شایان آبروشن | شاعر
رفتن به کانال در Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
508
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+337 روز
+10130 روز
آرشیو پست ها
من در نوشتن از تشر هایی که زد ماهر شدم
با دیدن انگشتری دست چپش، شاعر شدم :)
#شایان_آبروشن
عشق ؛ یک شیشه انگور کنار افتاده است ،
که اگر کهنه شود ، مست ترت خواهد کرد ...
#امیر_سهرابی
Repost from خطخطیهای آزاد
☕️🫖
همین که دست تو خورده به استکان کافیست
اگر تو چای بریزی شراب میبینم
#امیرحسین_آزاد
@khatkhati_azad
اگر قصد لبت کردم بدار از لطف معذورم
ز بس شیرینزبان بودی گمان بردم که حلوایی...
این شکایت نامهی نامهربانی های توست
آنچه دیدم از جداییها، جدا خواهم نوشت..!
#اسیر_شهرستانی
چه کردی با دل و جانم که من از ریشه ویرانـم
کمی با من مدارا کن مگر من خاک ایرانـم
#ناشناس
هرگز حسد نبردم، بر منصبی و مالی
الا بر آنکه دارد، با دلبری وصالی
#سعدی
بله آقای ژائو نوس
جان نثار طلعت خورشیدرویان می کنیم
تا نفس بر لب چو صبح راستین داریم ما
#صائب_تبریزی
شعر را در روز نتوان آن چنان زیبا سرود
شاعران شب ها قلمهاشان قیامت میکند...
#ناشناس
Repost from شایان آبروشن | شاعر
خویش حوّا و لبانش قدغن سیبم بود
همه مقصودِ غزل، شعر و مکاتیبم بود
وقت رفتن سببِ ثروتِ مردی دارا
چکنویسِ غزلم خیس، تهِ جیبم بود
#شایان_آبروشن
عزيزِ نداشتهام؛
اندكى صبر
نوبتِ ما هم ميشود،
ميرسد وقتِ عاشقى كردنمان!
به رخ ميكشيم تمامِ
دوست داشتنمان را...
- علی قاضی نظام
شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی را دوست داری؟
دو چشمش از خجالت اشک افتاد میان گریه هایش گفت : ... آری !
خانوم #مریم_حیدرزاده فوق العاده ای شما...
شانه کردی زلف خود را در خیابان دیدمت
دست من بازم حسادت میکند بر شانه ات
#شایان_آبروشن
