میراث زمان
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
762
مشترکین
-424 ساعت
-107 روز
+10130 روز
آرشیو پست ها
761
شهر سوخته
شهری ۵۲۰۰ ساله پر از راز
شهر سوخته در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی ایران و جهان است. قدمت این شهر به حدود ۵۲۰۰ سال پیش میرسد و در سال ۲۰۱۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. باستانشناسان معتقدند شهر سوخته در زمان خود یکی از پیشرفتهترین شهرهای منطقه بوده و مردم آن با سرزمینهایی مانند بینالنهرین، افغانستان و دره سند دادوستد داشتهاند. نام «شهر سوخته» به این دلیل روی آن گذاشته شده که این شهر در طول تاریخ چندین بار دچار آتشسوزی شده است. با این حال، هنوز دلیل اصلی متروک شدن آن به طور قطعی مشخص نیست و برخی پژوهشگران خشکسالی و تغییر مسیر رودخانه را از عوامل مهم میدانند. یکی از شگفتانگیزترین کشفیات این شهر، قدیمیترین چشم مصنوعی جهان است که در قبر یک زن پیدا شد. این چشم با مادهای سبک ساخته شده و با روکشی از طلا تزئین شده بود. در شهر سوخته همچنین قدیمیترین بازی رومیزی شناختهشده کشف شده است که صفحه، مهرهها و تاسهای آن هنوز باقی ماندهاند. روی یک جام سفالی نیز پنج تصویر پشت سر هم از یک بز دیده میشود که با چرخاندن ظرف، حرکت بز به سمت درخت را نشان میدهد. به همین دلیل بسیاری آن را قدیمیترین نمونه انیمیشن جهان میدانند. از دیگر کشفیات مهم، جمجمه دختری است که آثار جراحی مغز روی آن دیده میشود. بررسیها نشان میدهد او پس از این عمل مدتی زنده مانده بوده است. مردم شهر سوخته سیستم آبرسانی پیشرفتهای داشتند. آنها با استفاده از کانالها و شبکههای هدایت آب، آب مورد نیاز شهر و کشاورزی را تأمین میکردند. این موضوع نشان میدهد مردم این شهر بیش از ۵ هزار سال پیش از دانش مهندسی و مدیریت آب برخوردار بودند. در اطراف شهر گورستان بزرگی قرار دارد که باستانشناسان تخمین میزنند بین ۲۵ تا ۴۰ هزار قبر در آن وجود داشته باشد و هنوز بخش زیادی از آن کاوش نشده است. سؤال جالب: اگر شهری که بیش از ۵۲۰۰ سال قدمت دارد، چنین فناوریها و دستاوردهایی داشته، هنوز چه رازهایی زیر خاک شهر سوخته پنهان مانده است؟
761
نکات اضافه از آتش سوزی تخت جمشید
🔥 اسکندر بعد از آتشسوزی ثروت عظیم تخت جمشید را با هزاران شتر و قاطر از آنجا خارج کرد. بعضی منابع از هزاران چهارپا برای حمل گنجینهها یاد کردهاند. 🏛️ همه تخت جمشید نسوخت. بیشتر بخشهای چوبی مانند سقفها و درها از بین رفتند اما ستونها و دیوارهای سنگی باقی ماندند. 🗿 آثار سوختگی هنوز هم روی بعضی از سنگهای تخت جمشید دیده میشود. 👑 تخت جمشید فقط یک کاخ نبود محل برگزاری مراسم رسمی بهویژه جشن نوروز و پذیرایی از نمایندگان سرزمینهای مختلف امپراتوری هخامنشی بود. 📜 بعد از آتشسوزی تخت جمشید دیگر هرگز پایتخت هخامنشیان نشد. 🧱 به دلیل آتشسوزی تعدادی از لوحهای گِلی پخته شدند و اتفاقاً بهتر حفظ شدند. اگر آتش نبود احتمال داشت بسیاری از آنها در طول زمان از بین بروند. 🌍 تخت جمشید از سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
761
آیا واقعاً اسکندر تخت جمشید را آتش زد؟
یکی از مشهورترین اتفاقات تاریخ ایران آتشسوزی تخت جمشید است. در سال ۳۳۰ پیش از میلاد پس از شکست داریوش سوم آخرین شاه هخامنشی اسکندر مقدونی وارد تخت جمشید شد. او مدتی در این شهر ماند و ثروت فراوانی از خزانه هخامنشیان را به دست آورد. پس از آن، بخش بزرگی از کاخهای تخت جمشید در آتش سوخت. اما دلیل این آتشسوزی هنوز هم میان تاریخنگاران محل بحث است. برخی منابع باستانی میگویند اسکندر برای انتقام از حمله خشایارشا به آتن حدود ۱۵۰ سال قبل، دستور داد کاخهای تخت جمشید را آتش بزنند تا نماد قدرت هخامنشیان از بین برود. اما برخی دیگر از منابع نوشتهاند که آتشسوزی پس از یک جشن و در حالت مستی رخ داد و ممکن است اسکندر بعداً از این کار پشیمان شده باشد. با این حال، بسیاری از پژوهشگران امروزی معتقدند حتی اگر جشنی هم در کار بوده، اسکندر در نهایت مسئول این آتشسوزی بوده است. با وجود این حادثه، همه تخت جمشید نابود نشد. ستونهای سنگی، پلکانهای باشکوه و نقشبرجستههای زیبای آن هنوز پس از بیش از ۲۳۰۰ سال باقی ماندهاند و امروزه یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران و جهان به شمار میروند. 📌 نکته جالب: هنوز هم درباره اینکه آتش زدن تخت جمشید یک تصمیم کاملاً سیاسی و عمدی بود یا حادثهای در جریان یک جشن، میان تاریخنگاران اختلاف نظر وجود دارد. به همین دلیل، پاسخ قطعی برای این پرسش وجود ندارد.
