💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
رفتن به کانال در Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
نمایش بیشترإيران151 319دسته بندی مشخص نشده است
281
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
برایش این شعر را خواندم...
واژه بخل و حسادت ز دلم دور ولی
کاش هر کسی نظری بر تو کند کور شود🌝♥️
گفت: خوش به حال کسیکه اینگونه مورد حسادت شما قرار بگیرد..
........🫀
شاید مشکل تکیه نبود…
شاید آدمهای نادرست را ستونِ امیدت انتخاب کرده بودی… 🖤
حالا شناختی، پس تکیه نکن..
تکیهگاه باشید، نه دیوارِ فروریختهای
که حتی سایهاش هم پناه نمیدهد… 🖤
خواستم بگویم…
وقتی کسی کتاب میخواند، بهجای تحسین، میگویند: خود را به رخ میکشد…
در حالیکه خواندن، حملِ واژههاییست که هر کسی توانِ برداشتنش را ندارد…
و وقتی کسی مینویسد، نویسنده میشود، یا شاعر… بیدرنگ میگویند: " همه نویسنده شدهاند…"
اما نمیپرسند، چه عمقی را لمس کرده که واژه، از دلش عبور کرده است…
چرا بهجای ایستادن در برابرشان،
کنارشان نمیایستیم؟ چرا بهجای خاموش کردن، چراغِ قلمشان را روشنتر نمیکنیم؟
و آنان که رمان میخوانند.. بهجای فهمیدن، قضاوت میشوند…
میگویند: رمان، انسان را تغییر میدهد…
بلی..تغییر میدهد…اما نه به تباهی،
بلکه به فهم، به دیدنِ جهان از زاویهای عمیقتر… اما حقیقتی تلختر نیز هست
این جهان، با هر آنکه اندکی بیشتر بفهمد، سرِ سازگاری ندارد… هر که از سطح عبور کند، محکوم به سکوت میشود…
در میانِ این هیاهوی تهی، واژهها نیز گاه در گلو خفه میشوند…و قلم، از ترسِ نادیده گرفته شدن،
به سکوت پناه میبرد…
و این را هم بدانید، هیچکس برای دیده شدن نمینویسد…نوشتن،
فریادیست درونی،برای رهایی از آنچه در دل میگذرد…
اما با اینهمه باز هم باید خواند،
باز هم باید نوشت…حتی اگر
هیچکس نفهمد…حتی اگرتمامِ جهان
در برابرِ اندیشهات بایستد…
زیرا حقیقت این است، سکوتِ اجباری،آرامش نیست…خفقان است…
و من،
ترجیح میدهم در میانِ این همه نادیدهگرفتن، با واژههایم زنده بمانم، تا آنکه در آرامشِ دروغینِ نخواندن و ننوشتن، بیصدا بمیرم… 🖤
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
گاهی زندگی طوری پیش میره که انگار همهچیز علیه توست انگار درها یکییکی بسته میشوند و مسیرها تاریکتر از همیشه به نظر میرسند اما حقیقت ای است که درست در همین لحظههاست که قویتر از همیشه ساخته میشوی.
تو خیلی بیشتر از چیزی هستی که خودت فکر میکنی تواناییهایی درونت هست که هنوز فرصت بروز پیدا نکردهاند. هر سختی، هر شکست، و هر اشکی که ریختهای، در حال شکل دادن به نسخهای قویتر، آگاهتر و مقاومتر از توست.
یادت باشد: هیچ موفقیتی بدون تلاش و صبر به دست نمیایه حتی بزرگترین آدمها هم روزهایی داشتهاند که میخواستند همهچیز را رها کنند اما فرقشان این بود که ادامه دادند.
پس اگر امروز سخت است اگر خستهای، اگر ناامید شدهای… فقط یک کار کن: ادامه بده. حتی یک قدم کوچک هم بهتر از ایستادن است. آیندهای که آرزویش را داری با همی قدمهای کوچک ساخته میشه
به خودت ایمان داشته باش تو میتوانی. 🌱
Repost from آوازِ ــ نـــــــــــــی🍁
مهم اراده است؛
اگر عزمم را جزم کنم، میتوانم به بهترینها برسم…
#آوازِ_نَی
خندید و گفت: نعمت هستی؟
نوشتم: چگونه؟ شاید عذاب باشم…
گفت: صبحها که بیدار میشوم، ویدیوهایی که میفرستی را میبینم، از خنده ضعف میکنم…
و من، در سکوتی سنگین، میانِ تلخیِ درونم و لبخندی که به او بخشیده بودم،
فرو رفتم…
با خود گفتم: چه تناقضِ عجیبیست؛منی که از درون، در حالِ فرو ریختنم، برای کسی دلیلِ خندیدن شدهام…شاید همین است سهمِ من پنهان کردنِ اندوهِ خویش، و بخشیدنِ لحظهای شادی
به دلِ دیگری… 🖤
🥀
بیش از حد بودن، در این زمانه جرمیست بیصدا…هر که عمیقتر بود،
ساده پنداشته شد، و هر که صادقتر زیست، نادان نام گرفت…
گویی جهان، با هر آنکه از حدِ معمول فراتر رود، سرِ سازگاری ندارد…اما حقیقت این است..تو نه سادهای،
و نه نفهم…تو فقط
بیش از اندازه " حقیقی " بودهای
در میانِ مردمی که به سطح، بیش از عمق عادت کردهاند… 🖤
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
خیلی شبیح " پدرت " استی.؟
من: امیدوارم به اندازهٔ نصف " پدرم " مرد باشم...👑
قلمت درخشان باشه، بانو جان...
بعد از مدتی دیری دو باره شروع کردم، به رمان خواندن...زیبا نوشتی..🌸🌼
