"دخترِ شعر"
رفتن به کانال در Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
486
مشترکین
-124 ساعت
+287 روز
+14630 روز
آرشیو پست ها
492
یه شب دوباره تورو میبینم و میزنه بم چشمک ستاره! پیشت میشینم زول میزنم بت انگار یه خوابه…
492
منفور از افکار،
فراری خویش،
خسته، چون برفِ یخزده روی زمین،
فاصله تا قرنها
در فراخنای
این قلبِ رفو نشده...
چون فرشهای رنگورورفته
زیرِ پایِ روزگار.
#ارغوان
492
منفور از افکار،
فراری خویش،
خسته، چون برفِ یخزده روی زمین،
فاصله تا قرنها
در فراخنای
این قلبِ رفو نشده...
چون فرشهای رنگورورفته
زیرِ پایِ روزگار.
#ارغوان
492
منفور از افکار،
فراری خویش،
خسته، چون برفِ یخزده روی زمین،
فاصله تا قرنها
در فراخنای
این قلبِ رفو نشده...
چون فرشهای رنگورورفته
زیرِ پایِ روزگار.
#ارغوان
#موقتی
