fa
Feedback
یا الان یا هیچوقت .

یا الان یا هیچوقت .

رفتن به کانال در Telegram

اینجا پناهگاه روزهای سخته! جایی که یاد میگیریم تحت هر شرایطی ادامه دهنده باشیم:) کبوترِ نامه رسانِ من @Grayoxbot پیاماتو به دستم میرسونه✨ اینجا زندگی جریان داره!

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 234
مشترکین
-324 ساعت
-147 روز
+7930 روز
آرشیو پست ها
من 3 تارو اعتراض زدم، دوتاش ثابت بود یکیش 0.5 نمره اضافه شد.

بقران روانم نمیکشه کاش بمیرم راحت شم

من که مطمعنم یکی از اعتراضام اصلا بررسی نشده ولی نمیتونم ثابت کنم:

نتایج اعتراضات اعلام شد، اوضاعتون چجوری شد؟

چیزی که نکشتت نمیزاره که بخوابی.

آفتاب طلوع کرد و من هنوز بیدارم

لطفا تلاش کن و بجنگ برای اون چیزی که از کودکی رویات بوده برای هدفی که توی سرته برای موفقیتی که قراره بهلطرش سرتو بالا بگیری برای خنده ی مامان بابات برای سربلند شدن خودت پیش همون آدمایی که گفتن نمیشه برای دست یافتن به بهترین ها برای رسیدن به رویات برای رسیدن به رویات برای رسیدن به رویات.

کتاب زبان هامم رسیده اتفاقا منتها خونه ان و من خونه نیستم تا اول مهر😂

اتفاقا چرا از اول مهر باید برگردم به روتین اصلی زندگیم فعلا که ساری نیستم برگردم ساری یسری تسک هارو به صچرت چالش میزارم باهم تیک بزنیم هم برای کنکوریا پلن دارم که ساعت مطالعشونو کمک کنم فیکس کنن همراه با بیداری و گزارشکار

سیسی از ۱ مهر به بعد چالش زبان خوندن نمیزاری؟ مثلا بریم تو ypt

البته میتونم بازم لیست بزارم و تیک بزنم ولی چون عادت کردم دیگه لزومی نداره. من اول تصمیم داشتم کامل قند مصنوعی رو حذف کنم ولی شدنی نبود و ازونور بوم میوفتادم چون باعث افت قند میشد اینجوری در نتیجه سعی کردم کربوهیدرات های اضافی که سودی برای بدنم نداره رو حذف کنم مثل همون قندِ وای یا ابنبات و تافی

این چالش تموم شد. کاملا به نبود قند برای چایی عادت کردم و میلمو برای خوردن شکلات و آبنبات از دست دادم. نتیجه این چالش سخت؟ بخش عظیمی از جوش های زیر پوستیم از بین رفت، تقریبا پوستم روشن و شفاف تر شد و میشه گفت کبدم هم از قند اضافی پاکسازی تر شده.

لذت خوابیدن تا ظهر>>>>

چه ناز، ممنونم ازت:)

یه ایده جالب به ذهنم رسید! اگه دوس داشتین این پیامو فوروارد کنین تو کانالتون تا بگم بنظرم چه تخصصی بهتون میاد :)))

احساس میکنم تعلق ندارم، به مکانی که توشم، به شخصی که هستم، به پوششی که دارم، به اعتقاداتم، به خانوادم، به جایگاه شغلیم،به آیندم، به گذشتم، به کسی که هستم... انگار به هیچ جا و هیچ چیز تعلق ندارم

یعنی میشه باز بشه این در، صبح بشه این شب؟

دوبلوری، عکاسی و همون شغل رویاییم که برای رسیدنش دارم دستو پا میزنم