fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

آشوبِ نہان

آشوبِ نہان

رفتن به کانال در Telegram

The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژه‌ها برای معانقه‌ی خاطره‌ها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
469
مشترکین
-324 ساعت
-77 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.09 KB

photo content

کاش می‌شد زندگے یڪ دکمه‌ے تکرار داشت یا هزاران بار دیگر فرصت دیدار داشت کاش می‌شد هر زمان می‌خواستم می‌آمدی کاش این جمله به جاے التماس اجبار داشت کاش می‌شد عشق را فریاد زد کتمان نکرد یا اقلاً تکیه‌گاهے جز درو دیوار داشت کاش مجنون می‌شدے،من لیلی‌ات بودم مدام کاش پایان خوشے این عشق مجنون‌وار داشت چون یکے از کاش‌ها را هم ندارد زندگی کاش این دکان همسایه یه نخ سیگار داشت.

گفتے ز جهان چه غصه دارے آخر؟ آنغصه که در جهان نگنجد دارم.

تو که نیستے گره‌هاے هندزفریم وا نمی‌شن.🫠

sticker.webp0.04 KB

من عاشقِ او بودم و او عاشقِ او بود.
من عاشقِ او بودم و او عاشقِ او بود.

چایت را بنوش و نگران فردا نباش از گندم زار منو تو مشتی کاه میماند برای فردا...

آنها زن زیبا را برنو می‌گفتند، زن بلند قد را نیز برنو می‌گفتند. مشخص نبود.. زن را بیشتر دوست دارند یا برنو را! هر مرد به دنبال دو برنو بود برنو‌ای بر دوش، و برنو‌ای بر آغوش.

من چیه تو هستم؟ (ولی این چیزی نبود که میخواست بعد چند سال بگه💔)

بخند نبینم اون چشمای اشکیو

ای دلبری‌ات دلهره‌ی حضرت آدم پلکی بزن و دلهره‌ام باش دمادم پلکی بزن از پلک تو الهام بگیرم تا کاسه‌ی تنبور و ستاری بتراشم هر ماهه ته چاه نشود حضرت یوسف هر باکره‌ای هم نشود حضرت مریم گاهی عسلم گم شدن رخش بهانه‌ست تهمینه شود همدم تنهایی رستم تهمینه شود بستر لالایی سهراب تهمینه شود یک غم تاریخی مبهم تهمینه‌ی من، ترس من این است نباشد باب دلت این رستمِ بی‌رخشِ پر از غم این رستم معمولیِ ساده که غریب است حتی وسط ایل خودش در وطنش بم هر جا بروم شهر پر از چاه و شغاد است تو آسوده بمان، ای که فدای تو بگردم من نارمن صائقه خورده، تو گل سرخ تو سبز بمان، من به درک، من به جهنم

یکی نوشته بود: به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزده‌ام اما او در تمام خاطرات من راه می‌رود. و چقدر تلخ و غمگین بود این نوشته

پاییز عزيزم من براى اومدنت خيلى صبر كردم لطفا پر از روزاى بارونى و اتفاقاى خوب باش.🍁

حافظ کجای کاری؟ فالت غلط درآمد گفتی غمت سرآید، این عمر بود سرآمد

گر بدانی حال من، گریان شوی بی‌اختیار ای که منعِ گریه‌ی بی‌اختیارم می‌کنی .
گر بدانی حال من، گریان شوی بی‌اختیار ای که منعِ گریه‌ی بی‌اختیارم می‌کنی .

۱ ساعت وقت دارم تابستونو بترکونم.🫠 پاییز coming soon... Summer the End.

همه ی زندگیم یا حمومم یا میخوام برم حموم یا از حموم دراومدم

یکی در گوشِ من گُفت: رفیق تا ابَد هستم ندانستم ابَد یعنی زمانِ رفعِ حاٰجت ها...