ترکی استانبولی، اما متفاوت|𐙚𝑹𝒂𝒅𝒊𝒂𝒏𝒄𝒆
رفتن به کانال در Telegram
𐙚 ࣪ ִֶָ @Turkishbykimia_Home 𐙚 𝑻𝒖𝒓𝒌𝒊𝒔𝒉 𝒃𝒚 𝑲𝒊𝒎𝒊𝒂 🇹🇷 𓂃 𝑻𝒖̈𝒓𝒌𝒄̧𝒆؛ 𝒃𝒊𝒓 𝒅𝒊𝒍, 𝒃𝒊𝒓 𝒅𝒖̈𝒏𝒚𝒂. ♡ 𝑲𝒆𝒍𝒊𝒎𝒆𝒅𝒆𝒏 𝒌𝒐𝒏𝒖𝒔̧𝒎𝒂𝒚𝒂. ✦ ارتباط : @Turky1A_Bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 014
مشترکین
+724 ساعت
+117 روز
+9330 روز
آرشیو پست ها
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛ ୨୧ ࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
Bakar mısınız?
نگاه میکنید؟ / ممکنه نگاه کنید؟
Bekar mısınız?
مجرد هستید؟ / ازدواج نکردهاید؟
Repost from N/a
+1
🐆🤩 پاییز هنوز شروع نشده، ولی کمدت میتونه آمادهش باشه!🤍🎀🎀
🧿از الان آیتمای پاییزیتو پیدا کن که وقتی همه تازه دنبال خرید افتادن تو این گرونی ، تو از قبل انتخاباتو کرده باشی اونم تخفیف ویژه!
🌟🤩 CLICK HERE 🤩🩶🐆🤍
از لباس و اکسسوری تا بیوتی و آیتمای خاص؛کلی شاپ با تخفیف و آفر منتظرته! 🐆 🐜زودتر ببین، زودتر انتخاب کن، ارزونتر بخر! 🍁 🌟 🌟
Repost from N/a
+1
💙📒 همه دارن میگن «دیگه هیچی نمیشه خرید»…
ما گفتیم خب پس ببینیم از کدوم شاپها میشه خرید؟ و اینجا همونجاست : 🎀🤎🎀👛🎀🎀
از آیتمای ترند و پاییزی تا اکسسوری و بیوتی؛
شاپای معتبرِ این فولدر پر از انتخابایین که دقیقاً تو دنبالش بودی⌚️🧴🌟 CLICK HERE 🎁🌟🔵 🥸 قبل از خرید، یه دور اینجا رو بگرد! 🩶🦢🎀🎀
Repost from ترکی استانبولی، اما متفاوت|𐙚𝑹𝒂𝒅𝒊𝒂𝒏𝒄𝒆
📖 داستان کوتاه امروز:
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛ ୨୧ ࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
Elif bugün parka gidiyor. Yanına bir kitap alıyor. Büyük bir ağacın altında oturuyor. Bir süre kitap okuyor. Sonra kuşları izliyor. Temiz havayı içine çekiyor. Eve dönüyor ve annesine gününü anlatıyor. Çok güzel bir gün geçiriyor.
📝 ترجمه کلمه به کلمه:
Elif : الیف bugün : امروز parka : به پارک gidiyor : دارد میرود yanına : با خود / همراه خود bir : یک kitap : کتاب alıyor : برمیدارد büyük : بزرگ ağacın altında : زیرِ درخت oturuyor : مینشیند / دارد مینشیند bir süre : مدتی kitap okuyor : کتاب میخواند sonra : سپس / بعد kuşları : پرندهها را izliyor : تماشا میکند temiz havayı : هوای تازه را içine çekiyor : نفس میکشد / به داخل ریهها میکشد eve : به خانه dönüyor : برمیگردد annesine : به مادرش gününü : روزش را anlatıyor : تعریف میکند çok : خیلی güzel : زیبا / خوب bir gün : یک روز geçiriyor : سپری میکند💡 نکته: در متن از فعل های زمان حال استمراری استفاده شده 📝 ترجمه روان: ࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛ ୨୧ ࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛ الیف امروز به پارک میرود. یک کتاب با خود برمیدارد. زیر یک درخت بزرگ مینشیند. مدتی کتاب میخواند. سپس پرندهها را تماشا میکند. هوای تازه را نفس میکشد. به خانه برمیگردد و روزش را برای مادرش تعریف میکند. او روز بسیار خوبی را سپری میکند. #داستان📜
Repost from ترکی استانبولی، اما متفاوت|𐙚𝑹𝒂𝒅𝒊𝒂𝒏𝒄𝒆
✨لیست حروف الفبای ترکی ترکی استانبولی :
A B C Ç D E F G Ğ H I İ J K L
M N O Ö P R S Ş T U Ü V Y Z
#نکات_کارامد
Repost from ترکی استانبولی، اما متفاوت|𐙚𝑹𝒂𝒅𝒊𝒂𝒏𝒄𝒆
الفبای ترکی استانبولی؟🇹🇷
الفبای ترکی استانبولی ۲۹ حرف داره و بر پایه لاتینه.
