یادداشتهاییکجادوگـر
رفتن به کانال در Telegram
به دنبالِ نقشه هایِ گمشده،ماجراجویی،حلِ معما،داستان های ترسناک و جادو🕯. @FaFaomabot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
711
مشترکین
-324 ساعت
-47 روز
+14030 روز
آرشیو پست ها
اینم از داستانِ کشتی نفرین شدهی ماری سلست،کلی دلیل دیگه ای هم وجود داره اما چون تایید نشده نگفتم شون.
مردم برای این کشتی تا به الان هزاران دلیل برای سرنشینانِ غیب شده اش داشتن اما هیچکدوم اینها تایید نشده و معمایی بدونِ جواب اعلام شده و حتی به این کشتی نفرین شده هم میگن.
برایِ مثال تمامی صاحبانِ این کشتی به طرزِ عجیبی بعد از چند روز مسافرت با ماری سلست از دنیا رفتند.
اولین ناخدایِ آن دریانورد ماهری به اسمِ " روبرت مک لن " که بعد از نه روز از زمانی که سفر خود را با کشتی آغاز کرده بود در اثر مبتلا به نوعی بیماری ناشناخته در گذشت.
بعد از اون هم مالکیتِ کشتی به چهار نفر دیگر رسید که اونها هم نتوانستند جانِ سالم در ببرند که یکی از این مالکان بنجامین بریجز بود که به همراه خانواده و خدمه کشتی اش ناپدید شد.
بعد از اینکه ماری سلست بدونِ سرنشین به ساحل برگشت خیلی ها مشتاقِ خرید این کشتی اسرارآمیز شدند که در این بین فردی به نامِ " جیمز وینچستر " موفق به خریدِ آن شد اما بعد از مدتِ کوتاهی پدر جیمز یعنی " هنری وینچستر " در دریا غرق شد و جیمز ادعا کرد که این کشتی نفرین شده است.
اونها وقتی بیشتر بررسی کردن متوجه شدن که کشتی وضعیت نامناسبی داره! عرشهی کشتی نشون دهندهی واقعه بدی بود،بادبان ها پاره شده بودند و هیچکسی پشتِ سکان نبود،ملوانانِ کشتی دی گراتیا بارها ناخدایِ ماری سلست رو صدا زدند اما هیچ جوابی از جانبِ اون نشنیدن و نکته عجیب این بود که توی کشتی خبری از قایقِ نجات نبود و ظاهرا در آب انداخته شده بود. موادِ غذایی و آبِ ذخیره شده هم اونقدر زیاد بود که نشون میداد اونها از گرسنگی نمردن.
قطب نمای داخلِ کشتی شکسته بود،در دماغهی کشتی سوراخی به عمق 80/1 متر ایجاد شده بود و رویِ عرشه پر از شکاف ها بود و بخاطرِ شکسته شدنِ یکی از پمپ ها روی عرشه مقدار زیادی آب جمع شده بود.
عجیب ترین معمای کشتی این بود که اسباب بازی ها رویِ تخت خواب ناخدا رها شده بودند،انگاری صوفیا دخترِ ناخدا وسطِ بازی کردن به طورِ ناگهانی اسباب بازی هارو رها کرده،در خوابگاه ملوانان لباس ها تمیز و منظم توی قفسه قرار گرفته بودند و باقی مونده غذا هنوز رویِ آتیشی که خاموش شده بود قرار داشت.
سکه های طلا،جواهرات و پول های گاو صندوق همه سرجاشون بودن،به خاطر همین ملوانانِ کشتی دی گراتیا نتیجه گرفتند که دزدهایِ دریایی به اونها حمله نکردند.
و سوال اینجا پیش میاومد که اگر تمامِ خدمهی کشتی فرار کرده بودند پس چرا به جلیقه هایِ نجات دست نخورده بود ؟! اونها تنها دو راه برایِ رفتن از کشتی داشتن،یا باید سوارِ یک کشتی دیگه میشدن یا از عرشه به دریا میپریدن که به نظر میرسید از هیچکدوم از این راه ها استفاده نکرده بودند.
