"دخترِ شعر"
رفتن به کانال در Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
481
مشترکین
+1324 ساعت
+357 روز
+17030 روز
آرشیو پست ها
481
Repost from هُماندیش
نه باران
هوا را تازه میکند
نه گریه دلم را
تو نبودی
و ما هر دو
هدر می رفتیم
هُما
🕊🦋
481
Repost from متاامفتامین || نشئگیِ واژهها
در قلبم خانه که نه، جهان داشتی
ولی مانند شهابی بر سر آن فرود آمدی و نابودش کردی...
#میمالف
481
Repost from شین مثل شایار
تیر + الف
احساساتی و عمیقی، ولی خیلی وقتها ترجیح میدی خودتو بیتفاوت نشون بدی.
به آدمای نزدیکت وابسته میشی و جزئیات رفتارشون رو خوب به خاطر میسپری.
اگه چند بار از کسی ناامید بشی، یهدفعه سرد میشی و دیگه مثل قبل برنمیگردی.
https://t.me/Peom_Girl
481
کلماتم را حبس کردهام در زندانی از احساساتِ گمشده... میانِ فوجفوج کولهبارِ مسئولیت؛ و شانههای نحیفم در برابرِ این تودهی عظیم، بیقراری میکنند... کلمه، که در مخیلهی ذهنِ نویسنده بماند، دیگر کلمه نیست؛ میشود بغضی که، هرچه بیشتر بماند، سختتر از قبل سر باز میکند... و دوباره، آن نهنگِ بیپروا و بیقرارِ اقیانوسِ کلمات مرده است؛ و من، ماهیِ کوچکِ زشتِ دریای کلمات ماندهام، دوباره در جایگاهِ کلمه؛ و کلمه، آغاز و پایانِ من است.#ارغوانامه
481
کلماتم را حبس کردهام در زندانی از احساساتِ گمشده... میانِ فوجفوج کولهبارِ مسئولیت؛ و شانههای نحیفم در برابرِ این تودهی عظیم، بیقراری میکنند... کلمه، که در مخیلهی ذهنِ نویسنده بماند، دیگر کلمه نیست؛ میشود بغضی که، هرچه بیشتر بماند، سختتر از قبل سر باز میکند... و دوباره، آن نهنگِ بیپروا و بیقرارِ اقیانوسِ کلمات مرده است؛ و من، ماهیِ کوچکِ زشتِ دریای کلمات ماندهام، دوباره در جایگاهِ کلمه؛ و کلمه، آغاز و پایانِ من است.#ارغوانامه
