fa
Feedback
غزل‌نامه‌

غزل‌نامه‌

کانال بسته

«من غزل هستم، دختری که واژه‌ها از چشمانش متولد می‌شوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
294
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-2530 روز
آرشیو پست ها
نفس من و بگیر...

اگه حتی بین ما؛ فاصله یک نفسه نفس من و بگیر، برای یکی شدن:)))!

رفت! صدای قدم‌هایش گوشم را می‌آزارد. با هر قدم تکه‌ای از من را درهم میشکند و از من می‌گذرد. قدم اول را برداشت:«پشتم بهت خیلی گرمه. انگار کل دنیا پشت منن. آخه تو یک نفر تموم دنیای منی:)» قدم دومش قلبم را درهم فشرد:« با این چشمات من و اینجوری نگاه نکن بچه. جلو این چشم‌ها من بی‌سلاح ترینم. اخ که من دور چشمات بگردم:)» با قدم سومش حصار چشم‌هایم شکست و قطره اشکی از لابه‌لای مژگانم گریخت:«آخ که مردم از خستگی. بیا بغلم ببینم بچه. این چند متر مکعب بغلت روحم و تازه میکنه. اصلا بهشت منه این بغل!» هنوز صدای رفتنش را به یاد می‌آورم مثل آهنگی که نوت‌های آخرش هرگز قطع نمی‌شوند. چو پیانویی که نوازنده‌اش اورا ترک کرده، حال او دست تنها خودرا می‌نوازد. اما صدایی گوش خراش تر از تنهایی تولید نمی‌کند. من بی تو همین‌قدر گوش خراش و آزرده‌ام... من را ترک کرد و در قلبش را به رویم بست. ناگه همه صداها قطع شد. دنیا یکهو به سکوت افتاد. خیابان ها تازه یادشان آمد باید خاموش شوند ، آهنگ ها یادشان افتاد بی صدا باشند، پرندگان یادشان آمد باید بی‌صدا کوچ‌کند، قلب من هم یادش آمد دیگر نتپد. بی‌ او حتی این بدن‌ هم من را پس می‌زند. با رفتنش ناگفته خودرا به یاد می‌آورم. حرف‌هایی که بغض شدند و در گلو خفه شدند. ذوق هایی که از شرم سرکوب شدند. بوسه‌هایی که از ترس بی‌جواب ماندند. دوستت دارم هایی عقده شدند... کاش میشد به او بگویم: «عزیز رفته من! من به جای تمام نگفته‌هایم دوستت دارم. فقط سوالی از تو دارم. از من رستی، رخت بر که بستی؟ آیا او به اندازه من تورا عاشقانه میپرستد؟ با یاد چشمانت شب را صبح می‌کند؟ به یادت تا صبحگاه غزل می‌سراید؟ شاید هم بغلش پناهگاه امن تری است ؟ زبانم تلخ نیست جانا! سخت است میدانی؟ سهم من از تو فقط خاطره بود و سهم او، تمام تو!» رفت... اما من هنوز به در بسته نگاه می کنم. عادت‌ها سخت می‌میرند. مثل امید آمدنت؛ امیدی که هنوز خیال می‌کند، صدای قدم‌هایش از پشت همین در خواهد رویید. رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ما بود، دل آرام جهان شد در اول آسایشمان سقف فرو ریخت همگام ثمر دادنمان بود، خزان شد!
_غزل‌چشمی

نوشته بود:«یادته اولین لحظه دیدار..؟» یادمه؟ حفظمش کلمه به کلمه دیالوگ به دیالوگ نگاه به نگاه و امان از نگاه‌ها:)

Repost from غَرِیْبْ
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم ...

تو میخوای قدرمو پس کی بدونی ؟ یه روزی خاک میگیره پس نمیده:))))

Repost from N/a
نمیدونم چندسال دیگه زندم‌ام ولی قول میدم همه روزاشو عاشق شما باشم :)🤍

