fa
Feedback
HANA

HANA

رفتن به کانال در Telegram

We create our fantasies.💕🎠 @hana_sbot ‌ راه ارتباطی 🎀hana 🎀zeynab 🎀ala

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
427
مشترکین
+124 ساعت
-307 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
او از طریق متونی بنیادی همچون «مانیفست کمونیست» (1848) این باور را ترویج می‌کرد که تنها زمانی که طبقۀ کارگر با نابودی دولت سرمایه‌داری موجود قدرت را به دست گیرد، تمام جامعه از نابرابری و رنج ناشی از روابط طبقاتی،«ازخودبیگانگی» و استثمار کار رها خواهد شد.

#ThinkingThroughFashion #پارت_18
هگل، فویرباخ و مارکس: مسیر به سوی ماتریالیسم تاریخی
آنچه مارکس را در تاریخ اندیشۀ غرب به متفکری استثنایی بدل کرد، سرخوردگی او از ذهن‌گرایی صرف بسیاری از هم‌عصرانش بود. چنانکه خود می‌نویسد: «فیلسوفان تنها جهان را به شیوه‌های گوناگون تفسیر کرده‌اند؛ اما مسئله این است که آن را تغییر دهیم» (Marx, 1974 : 123). مارکس در دوران دانشجویی به محفل بوهمیایی از اندیشمندان رادیکال پیوست که به‌شدت تحت تأثیر آثار هگل، مهم‌ترین فیلسوف آن روزگار، بودند، هرچند نگاه انتقادیشان به او روزبه‌روز فزونی می‌گرفت. این گروه که به «هگلی‌های جوان» شهرت داشتند، همچنان در پرتو روشنگری فکری قرن هجدهم غوطه‌ور بودند؛ روشنگری‌ای که تأکید می‌کرد این اندیشه‌ها، عقل و تفکرند – و نه خدا، طبیعت یا نیروهای ماوراءالطبیعه – که در درک تاریخ و دگرگون‌سازی جامعه نقشی تعیین‌کننده دارند. آنان در باشگاه پزشکان برلین گرد می‌آمدند، می‌نوشیدند و به بحث درباره ایده‌ها می‌پرداختند (Gonzalez, 2006) و به سرکوبگری جامعۀ پروسی (آلمان امروزی) که خود بخشی از آن بودند، می‌تاختند. مارکس در آثار هگل بذرهای نظریۀ تاریخ خود، «ماتریالیسم تاریخی» را یافت. هگل (1975) استدلال کرده بود که توسعۀ جامعه و اندیشه‌هایی که به آن شکل می‌دهند، مراحل مشخصی را طی می‌کند. هرگونه تغییر از یک نوع جامعه به نوع دیگر نه به‌تدریج، بلکه از طریق گسست‌ها و تضادهایی رخ می‌دهد که ریشه در ایده‌های متعارض درباره نحوۀ فهم انسان از جهان دارند. بنابراین از نگاه هگل، پیشرفت تنها زمانی ممکن بود که این تضاد در ایده‌ها با حرکت به سوی شیوه‌ای نوین و انقلابی از تفکر حل‌وفصل شود؛ ترکیبی که درکی کامل‌تر و در سطحی بالاتر از جهان فراهم می‌آورد. او معتقد بود که دولت پروس از چنین کشمکشی میان کسانی که خدا یا نیروهای ماوراءالطبیعه را شکل‌دهندۀ تاریخ می‌دانستند و متفکران روشنگری که همه چیز را عقلانی تبیین‌پذیر می‌دیدند، سربرآورده