761
خانواده و زندگی شخصی امیرکبیر
میرزا تقیخان فراهانی در خانوادهای ساده به دنیا آمد. پدرش کربلایی قربان، آشپز خاندان قائممقام فراهانی بود. او از همان کودکی به دلیل هوش و تواناییاش مورد توجه قرار گرفت و با حمایت این خاندان وارد مسیر سیاست شد. امیرکبیر با عزتالدوله، دختر محمدشاه قاجار و خواهر ناصرالدینشاه، ازدواج کرد. این ازدواج باعث شد ارتباط او با خاندان سلطنتی قاجار بیشتر شود. با وجود این نزدیکی، زندگی او در دربار آسان نبود زیرا اصلاحاتش باعث شد بسیاری از افراد قدرتمند با او دشمن شوند. از ازدواج امیرکبیر و عزتالدوله چند فرزند به دنیا آمد. یکی از دختران او تاجالملوک نام داشت. درباره تعداد دقیق فرزندان و برخی جزئیات زندگی خانوادگی او، در منابع تاریخی اختلافهایی وجود دارد. عزتالدوله سالها با یاد همسرش زندگی کرد و گفته شده که از رفتار دربار با او بسیار ناراحت بود. پس از قتل امیرکبیر روایتهایی وجود دارد که میگویند عزتالدوله، همسر او، به خواست مادرش مهدعلیا و برخلاف میل خود، مجبور شد با میرزا کاظمخان نظامالملک پسر آقاخان نوری (جانشین امیرکبیر در صدارت) ازدواج کند. زندگی امیرکبیر نشان میدهد که او نه فقط یک سیاستمدار، بلکه انسانی با خانواده، آرزوها و دغدغههایی مانند هر انسان دیگری بود مردی که از یک خانواده معمولی به بالاترین جایگاه حکومتی رسید، اما در نهایت در راه اصلاحات خود جان باخت.
761
امیرکبیر مردی که برای تغییر ایران آمد!