مامانی! دوسم نداره:)) همون که میگفتی کیه تا پیامش و دیدی نیشت باز شد،دوسم نداره. حالا چشمام درد می‌کنه از بس زل زدم به صفحه گوشی و منتظر نوتیف پیامشم. یادته میگفتی چرا بوی سیگار میدی گفتم راننده اسنپ کشید بوش روی من مونده؟ مامانی راننده اسنپ دیگه دوسم نداره:) دکمه لغو من و زده، منم تنها و بی‌کس تو ناکجاآباد گم شدم و همش از خودم میپرسم چیشد که اینطوری شد؟ همسفر خوبی نبودم براش؟ مامانی! من همیشه دیر رسیدم و جا موندم.از قطار جاموندم، از عشق جاموندم، از زندگی جاموندم. من حتی از اسنپ هم جا موندم. شایدم بقیه حق دارن. من همون مسافر خسته و بی‌مقصدم که بی‌هدف تو کوچه‌های شهر میچرخم، راننده‌ها هم ترجیح میدن رد شن و برن. گاهی بوقی نصیبم میکنن تا به خودم بیام، اما فقط برای چند ثانیه حقایق پتکی میشه روی سرم و افکارم پهن خیابون میشن و من با قدم‌های از روشون می‌گذرم. شاید اصلا لوکیشن من اشتباست... هیچ راننده‌ای از بیابون برهوت مسافر قبول نمیکنه. کاش دلم سبز تر از این بود که هست. مامانی ستاره‌ها بهم چشمک میزنند. آسمون سوارشون کرده. من اما تو خیابون خیس زندگیم قدم میزنم... حتی شهر هم من و جا گذاشته. کاش یکی پیدا میشد بگه:«هی! خانم بیا، مسیرمون یکیه...» اما مامان هیچ ماشینی برام چراغ روشن نکرد. سهم من از ماشین‌ها آبی بود که با رد شدنشون به صورتم پاشیدند. مامانی.. میدونی دردش کجاست؟ آخرین پیامش هنوز بالای صفحه‌است، هربار که بهش خیره میشم انگار به قصد متر کردن شهر، پا لخت میزنم بیرون. میگم مامان، شاید من نمیتونم مقصدم رو درست بهش بگم ها؟ شاید اون هم مسیرش با من یکیه. ولی دارم خودم‌و گول میزنم نه؟ میترسم! میترسم عادت کنم به راننده‌هایی که من و نیمه راه پیاده میکنن. مامانی... من هنوز کنار خیابونم. کاش یه بار یکی برای من بایسته. کاش:))).
_غزل‌چشمی

یه خاطره از آدمی که تو زندگیتون بوده و دیگه نیست رو تعریف کنید... اولین بار که دیدینش، شبی که همه چی تموم شد یا... میخام مونولوگمو از داستان‌های شما بنویسم:))) https://t.me/iRoChatBot?start=sec-ibibbabjef

_آهی _غزل‌چشمی
_آهی _غزل‌چشمی

به موقع بودن خیلی مهمه دوستان خیلی!
به موقع بودن خیلی مهمه دوستان خیلی!

یه موقع‌هایی می‌شینم فیلم‌ها و ویدیو مسیج های‌ خودمو میبینم و میگم عه چقدر غریبه‌است این دختره:)))

Baroon~MelonMusic.ir.mp37.95 MB

✍🏻غزل‌چشمی
✍🏻غزل‌چشمی

Setare Mord Sepide Dam.mp310.69 MB

‏- حالت چطوره؟ ‏+ ای، نفس می‌کشم. ‏- نفس می‌کشی؟… فریاد بکش! ‏
داستان یک شهر احمد محمود.

صدای محسن چاوشی چ خونی ب دل ما میکنه …🌾

از چشم‌هایش گفته بودم...؟

سعی کردم برای تقریبا اولین بار شعر نوشتن رو امتحان کنم:)))) چطور بود..؟

سلام ای رفته و مانده در من منم! آن قطره اشک بر روی گونه‌ات راستی هنوز هم همان آدم سابقم مست چشمان خمار گونه‌ات تو مرا به یاد
سلام ای رفته و مانده در من منم! آن قطره اشک بر روی گونه‌ات راستی هنوز هم همان آدم سابقم مست چشمان خمار گونه‌ات تو مرا به یاد داری آیا؟ منم محتاج بوسه به پیشانی‌ات! به آمدنت امیدی نیست دیگر زل می‌زنم فقط به جای خالی‌ات نبودم را حس می‌کنی جانا؟ بیا سری بزن به عاشق و دیوانه‌ات در تب دوری‌ات هنوز جان می‌دهم خمارم ز لعل لب نار گونه‌ات سرخی‌اش را نمی‌برم از یاد آن لب‌های داغ و ملس گونه‌ات بعد تو گم گشته‌ام در این شهر سرد چو گدایی آویزانم بر در خانه‌ات از روی مهر بر ما نظری کن محتاجم به لبخند عاشقانه‌ات تورا هرگز نخواهم برد من از یاد تو و آن چشم خمار گونه‌ات
✍🏻غزل‌چشمی