است. با این حال، «ماتریالیسم تاریخی» مارکس تغییر اجتماعی را نه برخاسته از تضادهای موجود در ایده‌های جامعه، بلکه ناشی از شرایط مادی زندگی و نحوۀ سازمان‌دهی کار می‌دانست. مارکس استدلال کرد که کشمکش بر سر مالکیت، کنترل تولید و محصول آن، تضاد اصلی در جامعۀ سرمایه‌داری است. این تضاد گروه‌های مشخصی یا به‌تعبیر او طبقاتی را پدید می‌آورد و به نزاع میان آنها برای کنترل نیروی کار می‌انجامد. او به‌شیوۀ مشهور خود می‌گوید: «تاریخ تمام جوامع موجود تاکنون، تاریخ مبارزات طبقاتی است. آزاد و برده، پاتریسین و پلبی، ارباب و سرف، استادکار صنفی و شاگرد، [و کارگر یا پرولتر و سرمایه‌دار]، در یک کلام، ستمگر و ستم‌دیده» (Marx and Engels, 1998 : 3). در اینجا او همچنین تحت تأثیر آثار بزرگ‌ترین منتقد هگل، فویرباخ، قرار داشت که اصرار می‌ورزید زندگی مادی به آگاهی شکل می‌دهد. اندیشه‌های فویرباخ بدیلی برای هگل فراهم می‌کرد که مفهومش از کار، صرفاً نوع ذهنی آن بود و او را دچار «این توهم می‌ساخت که امر واقعی را محصول اندیشه بپندارد». برای مارکس که بیش از هر چیز به تغییر و چگونگی دستیابی به آن علاقه‌مند بود، ماتریالیسم فویرباخ مشکل‌ساز می‌نمود، زیرا طبیعت انسان، اندیشه و رفتار را به‌مثابۀ ذاتی تغییرناپذیر تصور می‌کرد. بدین‌ترتیب، مارکس با بهره‌گیری و همزمان نقد اندیشه‌های این متفکران، دیدگاه «ماتریالیسم تاریخی» خود را پرورش داد. او استدلال کرد که طبیعت انسان ثابت نمی‌ماند، زیرا کار و تأثیرات آن «وجود نوعی» ما را از دیگر حیوانات متمایز می‌کند. از نگاه مارکس، کار، خود طبیعت انسان را تغییر می‌دهد، چراکه تعامل فعال ما با جهان مادی از طریق کار، آگاهیمان را بازشکل می‌دهد. در عین حال، از طریق «تولید مادی و مراودۀ خود، همراه با جهان واقعی، تفکر و محصولات آن را نیز دگرگون می‌سازیم».بنابراین به باور مارکس، این تضادهای روابط طبقاتی و کنترل بر کار و محصولات آن توسط گروه یا طبقۀ کوچک در نظام سرمایه‌داری بود که از تحقق کامل «وجود نوعی» یا نیروهای خلاقۀ کارگری ما جلوگیری می‌کرد. این از دست دادن کنترل بر کار خویش همان چیزی است که او «ازخودبیگانگی» (1844) نامید. تسلط طبقۀ حاکم بر کار، راه را بر استقرار کمونیسم می‌بست که برای مارکس و دوست و همکارش انگلس، والاترین شکل جامعه بود. در کمونیسم، فرایند تولید شفاف خواهد بود. کار به‌صورت دموکراتیک و بر اساس نیاز اجتماعی به‌جای سود خصوصی کنترل و سازمان‌دهی می‌شود. مارکس با طرح چنین امکاناتی و با پشتیبانی انگلس، به نظریه‌پرداز اصلی سوسیالیسم انقلابی بدل شد.