این کشتی در سالِ 1861 تویِ نوا اسکوشیا کانادا ساخته شدش و یک کشتی تجاری بود.
توی دسامبر سال 1872 کشتی ماری سلست به کاپیتانی " بریجز " یکی از معروف ترین دریانوردها،درحالی که بدون سرنشین توی آب های اقیانوس اطلس پیدا شد.
گفته شده بود که کاپیتان بریجز همراه همسرش سارا و تنها دخترِ کوچیکش صوفیا و چند خدمه دیگه به همراه معاون کاپیتان که یه دیانورد آمریکایی با تجربه به نامِ آلبرت ریچاردسون در کشتی حضور پیدا کردن. همسرِ بریجز بار ها همراه بریجز به سفرهای دریایی رفته بود بخاطر همین به همسر خود اطمینان کامل داشت و این بار تصمیم گرفت دخترِ کوچک شون هم همراه خودشون ببرن.
کاپیتان بریجز محلوله ای حدودِ 1071 بشکه نوشیدنی بارِ کشتی کرده بود که ارزشِ این محلوله 35هزار دلار بود که با ارزش تقریبی کشتی به 46هزار دلار میرسید که شرکت بیمه برای این میزان بیمه نامه صادر کرده بود.
هشت روز هم بعد از راه افتادن ماری سلست یه کشتی انگلیسیِ باری از نیویورک به سمتِ جبلالطارق به نامِ " دی گراتیا " راهی آب های اقیانوس اطلس شد و بعد از چند روز تو میونه راه به طورِ اتفاقی با ماری سلست برخورد کرد،کاپیتانِ این کشتی که اسمش دیوید بود با دوربینش کشتی رو بررسی کرد اما هیچ اثری از فعالیت روی انسان روی عرشه کشتی پیدا نکرد. کاپیتان دیوید گروهی از خدمه هایِ کشتیش رو به سرپرستی " اولیور دیوو " با قایقِ کوچکی برای تحقیق به کشتی ماری سلست فرستاد. اونها هیچکسی رو داخلِ کشتی ندیدن برایِ همین کلِ کشتی رو به خوبی جست و جو کردن اما کشتی خالی خالی بود و ماری سلست رویِ اقیانوس اطلس پهناور به تنهایی شناور بود.
واقعا رازِ کشتی ماری سلست هربار منو شوکه تر میکنه،چون هیچوقت واقعیت ماجرا فهمیده نشده و هرکسی یه نظریه داره. خیلی دلم میخواد بتونم معماش رو حل کنم و بفهمم قضیه از چی قرار بود،چرا یکهو تمامِ سرنشینان کشتی بدون هیچ چیزی کشتی رو ترک کردن ولی واقعا هیچ چیزی وجود نداره که بخواد منو به جواب نزدیک کنه.
Repost from 𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 𝖢𝗁𝗂𝗅𝖽⊹ ׅ ࣪
~این فولدر برای آدماییه که از دنیای خودشون توی چنلشون حرف میزنن
از فیلم و سریال و کتاب و انیمه و مانهوا گرفته تا پلی لیست و نوشته و نقاشی و روزمرگی و فکرایی که دوست دارن با بقیه به اشتراک بذارن
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁
Folder¹ Folder² Folder³ Folder⁴
بیا باهم یه کشتی بدزدیم و بریم دریاهایِ کارائیب،دزد دریایی بشیم و زندگی مون رو تو دریا بگذرونیم،یه قطبنما پیدا کنیم که هر چیزی که بیشتر میخوایم رو مسیرش رو بهمون نشون بده،شب به شب تو یه جزیره بمونیم و برایِ شام مارشمالویِ کبابی بخوریم و برایِ ماجراجویی های بعدی مون آماده بشیم.🏴☠️
همونطور که برایِ مردن جول توی د لست آف آس غمگینم،برای گیلبرت و آنه تو سریال آنشرلی ذوق میکنم🦉
Repost from 槊L,
این پیام رو فور کنید-
تا بر اساس چنلتون بگم به کدوم یکی از دسته های زیر تعلق دارید
« خوناشام - جادوگر - گرگینه - فرشته - اهریمن - پری - روح »لحظه ایی میزارمش-
