به مرز می فرسته که دیدار باهاش سرنوشت و زندگی تهیونگ رو تغییر میده، شاهزاده ای که بهش نخ سرخی رو میده که زندگی و آینده شو بهش گره میزنه ...ꜥꜤ #Fic ᱺ #fate ᱺ #sara : #Vkook ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲
Repost from ཞ𝙼𝙰𝙼𝙰𝙲𝙸𝚃𝙰࿅
𓂃 𝘚𝘢𝘳𝘢 🌘
__
معرفی فیکشن
نام فیکشن : نخ سرخ سرنوشت
ژانر : اسمات، رمانس، تاریخی، فانتزی
نویسنده : سارا
کاپل: ویکوک، ویمین
“« درحالی که کوک نوری از خودش نداشت تهیونگ جادوشو بدون چشم داشتی بهش می داد و توی سایه بهش کمک می کرد تا بدرخشه برای همین اون شبیه ماه بود و تهیونگ شبیه خورشید.»”
ꜥꜤ #Fic ᱺ #fate ᱺ #sara : #Vkook ᱺ #ficinfo
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲
از پستهای تیک تاک حمایت کنید منتظر کامنتهاتون هستم
https://vt.tiktok.com/ZSCQeF1xc/
بچه ها تازه از خواب بیدار شدم، خیلی کم خوابی داشتم
چشام پف داره ولی در هر صورت ارایشمو کردم
انقدر قیافه مو دوست دارم
و آنزمان که تهکوکری در این چنلها جوین نبود، از همگی لایوها و مومنتها عقب ماند و در غم خود مرد.
- سورهی تهکوک، آیهی ۶۹