#ThinkingThroughFashion #پارت_17
کارل مارکس
مد و سرمایه‌داری آنتونی سالیوان مقدمه با توجه به اظهار نظر ویلسون که «مد فرزند سرمایهداری است» (Wilson, 2003: 13)، این فصل نشان میدهد که چگونه چارچوب مفهومی غنی مارکس میتواند به درکی انتقادی و عمیقتر از خاستگاهها و پویاییهای مد، در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و مادی بینجامد. زیرا مد نیز درست مانند نظام سرمایهداری که آن را پدید آورده، «دوچهره» است (Wilson, 2003: 13) و همزمان سرچشمۀ لذت و رنج، و عرصۀ بیان و بهرهکشی بهشمار میرود. نگاهی به زندگی مارکس و درسی در قدرت نمادین پوشش برخلاف فقر طاقتفرسایی که زندگی متأخر مارکس را زخمدار کرد، او در سال ۱۸۱۸ در آسایش نسبیِ یک خانوادۀ طبقۀ متوسط در شهر کلیسایی ترییر در راینلند آلمان زاده شد. مارکس فرزند وکیلی یهودی بود که برای رهایی از یهودستیزی به پروتستانتیسم گرویده بود و خود در سال ۱۸۳۵ در بن به تحصیل حقوق و یک سال بعد در دانشگاه برلین به تحصیل فلسفه پرداخت. او با آنکه در ۱۸۴۱، در ۲۳ سالگی، رسالۀ دکتری خود را درباره فلسفۀ یونان کلاسیک به پایان رساند، از برنامۀ خود برای دنبال کردن یک مسیر دانشگاهی دست کشید. در عوض، زندگیاش را وقف مطالعۀ سرمایهداری کرد و کوشید شالودهای نظری برای پروژهای بزرگ فراهم آورد: رهایی جامعه از رنجی که نابرابریهای طبقاتی و بهرهکشیِ حاکم بر نظام سرمایهداری پدید میآورد (Callinicos, 1983). در این نظام، یا «شیوۀ تولید» (Marx, 1976: 3)، کالاها بهمنظور فروش در قامت کالاهای تجاری تولید میشوند تا برای سرمایهداران، یعنی صاحبان «ابزار تولید» (مواد خام و ماشینآلات ساخت)، سود بیافرینند. بنابراین از نگاه مارکس، سرمایهداری اساساً در پی برآوردن نیازهای کارگرانی نیست که این کالاها را میسازند، بلکه «نیروی کار» آنان در ازای دستمزدی در حد بخورونمیر، از سوی همین سرمایهداران خریداری، کنترل و استثمار میشود. در این میان، خود کارگران نیز به مصرفکنندگانی بدل میشوند که ناگزیرند همان چیزهایی را که تولید کردهاند، با پرداخت مبلغی افزونتر بازخرید کنند. این نظام تولیدِ استثمارگرانه، مشخصۀ سرمایهداری و چنانکه بعداً خواهیم دید، در کانون شکلگیری مد قرار دارد. کارِ نامنظم روزنامهنگاری، که پس از دانشگاه منبع اصلی درآمد مارکس بود، دستمزدی اندک و نامرتب داشت و او را وامیداشت برای خرید غذا و دیگر مایحتاج خود و خانوادهاش، مرتباً پالتویش را گرو بگذارد. همین رفتوآمدهای مکرر به گروفروشی سبب شد که او «ارزش پالتویش را بداند» (Stallybrass, 1998: 203) و آن را همچون کالایی تجاری یا وسیلهای برای مبادله بشناسد. با این حال، واگذاری پالتو در برابر پول نقد، او را رودررو با یکی از مهمترین وجوه مد قرار داد: توانایی مد در نمایش پایگاه اجتماعی، خواه واقعی، خواه «واقعی یا تصنعی» (Finkelstein, 1991: 128). مارکس بدون پالتویش نمیتوانست مطالعه کند، چراکه «اتاق مطالعۀ [کتابخانۀ بریتانیا] هر رهگذری را به درون راه نمیداد، و مرد بدون پالتو […] همان رهگذر بود. او بدون پالتو […] شایستۀ دیده شدن نبود» (Stallybrass, 1998: 187). بدینترتیب مارکس بهطور مستقیم قدرت نمادین پوشش را بهمثابۀ ابزاری برای خلق تصویر یا جلوهای از هویت اجتماعی و «فردیت بخشیدن به خود در میان جامعه» تجربه کرد (Marx and Engels, 1973: 84).

