𝗡𝗢𝗡𝗚 𝗛𝗢𝗡𝗚 ^᪲᪲ [ rest ]
رفتن به کانال در Telegram
425
مشترکین
-224 ساعت
+117 روز
+4230 روز
آرشیو پست ها
میدونستین که من یه مدت والیبال کار میکردم؟
ولی بعد به خاطر کنکور دیگه کار نکردم-
الانم که اصلا کار نمیکتم
Repost from 𝚂𝙽͟ 𝚫 𝙀𝙍𝙍𝙊𝙍 : 𝘼𝘼𝘼 𝙀𝙍𝘼 ᵎᵎ
پریم عزیزم
اون دلتنگته، احساساتش هم عمیقتر از چیزیه که فکرشرو بکنی؛ به زودی مشکلی که بینتون به وجود اومده حل میشه، زیاد بهش فکر نکن. زندگی درست مثل موجهای دریا، بعضی وقتا طوفانیه و بعضی وقتام آروم و مهربون. به صدای پرندهها گوش کن. با ناخونای بلند میکاپ کن و برقص، ولی موقع والیبال کوتاهشون کن. میدونی که هرچیزی جای خودشو داره مگه نه؟ میتونی از هونگ بپرسی :)مامانی دوسِت داره ♡
وِی عمیق به چشمهای نایت نگاه کرد. جمله «ما هنوز کلی وقت با هم داریم» مدام توی سرش اکو میشد.
«وقتِ زیاد» برای نایت یعنی چقدر؟
چند روز؟ چند ماه؟ یا چند سال؟
فقط فکر کردن به روزی که قرار بود به نایت صدمه بزنه، باعث میشد تیر کشیدن رو توی سینهاش حس کنه.
-گفتم دوستت دارم. همینو گفتم....
لبهاش با شنیدن این حرفها کش اومد و لبخند عمیقی زد. بازوهاش رو حتی محکمتر از قبل دور مرد حلقه کرد. بدجوری دلش میخواست این مرد رو تا ابد پیش خودش زندانی کنه؛ اون رو لای عشقی حبس کنه که هیچوقت جرئت نمیکرد بلند به زبون بیارش.
