fa
Feedback
غزل‌نامه‌

غزل‌نامه‌

کانال بسته

«من غزل هستم، دختری که واژه‌ها از چشمانش متولد می‌شوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
292
مشترکین
+124 ساعت
-47 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
او گوید دوستم دارد، اما چشم‌هایش دو‌دو می‌زند. مگر نه آن‌که هرگاه حقیقتی را پنهان می‌کرد، نگاهش را می‌دزدید؟ عشق را در نگاهش
او گوید دوستم دارد، اما چشم‌هایش دو‌دو می‌زند. مگر نه آن‌که هرگاه حقیقتی را پنهان می‌کرد، نگاهش را می‌دزدید؟ عشق را در نگاهش گم کرده‌ام. او می‌گوید دلتنگ من است، اما شب‌ها بی‌لالایی من آرام می‌خوابد. مگر نمی‌گفت: «بوی بهشت می‌شنوم از صدای تو»؟ حال، در جهنمِ کیست؟ او خانه‌ی مادریِ من است، اما دیگر امن نیست... می‌ترسم ویرانم کند. او را به قدرِ جان می‌خواهم، اما بیم دارم جان از من بستاند. جانِ من، جان می‌ستاند! شعله‌های عشقش مرا گرم نکرد، سوزاند. این چه جان‌کندنی‌ست دیگر؟ ✍️_غزل‌چشمی

گاهی عمیق ترین گرما از نزدیک ترین آغوش نیست. گاهی تن با فکر دور ترین آغوش، گر می‌گیرد و گرما می‌بخشد بر وجود. قلب، بازیگوشانه خود را به سینه می‌کوبد و خواستار این گرماست. و در اینجا ؛ فاصله معنایی ندارد. نزدیکی همیشه با حضور نیست. چه بسا آن هایی که فقط دست هم را دارند،نه دل هم را. نزدیک به هم هستند، اما دل‌هایشان کیلومتر ها فاصله دارند. دو دل نزدیک، بی‌جان مشترک. باهم میخوابند اما خواب هایشان در کرانی جداست. اما تو لطفی در حقم کن؛ امشب را کنار غزل های من بخواب. بلکه شوری اشک روی شعر هایم تورا نمک‌گیر سازد.
✍️_غزل‌چشمی

- چقدر جات خالیه توو خونه‌یِ من ')!

_دروغی‌به نام من Par3 _غزل‌چشمی مهر1404
_دروغی‌به نام من Par3
_غزل‌چشمی مهر1404

_دروغی‌به‌نام من Part2 _غزل‌چشمی مهر1404
_دروغی‌به‌نام من Part2
_غزل‌چشمی مهر1404

_دروغی‌به نام من Part1 _غزل چشمی مهر1404
_دروغی‌به نام من Part1
_غزل چشمی مهر1404

_دروغی به نام من_ خیره به آینه روبرویم آهنگ سوگند را زمزمه میکردم: آینه آینه من و نگاه... چی میبینی؟ به روم بیار. تصویر در آینه با پوکر ترین لبخند خیره به من بود: هی دختر! وقتشه خودت باشی. دست بردم و اولین نقاب را از صورتم برداشتم. لبخند از روی لبم پاک شد و با زار‌ترین حالت ممکن خیره به آینه بودم. جدی چرا لبخند می‌زنیم؟ میدانی، ما لبخند می‌زنیم چون سکوت، ترسناک‌تر از تظاهر به شادیست. دست بردم و با انزجار نقاب آرامش و بی‌تفاوتی را از صورتم کندم و به گوشه‌ای دور پرت کردم. حال رد هایی از خشم و درد و اندوه در صورتم نمایان شد. چه جالب! رو به کبودی میرفتم... «من عاشق نمی‌شوم.» این اسم شاه‌ نقابم هست. یک سری نقاب‌ها از ترس نیست، بلکه از نیاز است. مثل نقاب:«من عاشق نمی‌شوم.» نقابی که برداشتنش حتی در خلوت خود هم برایم ترسناک است. نقابی برای زنده بودن. به راستی آیا نقاب ها هم عاشق می‌شوند؟ ما انسان‌ها عاشق نقاب‌هایی می‌شویم که از نقاب بودنشان خبر داریم. به گونه‌ای همه ما روزی چند وعده دروغ میخوریم. دروغ‌هایی که خودمان انتخاب میکنیم. دروغ های بزرگتر همیشه خوشمزه تر هستند. به انعکاس چهره خودم در آینه نگاه می‌کنم. حالا همه نقاب‌هایم افتادند و من با این صورت خالی وتهی ، باید با چه کسی باید روبرو شوم؟ شبیه روحی تازه متولد شده هستم که هیچکس اورا نمی‌شناسد. نمی‌دانم چند وقتاست که خودم را ندیدم. فقط نقاب‌هایی را می‌بینم که برایم زندگی می‌کنند. راستش بی‌نقاب هوا سرد تر شده است. شاید هنوز وقت برهنه شدن من نرسیده. بی‌نقاب که شدم همه رفتند. شاید حق داشتند... از فردا دوباره لبخند خواهم زد، با نقاب جدیدی شاید... نقابی که قابلیت غمگین شدن نداشته باشد...
_غزل‌چشمی مهر1404

بیشتر از یه بار گوش می‌کنی 🤝✨

به درخت توی پارک تکیه داده بودم و اون، سرشو روی پام گذاشته بود. آلوچه قرمز رنگش و میخورد و صورتش جمع شده بود. اون حرف میزد و من، محو نیلی چشم‌هاش بودم! +اون بچه‌ارو میبینی اونجا؟ خیلی نازه. نگا چه موهاش و خرگوشی بسته. آدم دلش میخواد یه لقمه چپش کنه. تو بچه هارو دوست داری؟.. دست هاش و جلوی صورتم تکون داد و گفت:«می‌شنوی چی میگم؟؟ الوو؟؟» آروم زمزمه کردم: می‌شنوم، می‌شنوم، آشناست. زمزمه چشم تو در گوش من✨🌛
_غزل‌چشمی مهر1404

وقتی میای_ .mp35.53 MB

فاقد کپشن...
فاقد کپشن...

پیام ویدیو00:10

و‌من...
و‌من...

برای اینکه بفهمی تو عاشقی یا من ببین کدام یکی شاعریم، من یا تو؟
مهناز دهقان

عزیزم، مرا به یاد داری؟
عزیزم، مرا به یاد داری؟

تراپی واقعی این اهنگ گوگوشه :)

sticker.webp0.16 KB

وقتی به رفیقم میگم یه کاری کردم مسخره ام نکن:

پیام صوتی00:19

فاقد کپشن..
فاقد کپشن..