اینارو بفرستین واسه کنکوریا با من مرور کنن :)⁦♡

کودوم یکی جزو اصول طراحی ادوارد مانه نیست !؟
Anonymous voting

photo content

Jean Shrimpton ✨ جین شرمپتون مدل و بازیگر انگلیسی است . تصویر وی در بسیاری از مجله‌ها از جمله Vogue، Harper's Bazaar Vogue[۱]
+1
Jean Shrimpton ✨ جین شرمپتون مدل و بازیگر انگلیسی است . تصویر وی در بسیاری از مجله‌ها از جمله Vogue، Harper's Bazaar Vogue[۱]، ونتی فر، Glamour، اِل، Ladies' Home Journal، نیوزویک، Vogue و مجله تایم چاپ شده است.

به نظرم واقعا سخت بود💔🎀
به نظرم واقعا سخت بود💔🎀

این

Repost from ✐xsormax art
🎉𝘊𝘩𝘢𝘭𝘭𝘦𝘯𝘨𝘦(به مناسبت روند بودن امروز) این پیام رو فور کنید و تاس بندازید 🎲 1-اگر یک اومد یکی از کاراتون رو مشخص کن
🎉𝘊𝘩𝘢𝘭𝘭𝘦𝘯𝘨𝘦(به مناسبت روند بودن امروز) این پیام رو فور کنید و تاس بندازید 🎲
1-اگر یک اومد یکی از کاراتون رو مشخص کنید تا من تحلیل و برسیش کنم و به کارتون از ۱۰ نمره بدم
2 -اگر دو اومد یکی از کارای منو به دلخواه فور کنید و یکی از کاراتون رو مشخص میکنید که فور کنم چنلم دیده بشه و لذت ببریم ( یا میتونید بزارید به سلیقه خودم)
3 -اگر سه اومد یک کار مشخص میکنید که استارز بدم
4 -اگر چهار اومد به ممبراتون بگید که چیشد که هنر و آرتو ( یا هر کاری که میکنید و علاقه دارید) رو شروع کردید یا چیشد که چنل زدید
5 -اگر پنج اومد یکی از کارای قدیمی تونو کنار یکی از کارای جدیدتون میزارید تا ممبر هاتون بیان پیشرفتتوت رو مقایسه کنن و بگن ( خودتونم میتونید بگید که از نظرتون کجاها پیشرفت کردید)
6-اگر شیش اومد اوسیتون رو مشخص میکنید که یدونه ازش چیبی نینی هیی بکشم( اگرم اوسی نداشتید یک آهنگ بر اساس وایب چنلتون بهتون میدم)
💥اگر پنج اوردید جایزه داره و میتونید دوباره هم تاس بندازید یچی دیگه هم کنارش بگیرید
🕯️خط میخوره

.

ببینم 6/6/6 کجام

5/5/5

پوشش سر زن بلوچستان !؟
Anonymous voting

تاحالا اینجوری نابود نشده بودم 😂

photo content

ولی من ازینا دارم 😂
ولی من ازینا دارم 😂

✨دوریان لی✨Dorian Leigh✨ یکی از اولین مدل‌هایی که تصویرشان روی جلد مجلات مد چاپ شد، دوریان لی بود. اولین تصویر دوریان روی جلد
+1
✨دوریان لی✨Dorian Leigh✨ یکی از اولین مدل‌هایی که تصویرشان روی جلد مجلات مد چاپ شد، دوریان لی بود. اولین تصویر دوریان روی جلد مجله ووگ در سال 1946 قرار گرفت که باعث شهرت جهانی‌اش شد و او را به ستاره کمپین‌های تبلیغاتی بزرگ تبدیل کرد. زاده 23 آوریل 1917 درگذشت 7 ژوئیه 2008 (91سالگی) اهل ایالات متحده آمریکا

دهه ۱۹۴۰، آغاز دوره رشد و رونق مجلات مد بود. درواقع، از همین دوران به بعد، افرادی که در حرفه مدلینگ کار می‌کردند، به‌اندازه هنرپیشه‌های سینما مشهور شدند. بنابراین دهه ۱۹۴۰ را می‌توان پایه‌های محکم صنعت مد امروزی دانست🙂‍↔️✨