چند تا حرف خاص مثل ç, ş, ğ, ı, ö, ü هم داره که به زبان ترکی هویت خودش رو میدن.
نکته جذابش اینه که تلفظهاش خیلی وقتها واضح و قانونمندان؛ یعنی لازم نیست هر کلمه رو مثل معما حل کنی!
این نکته خیلیی مهمه!!!!وقتی الفبا رو خوب یاد بگیری، خوندن، نوشتن و حفظ کردن کلمات خیلی راحتتر میشه.
#نکات_کارامد
Repost from N/a
+1
🤍🤩💛 ترندای جدید دارن یکییکی وارد میشن!اگه دوست داری از اونایی نباشی که وقتی همه یه چیزی رو پوشیدن تازه پیداش میکنن ..🤩🤩🎀🎀
الان وقتشه ترندای جدید رو شکار کنی اونم زیر قیمت! 🥰
🤩 CLICK HERE 🌟🌟🎀
از فشن و اکسسوری تا بیوتی و آیتمای خاص؛
این شاپها کلی انتخاب بهروز برات دارن🩵🔎🔎
Dinle — Mahsun Kırmızıgül
Dinle, bu şarkım sana dinle گوش کن، این ترانهام برای توست، گوش کن Söyle, nasıl sevdiğimi söyle بگو، بگو که چطور دوستت دارم Müptela oldum aşka seninle با تو گرفتار عشق شدم / به عشق تو معتاد شدم Kayboldum gözlerinde در چشمهایت گم شدم Uçurumsun sen bu bedende تو در این تن، یک پرتگاهی > Uçurum یعنی پرتگاه، درهای عمیق؛ اینجا استعارهای از عشقِ خطرناک و عمیق است. Her şeyi bırakıp bir köşeye همهچیز را رها کرده، در گوشهای گذاشتهام Yanmaya hazırım ben من آمادهام که بسوزم Seninle ateşlerde در آتشها، همراه تو Yanmışım, sönmüşüm ellerinde در دستانت سوختهام و خاموش شدهام Bitmişim, tükenmişim gözlerinde در چشمهایت تمام شدهام، از پا افتادهام Müptela oldum aşka seninle با تو گرفتار عشق شدم Kayboldum gözlerinde در چشمهایت گم شدم Uçurumsun sen bu bedende تو در این تن، یک پرتگاهی Her şeyi bırakıp bir köşeye همهچیز را رها کرده و به گوشهای گذاشتهام Yanmaya hazırım ben من آمادهام که بسوزم Seninle ateşlerde همراه تو در آتشها --- Tutsak, bu gönül sana tutsak اسیرم؛ این دل به تو اسیر است Yasak, başkası sana yasak ممنوع است؛ دیگری برای تو ممنوع است > این بخش کمی شاعرانه و از نظر نحوی فشرده است؛ منظور میتواند این باشد که «تو برای دیگری ممنوعی» یا «جز من، دیگری نباید به تو برسد.» Müptela oldum aşka seninle با تو گرفتار عشق شدم Kayboldum gözlerinde در چشمهایت گم شدم Uçurumsun sen bu bedende تو در این تن، یک پرتگاهی Her şeyi bırakıp bir köşeye همهچیز را رها کرده و به گوشهای گذاشتهام Yanmaya hazırım ben من آمادهام که بسوزم Seninle ateşlerde همراه تو در آتشها --- Yanmışım, sönmüşüm ellerinde در دستانت سوختهام و خاموش شدهام Bitmişim, tükenmişim gözlerinde در چشمهایت تمام شدهام، از پا افتادهام Müptela oldum aşka seninle با تو گرفتار عشق شدم Kayboldum gözlerinde در چشمهایت گم شدم Uçurumsun sen bu bedende تو در این تن، یک پرتگاهی Her şeyi bırakıp bir köşeye همهچیز را رها کرده و به گوشهای گذاشتهام Yanmaya hazırım ben من آمادهام که بسوزم Seninle ateşlerde همراه تو در آتشها ❤️🔥
