"دخترِ شعر"
رفتن به کانال در Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
557
مشترکین
-424 ساعت
+847 روز
+24530 روز
آرشیو پست ها
557
من دوست دارم اسپانیا بشه...
با اینکه از یامال خوشم نمیاد
ولی داداش کوچولو شبیه بره کوچولو انمیشن بره ناقلاست✨😁💕
557
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
🎋جمعی از خوب های تلگرام
لحظات نابی داری داخل لین چنلها میگی نه! اد بزن میفهمی من چی میگیم😎🎋🤩
💚 فولدری ناب اول
💚 فولدری ناب دوم
557
Repost from چامههای ناگهان.
اگر نقاشی میکشین، عکس میگیرین و یا نویسنده هستین. (لازم نیست حتماً حرفهای باشین.) این پیام+پست موردعلاقهتون از اینجا رو فور کنین، ازتون پست فور میکنم و برای هر کدوم فولدر جدا میسازم. ماچ.
557
Repost from چامههای ناگهان.
سودازدهای مستانه، آمد شبی از میخانه
گفتم که ربود از خویشت؟ گفتا نگهِ جانانه
خونابهی دل مینوشم، وَز جام جنون مدهوشم
مستانه لب ساقی را، مستی ندهد پیمانه.
ناصر بخارایی.
557
عمیقا درست میگی...
دیگه هیچی وقت بستنی به خوشمزه آن زمان نبود نشدو نیست...
خیلی متن تو درک کردمممم.
یک زمانی مادر و پدرم که از گذشته می گفتند؛ منظور از گذشته یعنی سال ۷۵ تا ۸۵ که سکه خیلی رایج بود... بستنی ۵۰ تا تک تومنی البته خیلی ها مون ندیدم یاد مون نیست...
اون بعد ۲۵تا ۳۰سال به او خاطرات رسیدن و. از گذشته میگویند
ما به فاصله کوتاه ۱۰ تا ۱۵ سال
میتونیم بگیم...
واقعا غمگینِ...
557
Repost from شین مثل شایار
هم زود seen میکنم
هم میشینم is typing رو نگاه میکنم،
هم زود جواب میدم هم تو پیوی میمونم حتی طرف چند دقیقه آف بشه.
من واقعا با کلاس نیستم...
