"دخترِ شعر"
رفتن به کانال در Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
557
مشترکین
-424 ساعت
+847 روز
+24530 روز
آرشیو پست ها
546
Repost from انچه منو زنده میزاره!
فور بفرمایید
منم ازتون بابت یک خاصیت خوب و یا خاطرهی. خوبی که برام گذاشتید
و اینکه کاری که کردید
تشکر به عمل بیاورم
جوین باشی بهتره:)
546
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید جوین باشید
ازتون یک پست فور کنم و به پست مورد علاقم استارز بدم🌟🌟
546
چشمِ سیهت پردهدرِ جانِ من است
مژگانِ تو تیرِ بیامانِ من است
گفتم که ز دامِ عشقِ تو بگریزم
دیدم که خودِ عشق، در میانِ من است
546
چشمهایت،
ای ماهِ دختِ شرقیِ زمین،
نقشینهای از تمامِ لبخندهای عاشقانهٔ جهاناند.
آن دو گویِ وسوسهگر،
که از بهشت برای خودت ربودهای...
نمیگذارند این دلباختهٔ سیاهبخت،
دمی از نفس بیاساید.
جهان،
محوِ چشمهایی از جنسِ نور است؛
چشمانی که بیدرنگ،
در تاریکیِ لحظهها، با درخششِ خود،
دلِ تاریکی را میدرند.
و من، چون زمینِ ستایشگر،
به گردِ خورشیدِ نگاهت،
هر ثانیه میگردم
و در مدارِ زندگی، تو را میستایم؛
ای سترگترین ستارهٔ کهکشان...
"ارغوان"
