fa
Feedback
𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡

𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡

رفتن به کانال در Telegram

Svt fiction:) آخرین دلنوشته‌های دلتنگی روی گلبرگ‌های رزی پژمرده http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795

نمایش بیشتر
250
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2530 روز
آرشیو پست ها
‍ ‍ ‍ 𓂅The Garden of White Roses𓂅 Rose Three: A Dancing White Rose معشوق دل می‌بُرد و عاشق در سکوت دل و جان و جهان را فدای
‍ ‍ ‍ 𓂅The Garden of White Roses𓂅
Rose Three: A Dancing White Rose معشوق دل می‌بُرد و عاشق در سکوت دل و جان و جهان را فدای او می‌کرد. معشوق نفس می‌کشید و تسلی خاطر عاشق می‌شد. معشوق با دریای سیاه چشمانش خیره می‌شد و عاشق، دوباره دل می‌باخت. این بار سرنوشت مسیر دیگری را برای کنار هم بودنمان رقم زده بود. این بار تو با همان پیراهن ساده‌ و سفید بیمارستان، در اوج شکوه و زیبایی بودی و من، چیزی جز بنده‌ای ناتوان برای ستایش وجودیتت نبودم. شهرزاد قصه‌گوی قلبم، پسری که قلب را ساده به تاراج بردی و از آن خود کردی، همان‌جا بمان و برقص و زندگی کن که این مرد عاشق با شنیدن صوت خنده‌هایت؛ همان‌ها که ناله‌های مستانه بلبل را هم خجل می‌کرد زنده است. رز سفید من؛ بخند و شاد باش که این باغبان عاشق، کاری جز تیمار داری از آخرین گلبرگ‌های باقی مانده‌ات نمی‌تواند انجام دهد. -لی سوکمین، چرا دیدن ذره‌ذره آب شدنت برایم عادی نمی‌شود؟ #whiteroses #seoksoo #Short_story #OceanBlue

‍ ‍ ‍ 𓂅 Hospital Playlist 𓂅 • Part ⁶ "حالا شاید تو هم بتونی دلیلی بیاری که از من متنفر بکشی سوکمین." • Comments #hospital_P
‍ ‍ ‍ 𓂅 Hospital Playlist 𓂅
• Part ⁶ "حالا شاید تو هم بتونی دلیلی بیاری که از من متنفر بکشی سوکمین." • Comments #hospital_Playlist #jeongcheol #OceanBlue 🩶

"فکر نمی‌کردم روزی، کسی که سیگار رو از لب‌هام جدا کرد، اون رو روی لب‌های خودش بذاره سونگچول." "من کسی بودم که سیگار رو از لب‌
+1
"فکر نمی‌کردم روزی، کسی که سیگار رو از لب‌هام جدا کرد، اون رو روی لب‌های خودش بذاره سونگچول." "من کسی بودم که سیگار رو از لب‌هات جدا کردم، من تمام اون لحظات کنارت بودم، ولی حالا خودمون رو ببین! من کجام و تو کجایی؟ هر دو غرق دنیای خودمونیم. متاسفم عزیزم، ولی من تو رو نداشتم که بخواد این سیگار رو از لب‌هام ترک بده." #unspoken #cheolsoo

0:52
I look in people's windows In case you're at their table What if your eyes looked up and met mine One more time

