📝 Mindary
رفتن به کانال در Telegram
دانشجوی روانشناسی 🧠 جایی میان کتابها، فکرها، احساسات و روزمرگی. اینجا بخشی از دنیای منه. 🤍 https://t.me/HarfChatBot?start=16d5b6d075d3
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
677
مشترکین
-34524 ساعت
-1 1367 روز
+21730 روز
آرشیو پست ها
703
بستن چشم هايت چيزي را تغيير نمي دهد. هيچ چيز فقط به خاطر اينكه تو آنچه را دارد اتفاق می افتد نمی بينی ناپديد نمی شود. در حقيقت بار ديگری كه چشم هايت را باز كني اوضاع حتی خيلی بدتر خواهد بود. دنيايی كه ما در آن زندگی می كنيم اين چنين است. چشم هايت را كاملا باز نگه دار. فقط يك ترسو چشم هايش را می بندد. بستن چشم هايت و گرفتن گوش هايت زمان را متوقف نمی كند.
+کافکا در کرانه؛
703
‘گفته بودم
فراموشی زمان می خواهد
اشتباه بود
فراموشی زمان نمی خواهد
فراموشی دل می خواست
که آن هم پیش تو ماند
ییلماز گونی’
703
روزی فرا میرسد که گلهایی را که میپنداشتی هرگز نخواهند شکفت،
با شکوهی تازه سر برمیآورند؛
و اندوهی که گمان میبردی پایان ندارد،
آرامآرام رنگ میبازد و به پایان میرسد.
زمانی که خیال میکردی هرگز نمیگذرد،
بیصدا عبور میکند…
زندگی رازیست نهفته در دل صبر و امید؛
آغازش با شکر است،
میانهاش با صبر معنا میگیرد،
و سرانجامش با باور، به روشنایی میرسد.
مولانا
703
‘یاد گرفتم در پایان یک علاقه، ما کسی را از دست نمیدهیم؛ خودمان از دست میرویم،
آن خودِ دلبستهیِ خوشحالِ سرسختِ امیدوار.
حمید سلیمی’
703
آدمها رنجهایِ خودشان را بیشتر از شادیهای
خود به یاد میآورند. رنج مثل کوه است، شادی
مثل رود. رود میرود، کوه میماند.
ابراهیم سلطانی
703
حالِ ما بعدِ آشنایی با بعضیهارو فقط وحشی
بافقی، خوب توصیف میکنه:
«چه غصهها که نخوردم، زِ آشناییِ تو…»
703
‘آنقدر دوستت دارم و آنچنان دلتنگت
هستم که جز این دو فعل، اگر چیز دیگری
بگویم بیهودهست.
ناظم حکمت’
