مَهخوربانو‟
رفتن به کانال در Telegram
🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | بهزودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِرهها و زُلفها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
269
مشترکین
-324 ساعت
-417 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
269
و افسوس...
افسوس که گروه نخستِ زندگان، خود به هزاران گروه تقسیم میشوند؛ هر یک با پرچمی، هر یک با حقیقتی که حقیقت میپندارند، و هر یک آماده تا برای باور خویش جان دهند یا جان بگیرند.
آنان در پندار، با یکدیگر متفاوتاند؛ اما در سرنوشت، همگی همسفر یک پایاناند.
و گروهِ دومِ زندگان، اندکشمارند.
آنان از هیاهوی جامعهای که در پوسیدگیِ اندیشه، خویش را زنده میپندارد، کناره میگیرند. نه از آن رو که مردم را خوار بشمارند، بلکه از آن رو که حقیقت، در ازدحامِ فریادها شنیده نمیشود.
سرنوشتِ چراغ، سوختن است؛ و سهمِ نور، تنهایی.
آرتمیس“
269
دو گونه مرگ است.
مرگِ آنان که با فریادِ آرمان، بیآنکه حقیقت را بشناسند، در میدان نبرد جان میدهند.
و مرگِ آنان که حقیقت را در زنجیرِ اسارت میبینند؛ آنگاه که دیگر نه شمشیری برای جنگیدن مانده است و نه نفسی برای جبران. آنان با حسرتِ خویش و خونِ همراهانشان، حقیقت را میفهمند و مرگ را مینوشند.
و زندگی نیز دو گونه است.
آنان که میراثِ باورِ مردگان را بر دوش میکشند و راهی را ادامه میدهند که پایانش را هرگز ندیدهاند؛ غافل از آنکه همهٔ کشتهشدگان، چه در ناآگاهی و چه در آگاهی، سرانجام در برابر حقیقت زانو زدهاند.
و آنان که پیش از مرگ، پرده را کنار میزنند و حقیقت را لمس میکنند. اینان یا چراغی میشوند برای بیداریِ زندگان، یا نوری که تاریکیِ جهانِ مردگان را نیز در هم میشکند.
زیرا مرگ، پایانِ انسان نیست؛ پایانِ توهّمِ اوست.
آرتمیس “
269
بخش های جدیدی از کتاب داره نوشته میشه و خب کم کم عشق اسپهبد وهمنزادگان و نوردخت داره شکل میگیره🥹
269
این چند روز تصمیم گرفتیم یکم از تنش ها فاصله بگیریم و به نظرم هم تونست هم کمک کنه و من با هربار نگاه کردن غروب به همراه طبیعت و کوه ها احساساتی در من زنده میشه.
و روز گذشته رو ثبت کردم در گاهشماری زندگیم، روزی بود که به عنوان مهم ترین روز ها این گاهشماری ثبت شد و میخوام الان، بدون عجله و شتاب از اون درد، روند قبلیم رو ادامه بدم..
