joظy
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
247
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-747 روز
-7730 روز
آرشیو پست ها
247
هیچ دکتری پیدا نکرد دردم
گفتن میگذره، من که بدترم
همش تو اتاقم، با خودم درگیرم
سیگار رو لبمه، از خودم سیرم
پردهها بسته، چراغا خاموش
ظاهر آرومه، ولی باطنم آشوب
رد زخم رو دستام، خاطرهی هر شب
هر خط یه قصست، هر قصه پر از درد
شب میاد، دود میره بالا
فکرام میچرخن دور سرم، بیحسابا
گوشی روی Silent، کسی نیست اینجا
من و یه اتاق و یه مشت خاطره تنها
عشق کیلو چنده؟ اینجا همه اکتن
حرفاشون فیکه، تهش همه رفتن
گفتن پاین، ولی جا زدن، باختن
ما موندیم و شب، اونا راهو تاختن
دل دادم، بد دادم، پس دادم، خط خوردم
هرچی ساختم، هرچی داشتم، یهشبه گم کردم
من گفتم خوبم ولی خوب نبودم
بین این همه آدم باز تنها بودم
هرکی گفت میمونه یه روزی کم آورد
هرکی گفت رفیقه آخرش جا زد و رد شد
من موندم و شب من موندم و دود
من موندم و قلبی که هی خورد و نبود
هرچی امید داشتم ته شب کم شد
هرچی ساختم، با یه رفتن خم شد
نه دنبال ترح نه دنبال نجات
فقط خستهم از این همه حرف و قضاوت
میخندم که کسی نفهمه چه خبره
پشت این لبخند یه دنیا خاطرهست
رد زخم رو دستام رد جنگ رو قلبم
از بس شکستم دیگه چیزی نگفتم
اگه ساکتم فکر نکن بیدردم
من فقط یاد گرفتم خودمو جمع کنم برگردم
همش تو اتاقم شبام بیچراغ
چشمام پر از حرف و لبام بیجواب
یه دختر تنها وسط این شهر
که زندهست هنوز با وجود این همه درد