‍ ‍ ‍ 𓂅The Garden of White Roses𓂅 Rose two: A Withering White Rose همانا عشق چیزی جز این نبود. یک نگاه که دل را رِندانه می‌
‍ ‍ ‍ 𓂅The Garden of White Roses𓂅
Rose two: A Withering White Rose همانا عشق چیزی جز این نبود. یک نگاه که دل را رِندانه می‌ربایید و عاشق را در طلب یار، تشنه لب باقی می‌گذاشت. باز هم دیدمت، اما این بار تو از من درمانِ دردت را می‌خواستی و من در سکوت، با چشمانم از تو درمان این دردِ بی‌درمان را. لب‌ها سکوت اختیار کرده بودند، چه می‌توانستم بگویم وقتی جز شرمساری و روسیاهی حرفی برای گفتن نداشتم؟ چه می‌گفتم وقتی علم هم برای درمانت به زانو افتاده و فریاد تسلیم سر می‌داد؟ رز سفیدم، من آن روز میان خاکستر قلبی که با دیدن آسمان سیاه و بارانی می‌‌سوخت، پرپر شدنت را دیدم؛ قلبی که در آتش این جنون می‌سوخت و باز هم نامت را به زبان می‌آورد. تو با شانه‌هایی خمیده؛ شانه‌هایی که جهان روی آن‌ها سنگینی می‌کرد دور می‌شدی و من... من فقط می‌دانستم که باید گلبرگ‌های رز سفید پژمرده‌ام را دوباره جانی بدهم. -تنها قربانی دریای ژرف عشقت، لی سوکمین. #whiteroses #seoksoo #Short_story #OceanBlue

"فقط به من نگاه کن سونگچول، نگاهت رو به این شیطان خسته و عاشق بدوز. ببین که چطور وادارت می‌کنم برای من، برای قطره‌ای از دریاب
+1
"فقط به من نگاه کن سونگچول، نگاهت رو به این شیطان خسته و عاشق بدوز. ببین که چطور وادارت می‌کنم برای من، برای قطره‌ای از دریاب توجهم به زانوهات در بیای و برای نوازش لب‌‌هات به من التماس کنی. به من نگاه کن سونگچول، به من نگاه کن و ببین چطور بدون این‌که بدونی، بهشتت رو به جهنمی ابدی تبدیل و تو رو به عروسک احساسات و خواسته‌های خودم تبدیل می‌کنم." "و من برای تو چی بودم جز یه عروسک خیمه شب بازی که تو رو به نیازهات برسونم... ولی آیا واقعا از این وضع بدم ميومد ارباب یون؟" #unspoken #jeongcheol

2:28
If you know it in one glimpse, it's legendaryWhat we thought was for all time was momentary Still alive, killing time at the cemetery Never quite buried

‍ ‍ ‍ 𓂅The Garden of White Roses𓂅 Rose one: The Rainy White Rose و قسم به دیدگانی که در آن روز بارانی، رنگین‌ کمان عشق را د
‍ ‍ ‍ 𓂅The Garden of White Roses𓂅
Rose one: The Rainy White Rose و قسم به دیدگانی که در آن روز بارانی، رنگین‌ کمان عشق را در قلبم پدیدار کردند؛ چشم‌هایی که زندگی را معنا می‌کردند. نمی‌دانستم... نمی‌دانستم که همان برخورد کوتاه نگاه‌هایمان در کافه‌ای کناره‌ی بیمارستان، این چنین مرا در دریای عشقت غرق می‌کند. من که بودم جز بی‌پناهی آوار‌ه‌ که با تو پناه گرفت؟ که بودم جز جسد آشفته‌ای که با تو جان و سامان گرفت. همان برخورد نگاه، همان لبخندی که خدایان بر روی چهره‌ات نگارگری کرده بودند، چُنان مدهوش و دیوانه‌ام کرد که به‌سان مجنون، شیفته و سودای عشق لیلی، زندگانی و وجودیتم را از یاد بردم. رز سفید، تنها واژه‌ای بود که ذهنم تو را با آن به یاد می‌آورد. پسری که همچو لمس گلبرگ‌های آن رز، شکننده و مملوء از پاکی و صداقت بود. پسری که آسمانی و آبی بود. رزِ سفیدِ من، شرمسارم که این صفحه کاغذی باغبانِ مجنونت را یاری نمی‌کند تا باز هم به پرستش و ستایشت بپردازد. امیدوارم امشب در آرامش پلک‌هایت را روی هم بگذاری و به عالم خیال بروی. -باغبانی که تنها رز سفیدش را می‌پرستید، لی سوکمین. #whiteroses #seoksoo #Short_story #OceanBlue