𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡
رفتن به کانال در Telegram
Svt fiction:) آخرین دلنوشتههای دلتنگی روی گلبرگهای رزی پژمرده http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
نمایش بیشتر250
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2530 روز
آرشیو پست ها
لی سوکمین
متخصص کودکان
سوکمین و لبخند همیشگی روی لبهاش و شوخی و خندهها و مهربون بودن ذاتیش بهنظرم اون رو مناسب بهش کودکان میکنه. جایی که حتی بیمارهای کوچولوش هم عاشق قلب مهربونش میشن و هر زمانی که سوکمین ویزیتشون میکنه، خوشحال میشن.
سوکمین دکتریه که بیشتر تایمش رو مشغول بازی با بچههاست و همیشه توی جیب روپوشش شکلات پیدا میشه و روپوشش همیشه کلی پین و برچسبهای بامزه داره.
شو مینگهائو
فیزیوتراپیست
همه هائو رو با آرامش و مدیتیشن و چایهای معطر و حرفهاش قشنگ و روحیه همیشه مثبتش میشناسیم.
به نظرم فیزیوتراپی برای هائو مناسبترین شغل توی بیمارستانه جون جاییه که بیمارها بعد از تحمل یه شرایط سخت برای بازیابی دوباره توان و عملکردشون به اونجا پناه میبرن و حضور یه آدم که با حرفهاش هم بتونه بهشون آرامش بده و روحیهاشون رو حفظ کنه، بهترین انتخابه.
کیم مینگیو
متخصص پوست و مو
به نظرم با توجه به روحیه حساس مینگیو، تخصصی که بیشتر از همه مناسبشه، پوست و موئه.
مینگیویی که برخلاف خواسته خودش و به اجبار خانوادش وارد دانشکده پزشکی شده، همیشه تلاشش رو میکرده تا از خون و کیسهای عجیب و ترسناک بیمارستان فرار کنه پس چه تخصصی بهتر از پوست و مو برای اون وجود داشت؟
جئون ونوو
پاتولوژیست
ونوو و ساکت بودنش و اینکه همیشه اصولا توی دنیای خودشه... به نظرم اون بهترین انتخاب برای یه پاتولوژیسته. پزشکی که در سکوت ساعتها پشت صندلیش توی آزمایشگاه میشینه و با دیدن نمونهها پشت میکروسکوپ، تشخيصهای دقیقی میده.
پزشکی که حتی توی گروه دوستهاش هم کمحرفه و بیشتر شنونده است بهجز زمانهایی که یه جرقهای توی وجودش زده میشه و دکتر درونگرامون، به پر سر و صداترین آدم اون جمع تبدیل میشه.
لی جیهون
نورولوژیست
جیهون و دقتش توی ساخت موسیقی و تحلیلی که برای نوت ها میذاره باعث میشه فکر کنم که اون اگر توی بیمارستان باشه قطعا یه متخصص و جراح مغز و اعصاب میشه، جایی که میلیمتر به میلیمتر توی جراحی اهمیت داره و یه تشخیص اشتباه ممکنه جون یک نفر رو بگیره.
جیهونی که پشت چهره جدیش توی بیمارستان، یه قلب مهربون داره و هر وقت میبینه بیمارش توانایی پرداخت هزینههای بیمارستان رو نداره، خودش تمام هزینههای درمانش رو پرداخت میکنه.
کوآن سونیونگ
پرستار اورژانس
اگر میتونستم سونیونگ رو توی یه شغل بیمارستانی تصور کنم اون قطعا یه پرستاره توی بخش اورژانس.
همه ما هوشی رو به انرژی تمام نشدنیش و شیطنتش میشناسیم و به نظرم کیسههای عجیب و تمام نشدنی اورژانس خیلی خوب با روحیه و انرژی سونیونگ متناسبن.
"وای مینگیو باورت نمیشه... امروز یه بیمار داشتیم توی اورژانس که میله گرد از وسط مغزش رد شده بود ولی بلند بلند میخندید و باهامون شوخی میکرد."
ون جونهی
متخصص رادیولوژی
جونهی رو با توجه به شخصیت ساکت ولی شیطونش حس میکنم یه متخصص رادیولوژی بهش میاد. دکتری که خودش رو توی زیرزمین بیمارستان و ما بین دیوارهای قطور بخشهای CT اسکن و MRI و رادیولوژی حبس میکنه و عکس ها و نتایج بیمارها رو تحلیل میکنه.
