𝖣𝖾𝗌𝗂𝖽𝖾𝗋𝗂𝗎𝗆 🆕
رفتن به کانال در Telegram
𝟤𝟢𝟤𝟨/𝟣/𝟤𝟩 𝖢𝗈𝗇𝖿𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇𝖺𝗅𝖾 : @Vestibulumbot 𝖤𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗅𝖾𝖺𝗏𝖾𝗌 𝖺 𝗌𝖼𝖺𝗋.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
685
مشترکین
+924 ساعت
+267 روز
+5730 روز
آرشیو پست ها
685
ازت متنفرم چون همین الان هم با کابوس سانتایی که از درد فریاد میکشید از خواب بیدار شدم ، در غیر این صورت کم کمش باید تا ساعت یک میخوابیدم=)
685
Repost from blue hour !!
✦ #SaintSinners Chapter 18
دستهای سانتا میلرزیدن و مچش وزن ناچیز اسلحه رو تحمل نمیکرد. انگشتش آهسته روی ماشه نشست و فقط یک فشار کوتاه کافی بود تا مهاجم روبهروش رو روی زمین بندازه. نفسش رو حبس کرد و صدای پرث توی ذهنش پیچید. «آروم، سانتا. اجازه نده دستهات بلرزن.» چشمهاش رو بست و اشکهای یاغی رو با انگشتهای گلی از روی صورتش پاک کرد اما دستهاش هنوز میلرزیدن؛ حتی شدیدتر از قبل. پرث بهش یاد داده بود چطور نشونه بگیره اما هیچکس بهش یاد نداده بود چطور باید به یک انسان شلیک کنه و حالا که گرمای دست حمایتگر محافظش رو احساس نمیکرد، انگار نمیتونست ماشه رو بکشه.“Wish that we could talk about it, at least you could've told me that you'd leave”
685
Repost from N/a
دو نفر قراردادی دارن و هر وقت یکیشون احساساتش رو نمیتونه بیان کنه، باید یک کلمه روی کاغذ بنویسه happy, angry, lonely, scared ماهها میگذره و یک شب کاغذی به دست دیگری میرسه که فقط یک کلمه روش نوشته stayfor you dear : @Ostivm
