fa
Feedback
تاکستان

تاکستان

کانال بسته

نیلوفری که تاکستان شد!

نمایش بیشتر
إيران143 243دسته بندی مشخص نشده است
252
مشترکین
+124 ساعت
-57 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
یک گپ دیگر هم اس: من، تاریخ آن روز را خودم پیدا کرده بودم، شبیه تمام کارهای دیگری که به‌جای عزیزانم، برای خودم انجام داده‌ام و امروز متوجه شدم که باید بابتش غمجن باشم. 🫠🌚 #حیف‌شدیم‌هی.

یک گپ دیگر هم اس: من، تاریخ آن روز را خودم پیدا کرده بودم، شبیه تمام کارهای دیگری که به‌جای عزیزانم، برای خودم انجام داده‌ام و امروز متوجه شدم که باید بابتش غمجن باشم. 🫠🌚

در گروهِ "نه، ممنون" روی یک موضوع گفتگو داریم. علی‌سینا می‌گویند: "عشق وجود ندارد." این حرف‌شان با صدای ینگه‌ام یک‌جا وارد ذهنم شد. پیش از علی‌سینا، به ینگه‌ام پاسخ دادم. پرسیدند: طراحی بلد هستی؟ گفتم: چطور؟ گفتند: اتاق بالا را جمع‌وجور کنیم. پرسیدم: چرا؟ چیزی شده؟ به تاریخ گوشی‌ام نگاه کردم و هنوز شانزده بود. زادروزِ تواب و تمیم خو بیستم شهریور است. گفتند: به لالیت -برادرم- تولد می‌گیریم. یک‌تا چارت بزرگ و چندتا برگه‌ی رنگی برایم دادند که گل‌های آفتاب‌‌گردان بسازم و نام لالیم را هم یک‌طوری خوب بنویسم. بعد، گفتند: چندتا پوقانه هم می‌گیرم. می‌خواهم سورپرایزش کنیم. این عشق نیست، شف‌شف بود. حالا عشق در کجاست؟ من و لالیم -بنابر دلیلی- زادروزمان مشخص نبود، کلن تاریخ تولد نداشتیم. من، شاید پانزده ساله بودم یا کوچک‌تر از آن، کارت واکسین خود را پیدا کرده بودم که در آن، نام پدر و مادرم با انگشتِ آمیخته به لعاب دهن پاک شده بود و تاریخ تولد، پانزدهم دی‌ماه نوشته بود. لالیم تا امروز، روزی را نداشتند که برای‌شان جشن تولد بگیریم. ینگه‌ام سال‌ها به این فکر می‌کردند که ت زادروز خودشان را برای لالیم بدهند و هردو یک‌جا تجلیل کنند یا به نوعی زادروز لالیم را پیدا کنیم. یک روز مهمان داشتیم و گپ سر سن و سال آدم‌های مجلس آمد و از آن‌جا که دامنه‌ی موضوع بسیار گسترده‌ است و به آدم‌های مجلس خلاصه نمی‌شود، بر سر دخترهای کاکا و ماما و همه‌ رسید. آن‌جا بود که گفتند لالیم بیست روز از دختر کاکایم کوچک‌تر هستند. ینگه‌ام چند بار گفتند از زن کاکایم بپرسیم که زادروز فلانی چه وقت است. چرا؟ چون بیست روز پیش از آن را برای لالیم زادروز تعیین کنیم. سرانجام این کار انجام شد و حالا لالیم -بعد از سی‌وچند سال- می‌دانند که در کدام روز زاده شده و برای نخستین‌بار برایش جشن می‌گیرم. نیاز به تعریف‌های قلمبه‌سلمبه‌ی فلسفی نیست. اینمی هیجانی که ینگه‌ام امروز برای سورپرایزِ لالیم دارند، عشق هست و وجود هم دارد. پانزده سال هم از عروسی‌شان می‌گذرد و با وجود یک دنیا اتفاقی که در این پانزده‌سال رخ داده، هنوز زنده هست.

‌. که فروشد به قدر یک جو صبر تا به نرخ هزار جان بخرم؟ #خاقانی .

دست را بالای ابرو سایه‌بانَک ساختیم آه، این اندوه آدم، آخرش پیدا نبود #کاوه‌جبران

کار تو نیست، گلم! ما خودمان می‌فهمیم آسمان قسمت ما را زده ویران کرده ‌ #کاوه‌جبران #ترانه‌_و_تروریست

گفتم: دیگه بدخشان را دوست ندارم. گفت: بدخشان از دور قشنگ هست. و باور کردم..

گفت: "بدخشان از دور قشنگ هست."

photo content
+1

یاسر برایم سنپ کرد، باز کردم و یک ویدیوی بسیااااار خوبش بود. زیبایی ویدیو وقتی دوبرابر شد که فهمیدم تنها به من فرستاده. گفتم که این اعتمادت را دوست دارم. و یاد شب‌هایی افتادم که -چه پشت‌گوشی و چه روبه‌رو- آن‌قدر حرف می‌زدیم که خورشید طلوع می‌کرد. زیبایی آن شب‌ها هم در این بود که نیاز نبود بگوییم: به کسی چیزی نگو.

جان من جان من فدای تو باد هیچت از دوستان نیاید یاد می‌روی و التفات می‌نکنی سرو هرگز چنین نرفت آزاد آفرین خدای بر پدری که تو پرورد و مادری که تو زاد بخت نیکت به منتهای امید برساناد و چشم بد مرساد تا چه کرد آن که نقش روی تو بست که در فتنه بر جهان بگشاد من بگیرم عنان شه روزی گویم از دست خوبرویان داد تو بدین چشم مست و پیشانی دل ما بازپس نخواهی داد عقل با عشق بر نمی‌آید جور مزدور می‌برد استاد آن که هرگز بر آستانه عشق پای ننهاده بود سر بنهاد روی در خاک رفت و سر نه عجب که رود هم در این هوس بر باد مرغ وحشی که می‌رمید از قید با همه زیرکی به دام افتاد همه از دست غیر ناله کنند سعدی از دست خویشتن فریاد روی گفتم که در جهان بنهم گردم از قید بندگی آزاد که نه بیرون پارس منزل هست شام و رومست و بصره و بغداد دست از دامنم نمی‌دارد خاک شیراز و آب رکن آباد

وضعیت کتاب‌های در حال مطالعه‌ام:
وضعیت کتاب‌های در حال مطالعه‌ام:

پدرم آه کشید و گفت: "همه از دست غیر ناله کنند، سعدی از دست خویشتن فریاد" #بامدادخمار #ص‌۱۵۶

هزار و چهارصد 📍سمنگان
+5
هزار و چهارصد 📍سمنگان

هزار و چهارصد و یک 📍دهدادی
+3
هزار و چهارصد و یک 📍دهدادی

سال، هزار و چهارصد و دو 📍مندوی، کابل
+4
سال، هزار و چهارصد و دو 📍مندوی، کابل

Repost from N/a
"PK" "3 idiots" دوتا فلمی که بی‌حساب دیده‌ام و هربار هم که می‌بینم، گویی نخستین‌بار هست.

Repost from N/a
امروز 5 سپتمبر است. و 17 سال از این فیلم میگذرد.

🖤
+2
🖤