Mizuki
رفتن به کانال در Telegram
Echoes of oblivion.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 030
مشترکین
-724 ساعت
+297 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
1 030
ارمینا هم یه پاپیون داشت رو موهاش و کیفش پشتش بود بعد منو تنها گذاشت رفت اون طرف همینجوری که داشت میدووید پسره از تو ماشین گفت نگا از مهدکودک در اومدن
1 030
مرده وایساد همه ما فرار کردیم جز محیا
مرده بهش گفت لباس قهوه ایه سینگله
محیا گفت عزیزمممم؟