در تاریخ ایران کمتر شخصیتی مانند میرزا تقیخان فراهانی معروف به امیرکبیر، در مدت کوتاهی توانست اینچنین تأثیرگذار باشد. امیرکبیر در سال ۱۱۸۶ شمسی در هزاوه فراهان به دنیا آمد. او از خانوادهای معمولی بود اما به دلیل هوش، استعداد و تلاش فراوان توانست وارد دستگاه حکومتی شود و پلههای ترقی را طی کند. او در زمان پادشاهی ناصرالدینشاه قاجار به مقام صدارت رسید. هدف امیرکبیر فقط به دست گرفتن قدرت نبود او میخواست کشوری را که با مشکلات فراوانی مانند فساد، بینظمی و ضعف مدیریت روبهرو بود، اصلاح کند. از مهمترین اقدامات او میتوان به تأسیس دارالفنون ، نخستین مدرسه نوین ایران، اشاره کرد جایی که قرار بود علوم جدید، پزشکی و مهندسی آموزش داده شود. او همچنین با فساد مالی در حکومت مبارزه کرد، تلاش کرد نظم بیشتری در ارتش و امور مالی کشور ایجاد کند و جلوی بسیاری از سوءاستفادههای درباریان را بگیرد. اما اصلاحات امیرکبیر برای همه خوشایند نبود. کسانی که از شرایط قدیمی حکومت سود میبردند، قدرت خود را در خطر میدیدند. همین موضوع باعث شد مخالفان زیادی در دربار پیدا کند. یکی از مخالفان مهم او مهدعلیا مادر ناصرالدینشاه، بود. مهدعلیا زنی قدرتمند و بانفوذ در دربار قاجار بود و در بسیاری از تصمیمهای سیاسی نقش مهمی داشت. اختلاف او با امیرکبیر بیشتر به دلیل محدود کردن نفوذ درباریان و تلاش امیرکبیر برای اصلاح ساختار حکومت بود. پس از افزایش فشار مخالفان ناصرالدینشاه امیرکبیر را از مقام صدارت برکنار کرد و او را به کاشان فرستاد. چندی بعد، با فرمان شاه، امیرکبیر در حمام فین کاشان به قتل رسید. روایتی وجود دارد که میگوید پس از برکناری امیرکبیر زمانی که ناصرالدینشاه تحت تأثیر فشارهای دربار بود، مهدعلیا، مادر شاه، در ماجرای صدور فرمان قتل او نقش داشت. برخی داستانها نیز نقل میکنند که این فرمان در شرایطی خاص و هنگام مستی شاه امضا شد است و شاه بعد ها از این کار خود پشیمان شده بود. مرگ امیرکبیر پایان زندگی مردی بود که تلاش کرد ایران را به سمت پیشرفت ببرد. او امروز به عنوان یکی از بزرگترین اصلاحطلبان تاریخ ایران شناخته میشود شخصیتی که نشان داد حتی یک انسان در مدت کوتاه میتواند اثری ماندگار بر جای بگذارد. جملهای که به گفته مردم امیر کبیر گفته بود: «من فکر میکردم مشکل از دولت است، اما فهمیدم مشکل از ملت است.»
761
امروزه بسیاری از علاقهمندان بابک خرمدین یکی از روز های تیر را بهعنوان روز بزرگداشت او گرامی میدارند هرچند تاریخ دقیق تولد بابک در منابع تاریخی مشخص نیست. در برخی سالها بهدلیل تجمع گسترده بازدیدکنندگان و مسائل سیاسی محدودیتهایی برای ورود به قلعه بابک یا برگزاری مراسم اعمال شده است. امروزه مسیر دسترسی به قلعه بابک از محل پارک خودرو تا خود قلعه بسته به سرعت حرکت افراد، معمولاً بین یک تا یکونیم ساعت پیادهروی در مسیر کوهستانی زمان میبرد. بالای کوه هم دوربین گذاشته شده.
761
قلعه بابک
دژی که ۲۰ سال تسخیر نشد.
قلعه بابک یا دژ بابک در نزدیکی شهرستان کلیبر و در دل جنگلهای ارسباران در استان آذربایجان شرقی قرار دارد. این دژ بر فراز قلهای بلند و میان درههای عمیق ساخته شده و به همین دلیل یکی از نفوذناپذیرترین قلعههای ایران به شمار میرفت. قلعه بابک احتمالاً ریشه در دوره ساسانی دارد اما شهرت آن به دلیل استفاده بابک خرمدین از این دژ در دوره خلافت عباسی است. در قرن سوم هجری بابک خرمدین، رهبر جنبش خرمدینان، این قلعه را به پایگاه اصلی خود تبدیل کرد و حدود ۲۰ سال در برابر سپاه خلافت عباسی مقاومت کرد. موقعیت طبیعی قلعه باعث میشد سپاهیان عباسی نتوانند بهراحتی به آن نفوذ کنند و بارها در حملات خود شکست بخورند. در روایتهای مشهور تاریخی آمده است که بابک به افشین، سردار ایرانی که در خدمت خلافت عباسی بود اعتماد کرد. در نهایت افشین با طراحی عملیات نظامی و همکاری نیروهای عباسی زمینه دستگیری بابک را فراهم کرد. پس از دستگیری بابک به شهر سامرا در عراق امروزی برده شد و در سال ۸۳۸ میلادی به دستور خلیفه عباسی پس از تحمل مجازاتی سخت (بریده شدن دست و پا) اعدام شد.
نام هاي ديگر اين قلعه قیزقلعهسی جمهورقلعه دژ جمهور بذ قلعه سی
761
سلام خوشگلا😭
امیدوارم حالتون خوب باشه
این چنل رو جهت این زدم که چیزای نگفته شده درمورد تاریخ رو بهتون بگم تمام تلاشم رو میکنم که حقیقت ها رو بگم
خوشحال میشم که حمایت کنید😭
