ویال خاطرات طبیب فردا
رفتن به کانال در Telegram
روزنوشته های یک عدد اینترن
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
275
مشترکین
+1024 ساعت
+317 روز
+3130 روز
آرشیو پست ها
برای مشورت اورولوژی زنگ زدم
نمیدونم چرا صد درصد مطمئن بودم قراره آقای دکتر جوابمو بده
اما در کمال تعجب یک خانم دکتر با صدای ناز و مهربون جواب داد😳
آخه چرا؟!!!
تخصص اورولوژی ؟!!!
حالا من نمیخوام رشته های تخصص رو جنسیتی کنم!
اما اجازه بدین باور نکنم که بر حسب علاقه خانمی بره اورولوژی 😶🌫😶🌫
تو پاویون دوباره بحث این دیالوگ تکراری مطرح شد!
بعد یکی از بچه ها گفت خواهرش فیزیوپاته
بهش گفتیم چرا به خواهرت نگفتی نیاد پزشکی ! گفت اتفاقا گفتم
برگشته گفته فیلد پزشکی گسترده است و من نمیخوام سرم تو دهن مردم باشه!!
یکی از بچه ها خندید گفت آره ما میخواستیم سرمون بجای دهن تو ماتحت مردم باشه🤣🤣🤣🤣
(گستردگی فیلد پزشکی هم تا قبل کنکور جذابه
اینترن که میشی این گستردگی باعث گریه است🥲)
یکی از تکراری ترین دیالوگ هایی که در کشیک های اینترنی بین بچه ها رد و بدل میشه :«کاش رفته بودم دندون!»🫠
و صبح جمعه مونو با این خانم پرستار شروع کردیم😒
اومدم از اورژانس برم بخش بمن میگه امیدوارم تا ساعت ۲ نبینمت🙄
منم همینطور عزیزم منم همینطور 😭😭
دوست ِ دوست پسر دختره اومده میگه ما میخوایم مریضمونو ببریم خانم دکتر
ببینید اینستاگرامشو مدلینگ کار میکنن !! تحت فشار روحی حالا دوتا قرص خوردن !!شما درک میکنید دیگه فشار روحی با آدم چکار میکنه🫤🫤
آخه بچه سوسول!!! (میدونید که قضاوت کار خداست ما فقط مسخره میکنیم!
ولی جدا بچه سوسول بود😅)
اولا تو چکاره ی مریضی دقیقا!!
در ثانی تو میخوای بمن فشار روحی رو توضیح بدی؟!
ما توشیفتای بیمارستان از فشار روحی جر خوردیم!!! اما هنوز نرفتیم خودکشی کنیم!!
یعنی مریضت با دوتا قرص کارش به آیسو کشیده؟اونم برای بار دوم!
مارو اسکول کردی؟
هی میخوام خانم و سنگین رنگین باشم نمیذارن که😒
یکی از قویترین ریسک فاکتور های خودکشی اقدام قبلیه!
اینکه بیمار قبلاً یکبار انجام داده خیلی باید بیشتر و جدی تر مراقب بود!
اما متأسفانه خانواده ها به این مسئله توجهی نمیکنن😑مثل همین کیس!
بیمار دختر ۱۳ ساله که به علت خودکشی با قرص برای بار دوم به اورژانس روان ارجاع شده بود گریه میکرد که من نمیخوام بستری بشم
اگه بچه ها تو باشگاه بفهمند چی؟
مسابقه دارم!!😐😐😐
بشر تو میخواستی دیگه زنده نباشی!حالا نگران مسابقاتی؟!!!
