choi house
رفتن به کانال در Telegram
It's like sunday for, sunday for us 📩 : @ssoobbinnnbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
324
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
Repost from snowkissed 🆕️
egomaniac dracula
ー🐱’s 16th recipe
Repost from s(martin)es 🆙🆕
web : # さ– nation ?
📀 . teen wolf ’s 1page
Repost from 𝘔𝘢𝘳𝘤𝘩¹³
+4
با صدای تقه که از در شنید،از افکارش بیرون اومد. "بیا تو" جانگ،وارد اتاق شد و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان،جناب جئون تشریف آوردند" "بیارش پیشم" "چشم قربان" جانگ،تعظیمی کرد و از اتاق خارج شد. با رفتن پسر،نقششو دوباره،مروری کرد و پوزخندی روی لباش،شکل گرفت. بعد از دو دقیقه،صدای تقه دیگه شنیده شد،جانگ و پسر لباس سفیدی،وارد شدند. "میتونی بری" جانگ،تعظیمی کرد و دو پسر رو تنها گذاشت. "خوش اومدی،جئون" "از من چی میخوای سونگچول؟" "شرطی که گذاشتیم،رو یادت رفته؟" "گفتم که انجام میدم" "مطمئن باشم؟میدونی که عاقبت خیانت به من چیه؟" "آره،قول میدم" پسر بزرگتر،پوزخندی زد و به سمت جلو خم شد و با جدیت به پسر،نگاه کرد. "100 هزار وون؟" پسر کوچیکتر از کیفش،100 هزار وونی خارج کرد و روی میز شیشه ای گذاشت. "بیا اینم 100 هزار وون" کوپس، پول رو از روی میز برداشت. "میتونی بری" "بعد از شرطمون،دست از سرم برمیداری؟" "آره" پسر کوچکتر،کیف مشکی رنگش رو برداشت و به سرعت از اتاق خارج،شد. بلافاصله بعد از رفتن ونوو،گوشیش رو درآورد و شماره مورد نظر،رو گرفت. "عملیات رو شروع کنین" هنوز ثانیه ای از حرفش،نگذشته بود که صدای تیر اسلحه،بالا گرفت.𝐒𝐞𝐮𝐧𝐠𝐖𝐨𝐧✦
