عصفورة قلبي🕊
رفتن به کانال در Telegram
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
243
مشترکین
-124 ساعت
+97 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
242
چون نیست یار، در غم او هیچکس مرا
ای دل، تو دست گیر و به فریاد رس مرا!
سیر آمدم ز عیش، که بیدوست میکنم
بی او چه باشد ازین عیش بس مرا
از روزگار غایت مطلوب من کسیست
و آنگه کسی که نیست جز او هیچکس مرا
ای ساربان شبی که کنی عزم کوی او
آگاه کن یکی به صدای جرس مرا
یک بوسه دارم از لب شیرین او هوس
وز دل برون نمیرود این هوس مرا
از عمر خود من آن نفسی شادمان شوم
کز تن به یاد دوست برآید نفس مرا
باریک آن چنان شدم از غم، که گر شبی
بیرون روم به شمع، نبیند عسس مرا
هر ساعتم به موج بلایی در افکند
سیلاب ازین دو دیدهٔ همچون ارس مرا
یاری که اصل کار من است ار به من رسد
با اوحدی چه کار بود زین سپس مرا؟
#اوحدی_مراغهای
242
قيل أنّ الذي ابتكر العناق أول مرة كان أخرسًا أراد أن يقول كل شيءٍ دفعةً...
میگویند: آنکه برای اولینبار "بغل" را اختراع کرد، لال بود؛ میخواست همه چیز را به یکباره بگوید...
242
اینجا شده مرکز تولید غم و غصه
فقط دارم حال شما رو بد میکنم
فعلا برم بهتره
اگه روزی اومد که زنده بودم و حالم خوب بود برمیگردم.
اگه نه که این کانال دفتر خاطراته.
242
واقعا دیگه نمیخوام دنیا رو
نمیخوام ادامه بدم
نمیخوام تلاش کنم برای چیزی
فقط میخوام تموم شه
همین لحظه و برای همیشه.
242
کم کم شکست، عمر کمش سر رسیده بود
طفلک توان نداشت که قدش خمیده بود
طاقت نداشت طعم گس غصهٔ مرا
اما به یکنفس، همه را سر کشیده بود
هرچند از هلاهلِ جاری درون من
تنها به قدر قطرهٔ اشکی چشیده بود؛
افتاد کنج بستر گلدان و زرد شد
روز خوشی کنار من اینجا ندیده بود
عمرش تمام شد گل غمگین کوچکم
او را خدا شبیه خودم آفریده بود...
#زهرا_ایزدینیا
242
انقدر گریه کردم امروز عروسهلندیا هم کز کردن.
یکی این طفلکا رو از کنار من نجات بده.
242
میگن چرا مریض میشی دکتر نمیری
ببخشید شما اگه بخوای زنده بمونی تلاش میکنی
اگه بخوای بمیری از هرچیزی که سریعترش کنه استقبال میکنی.
242
زندگیم جوریه که آرزو میکنم وقتی کس دیگه خونه نبود یه موشک بخوره وسط اتاقم و هیچی ازم نمونه.
