fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

رفتن به کانال در Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

نمایش بیشتر
819
مشترکین
+1524 ساعت
-97 روز
-11530 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.31 KB

مگر یک قلب به این کوچکی می‌تواند به تنهایی آدم را پیر کند؟ آنقدر می‌گذارم تا همین‌طور تند و تلخ بتپد تا خودش بفهمد کِی کافیست. نه مادر نترس. به این زودی ها پیر نمی‌شوم.

من عاشقِ چیز‌هایی هستم که دوامی ندارند. مثلِ گل ها، نوری که از پنجره می‌افتد رویِ دیوار و تو.

sticker.webp0.13 KB

از این به بعد این‌جا https://t.me/tafakorattttt همه‌یِ مسائلی که درباره‌ش بحث کردیم رو می‌ذاریم تا حرف‌ها و فکر‌هامون حیف نشن. بحثِ دیشب و جواب‌هاتون رو هم می‌تونید این‌جا بخونید.🩵

همیشه دوست داشتم یه دوستی داشته باشم که به نوعی آزاد اندیش باشه. قدم برداره برایِ بهتر شدنِ جامعه. اگه لازمه، بیرون از چارچوب فکر کنه و رفتاراش من رو هم تشویق کنه. مشوق هم باشیم و فقط من نباشم که رفتار های عجیب ازم سر می‌زنه. فکر می‌کردم حتما باید برونگرا باشه، اما نبود. امروز که تو اتوبوس جا نبود و رفتم نشستم دقیقا کنار یه پسر و کتابمو خوندم و کاری به نگاهِ اون حاج خانومایِ چادر به دهن نداشتم، این که سرمو بالا می‌گرفتم چون این کارم واسه یکی هم که شده تایید شده‌ست و این اخلاقی که رعایت می‌کنم فقط از دهن و ذهنِ من بیرون نیومده، این که اونم تو یه شهر دیگه با ذره ای به کوچکیِ خودش، داره این رو عادی‌سازی می‌کنه و فکر این که تنها نیستم، باعث شد که بفهمم که روم تاثیر گذاشته که حالا بی استرس‌تر این حرکت رو انجام می‌دم. و لبخند. لبخند عزیزِ دلِ آسمان. بوسه بهت از این‌جا تا مترو های تهران.

تا حالا به کارایِ قبلیتون فکر کردید و فشارتون بیفته که یا خدا چه جرئتی! چه جرئتی!!!!

آن‌قدر در یک چاله می‌مانیم و خیالِ ناتوانیِ گل کاشتن در آن ما را می‌کُشد که نتوانیم سرمان را بالا بگیریم و جلو‌تر برویم که شاید باغِ بهشت همان‌اطراف باشد.

این چت gpt دیگه زیادی منو می‌شناسه وقتشه حذفش کنم.
این چت gpt دیگه زیادی منو می‌شناسه وقتشه حذفش کنم.

امروز قلبم و دلم قیلی ویلی گیری دیری لیلی بیری ثیری جیری شیری فیری هیری نیری...

چمی‌دانم والا. I'm confused.
چمی‌دانم والا. I'm confused.

پسرا چی می‌خورن و کجا زندگی می‌کنن و چه فرقی با ما دارن که این‌طوری بزرگ می‌شن؟ پروردگارا این کلاس های زبانی که می‌گیرم من رو مرد ستیز نکنه الهی آمین.

و امشب متتتتتتتنفر.

در پروسه‌ی اتاق تکونی رسیدم به قسمتِ " اینارو چه‌جوری دور بندازم." ها. عزیزِ دلم خودت کجایِ این کشوری که هنوز پاکتِ اون شیرکاکائویی که دادی رو دارم.

من امیدوارم با دور انداختنِ دفتر هام دعایی که از دعا‌نویس برام گرفتی و لایِ برگه‌ها قایمش کردی رو هم اتفاقی بندازم دور. آمین.

هر بار به عقب برمی‌گردم فکر می‌کنم که چرا بی‌خیال نشدم و رها نکردم و نرفتم؟ چرا انقدر کشش دادم؟ چرا یه نفر بهم نگفت که ول کنم؟ امروز که داشتم دفتر‌هایِ تمامِ این سه سال رو ورق می‌زدم، هر دو برگه یک بار بالایِ صفحه نوشته بودم که: "آقا به درک!" "خب دیگه بسه!" "ولشون کن! ولش کن!" "بسه" "دیگه کلا بی‌خیالش شو." "تموم شد. از الان به بعد تمومه!" تموم شد آسمانِ کوچک؟ نه. سه سالِ تموم ادامه پیدا کرد. دیگه سرزنشت نمی‌کنم. تو می‌دونستی که باید تموم بشه اما نمی‌تونستی.

اگه اعتماد به نفس درس خوندن نداری برو یه سر به اون برگه های امتحانیِ تلنبار شده از دبیرستان به جا مونده، از آزمون هایِ نمره افتضاحت که می‌ترسی بهشون نگاه کنی بزن. بهم اعتماد کن. اون نمره‌ها اصلا هم اون‌طور که تو ذهنت مونده پایین نبودن. اون قدرا هم وحشتناک پایین نبودی. کلی بیست و نوزده پیدا می‌شه که به خاطر اضطراب تو ذهنت دور انداختیش. اون‌جا مدرسه‌ی تیزهوشان بود و نمره ها از ۱۸ پایین تر نمیومد. تو با اون همه اضطرابِ کشنده و دورِ باطلِ خودتخریبی، هیچ وقت مشکل تو نبودی.

به مناسبت 3rd of December برای نخستین بار در امسال ریمل زدم و دارم با پلک زدن پرواز می‌کنم دوستان. خدایا شکرت بابت مژه های بلند👁👁👄💅💅💅💅💅💅💅💅 پ.ن: واقعا پستِ💅💅💅💅💅💅💅 بود.

از دیشب تا به حال ۳ بار اجرایِ آخرِ سینا ساعی رو تو کارناوال دیده‌م و هر بار اشکم در‌اومده. محشره. معرکه‌ست. تأثیر گذار ترینه. از چیز‌های تکان دهنده خوشم میاد.