هونگ جیسو
روانپزشک
جیسو به خاطر شنونده بودنش و همیشه کمک کننده بودنش، به عنوان قلب تیم حساب میشه، هیونگی هست که تمام اعضا میتونن بهش تکیه کنن و اون در کمال آرامش به حرفهاشون گوش میده
و بهخاطر همین ویژگی جیسو حس میکنم روانپزشک بودن بیشتر از هرچیزی بهش میاد، جایی که بیمارهاش توی مطبی که پرشده از گل و گیاههای مختلفه باهاش حرف میزنن و جیسو در کمال آرامش و با لبخندی که همیشه روی لبهاشه بهشون گوش میده و کمکشون میکنه.
جونگهان
پرستار بخش کودکان
همهامون جونگهان رو به شیطنت و اذیت کردنهاش میشناسیم و به نظرم این روحیه بامزه جونگهان خیلی توی بخش کودکان به درد میخوره.
جونگهانی که با بچهها بازی میکنه و داروها و آمپولهاشون رو میزنه بدون اینکه اونها متوجه بشن.
"اصلا فهمیدی کی آمپولت زدم وروجک؟"
اگر بگیم محبوب ترین پرستار(جذابترین و لاسوترین) بیمارستان نیست دروغ گفتیم، یون جونگهان میتونه حتی با صندلی توی راهرو هم لاس بزنه و بعدش با خنده بذاره و بره.
و اگر بگیم فقط یک نفر هست که میتونه دکمه خشم چوی سونگچول، جراح تیم تروما رو بزنه و خاموشش کنه، اون بدون قطع جونگهانه.
سونگچول
جراح تروما
همه سونگچول رو به عنوان یه رهبر که توانایی هدایت تیمش توی بحرانیترین شرایط رو داره میشناسیم و بنظرم جراح تروما بهترین شغلیه که میتونه برای چول توی بیمارستان باشه.
با وجود کیسهای عجیب واحد تروما و استرسی که هر روز بیشتر از قبل به سونگچول متحمل میشه، اون خوب میتونه همه اینها رو پشت در اتاق عمل بذاره و عملش رو با موفقیت به انجام برسونه.
شاید دکتری باشه که یکم خشن باشه و زود عصبی بشه ولی دکتریه که احترام همه بیمارستان رو برای خودش داره و همیشه بیشترین بودجه بیمارستان رو برای بخش تروما میگیره.
و این هم از فیکشن جدیدمون
امیدوارم از این اینتروی داستان خوشتون بیاد🩵
و خوشحال میشم نظرتون رو راجع به این اینترو بدونم^^
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
You drew stars around my scars✨And when I felt like I was an old cardigan Under someone's bed You put me on and said I was your favorite
𓂅 Bloom again 𓂅
•Couple: Jeongcheol - Seoksoo
• Genre: Romance ‐ Slice of life ‐ Dram ‐ angst
Trigger: toxic ex ‐ stalker ‐ manipulation ‐ depression ‐ trust issues ‐ panic attacks ‐ self harmخلاصه: بعضی آدمها بعد از شکستن، دیگه دنبال خوشبختی نمیگردن؛ فقط یاد میگیرن چطور دردشون رو از چشم بقیه مخفی کنن و بعضیها اونقدر طولانی توی تاریکی زندگی میکنن که وقتی نور از راه میرسه، اولین واکنششون بستن چشمهاشونه ولی نه از نفرت، بلکه از ترس؛ ترس از اینکه مبادا اون نور هم مثل همهی چیزهای خوب زندگیشون، روزی خاموش بشه. اما گاهی اوقات، شروع بهار با یک اعتراف نیست، شاید بهار با یک «صبح بخیر» کوتاه، یک فنجون قهوهی نیمهتمام، یا اعتمادی که ساختنش از عاشق شدن سختتره، از راه برسه و به زمستون وجودشون پایان بده. و این داستان، داستان یه عشق آتشین مثل رمانهای کودکیهامون نیست، داستانی از جنس درد و التیامه، داستان دو آدمی هست که یاد میگیرن تکیه گاه باشن تا دو عاشقِ مجنون، داستان دو آدمی هست زخمهای هم رو در سکوت درمان میکنن. #bloomagain #jeongcheol #OceanBlue
