ߊܝܫ̇ࡐߊࡍ߭ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܚࡍ
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
750
مشترکین
-1024 ساعت
+127 روز
+12730 روز
آرشیو پست ها
البته عکس گرفتیم ذوق داشتیم و خب من ۱۷-۱۶ سالم بود هر شب با شاگرد مامانم که متخصص زنان بود میرفتم اتاق عمل و خب ذوقای اصلی رو اون موقع کردم
ولی خدایی برای یک ساعت تو اتاق عمل بودن این همه سناریو سختی کشیدن و تلاش(؟!) و ششصد تا عکس منطقی نیست
دختره پیک می گروهمون
هفتصد تا استوری اتاق عمل و پونصد تا عکس پروف گذاشته از اتاق عمل
با کلی جمله انگیزشی و حرف از رسیدن و تلاش و اره به بدبختی رسیدم
بعد دانشجو بین الملله نه کنکوری نه آزمونی نه هیچی حتی شرایط مالی هم بسیار بسیار نرماله
کلا یک ساعت اتاق عمل بودیم و فاصلمون از سطل آشغال دورتر بود
سرکلاس جواب استاد رو از روی chat gptمیده
چی بگم سخت بوده لابد
Repost from ߊܝܫ̇ࡐߊࡍ߭ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܚࡍ
بچه ها شده بیست نفر بزارم فولدر میزارم ولی تگ نفرستید جویم نباشید نمیزارمتون داخل فولدر
امروز یکی که من آرزو هیکلشو داشتم بهم گفت آرزو هیکلمو داره😂 بعد کلی خندیدیم
بعد بهش گفتم تازه هیکل که چیزی نیست دوست داشتم موهام مثل تو فر باشه و گس وات؟ دوست داشت موهاش مثل من باشه
😂
خدایا نمیشه ی ماه جا به جامون کنی؟ اگر خوشمون اومد باقی زندگی رو اونجوری باشیم؟
و من هنوز نفهمیدم اون امتحان مینی سکس که سه هفته دیگه داریم دقیقا باید چیکار کنیم و چیه🥲
فقط میدونم من عرضه ندارم حتی با گاز گرفتن لپم جلوی لبخند گوش تا گوشم رو بگیرم
امروز هم با اصطلاح مینی سکس آشنا شدم
هنوز نفهمیدم چیه دقیقا فقط میدونم اون چیزی که اسمشه نیست حتی نزدیک بهش نیست😭
و امروز ی پسر دبیرستانی بودم که دبیرشون برای اولین بار میخواد sin cos درس بده
استاد گفت باید همه رو از یک دم TRکنید تو فلان جا و ...
منِ اورتینکر یک گوشه از حواسم رفت به ماجرایی که با یکی از عزیزان شوخی میکردم در موردش و مقاومت اون
خندم گرفت
و استاد دید
و به روم اورد🥲😭
چون فکر کرد دارم خود معاینه رو مسخره میکنم
و نیم ساعت در حالی که چشم تو چشم نگام میکرد (مدیونید فکر کنید با من بودا) نصحیتمون کرد
و من نمیشد توضیح بدم من به مریض چشم ندارم من به یار خودم چشم داشتم فقط 😭
