کُنجی با عنوانِ آرامجآی*
رفتن به کانال در Telegram
*دستِ من معدنِ مهربانی است و عشق../ اینستا ؛ aramjai__ t.me/HidenChat_Bot?start=7284326905
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
592
مشترکین
-224 ساعت
-157 روز
-4130 روز
آرشیو پست ها
از عشق بیزارم
از عاشق بودن در این نسل بیزارم
از تمام کلماتی که از دهانتان برای آشنایی در می آید بیزارم
از زمانی که فردی جلو می آید و درخواست میدهد و از نگاهش میتوان فهمید که تنها برای داشتنت تورا میخواهد نه برای همراهی و همسفر بودن بیزارم
از ادعای عاشقی به نسلِ قدیم در شما بیزارم
از تمام لحظاتی که ادعای دوست داشتن و مراقبت کردن میکنید در حالی که هرشب دلیل رسیدن اشک ها به گونه هستید بیزارم
از نبودن عشق در نگاهتان بیزارم
از ادعای وفاداری شما با گذاشتن یک قلب در بیویِ پیجتان بیزارم
از چشمانی که برق نمیزند و سیر نیست به وقتِ دیدار بیزارم
از برده ی پول بودنِ شما در قرار ها بیزارم
از صحبت هایتان راجب زخم هایی که نمیتوانیم مرحمی برایشان باشیم اما از ما انتظار دارید بیزارم
از مردانگی را بر دوش ما انداختنِ شما بیزارم
از سکوتِ شما به وقتِ افتادنِ مشکل ها بیزارم
از رقابت با امام زمان در غایب بودن برای نشان دادنِ غم هایتان بیزارم
از احساس تنفرتان نسبت به انسانِ قبلی زندگیِ شما بیزارم
از تصمیمگیری و دستوری حرف زدن شما بیزارم
از سیگارِ میانِ انگشتانتان بیزارم
از خطاب کردن عشق اول برای هر زنی که واردِ زندگیتان میشود بیزارم
از اینکه مجبوریم به جای دنبالِ بیشتر عاشق کردنتان
دنبال آنفالو کردن دختر های پیجتان بگردیم بیزارم
از اینکه میدانید رنگ موردعلاقه مان چیست اما از بیت شعری که دوستش داریم چیزی نمیدانید بیزارم
از آنهایی که بین مسیر ناگهان پیدایشان میشود و میخواهند در مسیرمان سنگ بندازند و شما به جای سپر بودن میخواهید فرار کنید بیزارم
از لب جوب با شما ساندویچ خوردن بیزارم
از لاس هایِ شما با هر زنی که از راه برسد بیزارم
از نبودنِ شعور و شخصیت در شما بیزارم
از بی حیایی و نداشتنِ مرز ها بیزارم
از به سرعت تغییر دادن خود با یک بحثِ ساده بیزارم
از دیدن عقده ی کودکیتان در حرف هایتان بیزارم
از به سادگی خدشه دار شدن اعتماد ها بیزارم
از شمایی که از مردانگی تنها ریشش را دارید نه ریشه اش بیزارم
از تمام لحظاتی که حس ناکافی بودن میدهید بیزارم
از استوری های کلوزفرند اینستاگرامِ شما بیزارم
از مانند زن ها پست گذاشتنِ شما و دنبالِ زیبا بودن پیجتان بیزارم
از توهم موفق شدن در شغلتان بیزارم
از ریپوست هایِ تیکه دارتان بیزارم
از چنل های مضخرفتان بیزارم
از زنانه رفتار کردنِ شما بیزارم
از افراطِ شما در علاقه هایتان بیزارم
از هراسیدن شما از اینکه مبادا کسی از بودنِ ما باهم باخبر شود بیزارم
از آب نمک هایِ دیگرتان که تعدادش از دستِ خودتان هم در رفته بیزارم
از ندیدن تلاش ها برای بقایِ رابطه بیزارم
از تک به تکِ پیام هایتان که در آن میخواهید عقده ی تمام تنهایی هایِ زندگیتان را بر سرِ ما خالی کنید بیزارم
از بخش های تهیِ وجودتان که از آن برای زخم زدن استفاده میکنید بیزارم
از مهمانی های آخرِ شبِ شما بیزارم
از تغییر لحنِ شما بعد از به دست آوردنمان بیزارم
از بلاک به جایِ این باشد دیدارِ آخرمان بیزارم
از دروغ و پنهانکاری و دورویی شما بیزارم
از زمان هایی که تنها میشوید و تازه یادی از عشق میکنید بیزارم
از درآوردن حلقه تان بعد از بحث ها بیزارم
من از همه چیزِ مردانِ این نسل بیزارم.(شاید بعضی از آنها و شاید همه ی آنها.)
از اون متن های یهویی دلم خواست علائم نگارشی رعایت نکنم ساعت ۵ / ۸ آبان
بچه هااا
بابت سین نکردن پیوی هاتون خیلی عذرمیخوام واقعا شرایطشو ندارم ببخشید💕
بله همه حق دارن عاشق بشن
اما من صرفا دارم میگم اینکار اشتباهه
چرا که تایم مناسبش نیست
چرا که کافیه فقط یه بحث کوچیک داشته باشید تا از زندگی جا بمونی
عزیزدلم، چرا باید اشتباه باشه؟ تو پونزده سالته و از یکی خوشت اومده. مگه قراره تا یک سنی صبر کنی و بعد اجازه داشته باشی آدمها رو دوست داشته باشی؟ یا احساساتت یک جایی توی هجدهسالگی ناگهان معتبر بشن؟
تو انسانی. آدمی. با تمام این احساسات و کششها و کنجکاویها و دلتنگشدنها و ذوقکردنها. قرار نیست به خاطر سنت، چیزی رو که واقعاً احساس میکنی انکار کنی یا به خودت بگی نه، من هنوز برای این چیزها کوچیکم. اتفاقاً توی همین سن هم داری زندگی میکنی، تجربه میکنی، آدمها رو میشناسی و دربارهی خودت چیزهای تازهای میفهمی.
اما اینکه از یکی خوشت اومده، به این معنی نیست که باید حتماً وارد رابطه بشی یا برای نگهداشتن اون آدم از خودت بگذری. میتونی از یکی خوشت بیاد، از این حس لذت ببری، بشناسیش و در عین حال حواست به خودت هم باشه. میتونی هیجانزده باشی و محتاط هم بمونی. این دوتا هیچ منافاتی با هم ندارن.
اما اشتباه نیست. دلت رو بابت احساس داشتن سرزنش نکن. قرار نیست انسان بودنت رو بذاری برای وقتی که بزرگتر شدی. همین حالا هم انسانی، همین حالا هم احساساتت واقعیان و همین حالا هم حق داری تجربهاشون کنی.
اقا اینجا بازم شاعر میفرماید
نگاه بهت سخته
حتی برایِ یه لحظه
اشتباهِ محضه
کمه سنه تو بچه
برای اون عزیزی که داخل کانال موفنری نوشته من عاشق شدم کار بدیه؟من میدونم که خیلی درد بدیه همینطور که قبلا گفته بودم و اگه مخصوصا اون دوست نداشته باشه و اماده هر اتفاقی باش
شاعر میفرماید الان داغی نمیفهمی چی سرت اومده
ایندفعه رو بدجور باختی
داری فرو میری تو باتلاقی که یه روز خودتو توش انداختی