از اون خنده دارتر این که مادرش هم نگران حرف مردم بود😑میگفت اگه کسی بفهمه بچه ام اینجا بستری شده چی؟!!🙄
بعد از چند ساعت که رفتم بهش سر بزنم ببینم علائم حیاتی اش استیبل یانه و علائم ویتدراوال نداره برگشت بهم گفت من خمارم
متادون کم دادی
بی تی یا ان تی بهم بده😐😐
زن حسابی مگه من ساقی ام🤣 یا اینجا مکانه؟😂😂
مریضا هم پرتوقع شدنا🫠
بیمار خانم ۴۳ ساله با شکایت پرخاشگری و شکستن شیشه و کامپیوتر بهزیستی با نامه دادستانی به اورژانس روان اعزام شده بود
سابقه ده سال زندان به جرم خرید و فروش مواد داشت ، به ایدز و هپاتیت هم مبتلا بود
تمام بدنش آثار خودزنی و رد تیغ مشهود بود
امااااااااا
روابط اجتماعی خوبی داشت😅
مدام قربون صدقه پرسنل میرفت و هرچی میگفتی چشم میگفت و به سوالات خوب و دقیق پاسخ میداد
بازم خدارو شکر که الحمدلله وگرنه والابخدا🤣
یکی از کیس های بخش روان زنان خیلی هایپرسکشواله!!😅
هر بار استاژر یا اینترن های آقا رو میبینه چنااااان بهشون زل میزنه که ما رو به خنده میندازه😂
بمن میگفت خانم دکتر میخوام بووووست کنم بووووسسسس🫤
امروز زیادی اذیت و شیطنت میکرد گذاشتنش اتاق امن تنها باشه
از دوربین دیدم خودشو لخت کرده روی زمین دراز کشیده🫠🫠
بخش روان هر روز یه صحنه شگفت انگیز داره👩🦯👩🦯
عزیززززززززم 🥺
معذرت میخوام که باعث ایجاد حس بد شدم
کیس های دیابتی که عکسشون رو گذاشتم همگی دیابت نوع۲ و افراد میانسال هستند که بدلیل سبک زندگی غلط و تغذیه نادرست دچار این مشکل شدن
و از اون بدتر اینکه حتی بعد از ابتلا به دیابت هم حاضر به رعایت کردن نیستن
مثالش یک بابابزرگ ۷۰ ساله بود که روز بعد از جراحی قطع انگشت پا داشت صبحانه مربا با چایی شیرین میخورد😑😑😑
بازم ازت معذرت میخوام
بهم بگو چطور میتونم جبران کنم برات🙏
پیام شما👇
سلام عزیزم یه سریا( منظورم خودمم) داخل چنلت هستن که خیلی عاشق تو هستن ولی میشه درمورد دیابت اینارو نگی من از ۱۳ سالگی دارم و الان کنکوری ام و میترسم اینارو میگی:)
ولی روا نیست تو این شبهای نزدیک به عاشورا تاسوعا ما انقدرررر ویزیت روان بخوریم 🫠
مگه اعتقادات مذهبی پیشگیری کننده نبود؟!😭
پرستار تایم عصر تا منو دید برگشت گفت
اَه !😐باز این بدکشیک نحس اینجاست🙄😭
چته زن حالا یه دو دقیقه آروم بگیر شاید اوضاع بد نبود!!(دروغ چرا بد بود🤣)
اما بدکشیک بودنو گردن نگرفتم گفتم عزیزم هوا گرم شده ملت داغ میکنن به من ربطی نداره🫠🫠🫠
کشیک دیشب برای اوردر دارویی مریض زنگ زدم به اتند آنکال
وسط مکالمه یهو اتند برگشت گفت
بشین سرجات ببینم😳😐
چنان هول کردم😅
تودلم گفتم چرا آخه! من یک عدد اینترن بدبخت نشستم یه گوشه ماست هم نمیخورم !🫠
در ادامه استاد گفت با شما نبودم!
هعی روزگاررررررر
هم از مریض حرف میشنویم
هم از اتند
هم حتی از پرستار!!!
Repost from لیمو تلخ
هم از مهمونای خودم و هم از ناشناس های اینجا، یک سری پیام داشتم که چرا دسته گلت رو بافتی؟ چرا گل طبیعی که شیک تر بود نگرفتی؟
خیلی قشنگه ها اما آخرش طبیعی یه چیز دیگه س.
میخوام یکی از اخلاقام که بنظرم خوبه رو بهتون بگم. من دوست دارم سبک خودم رو داشته باشم. و این سبک نه برای شوآف و نشون دادن به بقیه س، نه واسه تو چشم بودن و چیزی رو به کسی ثابت کردن.
من دوست دارم بدونم زندگیم اونقدرها قراردادی نیست که نتونم حتی اگر شده یکم، توش علاقه و تمایل خودم رو جلو ببرم.
بافتنی برای من یک هنر نیست، یه بخشی از شخصیتم شده. زندگی میبخشه بهم. دلم میخواست این رو تو یکی از مهم ترین روزهای زندگیم کنار خودم داشته باشم.
همین موضوع سر ناخن هم بود. وای زهرا چرا ناخن هات رو هیچ کاری نکردی؟ لاقل یه برق ناخن که میتونستی بزنی.
نمیخواستم. سبک من نبود.
میخوام بگم واسه سبک خودتون، جسور باشید. آدما مجبورا بپذیرن.
