fa
Feedback
{ تک‌ نقطه }

{ تک‌ نقطه }

رفتن به کانال در Telegram

اینجا تیکه هایی از کتاب هارو میزارم. برای صحبت @Oneeedotbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 455
مشترکین
+1924 ساعت
-1077 روز
+97930 روز
آرشیو پست ها
رفتار های ما با آدم‌هایی که با ما در ارتباط هستند، این اجازه را میدهد که آیا ما را نادیده بگیرند و یا برای ما تلاش کنند. ~پونه مقیمی

در هر رابطه ای که ما بیشتر از طرف مقابلمان برای بقای رابطه تلاش کنیم، تعادل رابطه به‌هم می‌خورد و هم خودمان خسته می‌شویم و هم طرف مقابل دچار سوء‌برداشت می‌شود. تمام رابطه‌های صمیمانه احتیاج به تلاش دارند، اما تا این تلاش ها مساوی نباشند رابطه نمی‌تواند محکم و واضح جلو برود و حرکت کند. ~تکه هایی از یک کل منسجم/پونه مقیمی

به زمان بندی زندگی اعتماد کنید. زندگی شما را آرام آرام آماده می‌کند که دل بکنید و دوباره دل ببازید. که پایان را بپذیرید و دوباره با شروعی دیگر آشتی کنید.

ما همه به گذر زمان احتیاج داریم تا کم کم آماده شویم و متوجه شویم انتخاب‌هایمان، آن‌طور که می‌خواستیم پیش نرفته است و آدم‌ها آنگونه که ما توقع داشته‌ایم، رفتار نکرده‌اند‌. زمان میخواهیم تا با خودمان به صلح برسیم و تصمیم‌های جدیدی بگیریم‌.

تعارض‌های ما در روابط خانوادگی، تعارض‌های عمیق و پیچیده هستند و ما نمی‌توانیم با قطع رابطه تعارض را حل کنیم و بهتر است بتوانیم راه‌حلی برای تعامل پیدا کنیم حتی تعاملی کوتاه، حتی تعاملی اندک.

اگر گاهی پدرها و مادرهایمان را از نقش‌هایشان جدا کنیم شاید بتوانیم با آنها رابطه های بهتری برقرار کنیم. رابطه با آدم‌هایی که شبیه به ما پر از پیچیدگی و ناکاملی هستند.

حقیقت این است که ذهن ما خیلی وقت‌ها اشتباه می‌کند و ما اشتباهاتش را باور می‌کنیم فقط چون "ذهن‌ِ ما است"

photo content

به فکر یک اغوش امن و محکم باشید. آغوش آدم‌هایی که برده شما می‌شوند آغوش امنی نیست‌. برده‌ها روزی از حاکم خود ناامید خواهند شد و خشم‌هایشان کار رابطه را تمام می‌کند. برده و حاکم ممکن است به ظاهر رابطه‌ای عاشقانه باشد اما رابطه سالم و محکم کجا، رابطه حاکم و برده کجا. یک حاکم همیشه در ترس زندگی می‌کند، او می‌ترسد که برده روزی قیام کند و یک برده از جایی به بعد به حاکمش شک می‌کند و این شک شروع یک پایان غم‌انگیز است‌. ~تکه هایی از یک کل منسجم

اگر کسی را دوست دارید به آنها نشان دهید چقدر با ارزش هستند و باید برای خودشان زندگی کنند، تلاش کنند و برای خودشان لذت ببرند.

اگر میدانستیم چقدر دردهایمان شبیه به یکدیگر است، بیشتر همدیگر را درک می‌کردیم و کمتر حمله می‌کردیم.

آدم هایی که از درون آرام‌تر و در رفتار متین‌تر هستند. افرادی هستند که قدرتِ دردها و زخم هارا سریع‌تر بر سرِ دیگران آوار نمی‌کنند. اجازه می‌دهند "قدرت" به‌جای تبدیل شدن به تخریب، به سکوتی عمیق اما اگاه کننده تبدیل شود.

ما به همان شکلی که با ما نامهربانی کرده‌اند، اکنون با خود و حتی با دیگران نامهربانی می‌کنیم.

من از مردن نمی‌ترسم، فقط از خداحافظی با تو برای همیشه می‌ترسم.

قبل از اینکه بمیرم، می‌خواهم مکان مخفی مورد علاقه‌ی کسی باشم؛ جایی که می‌تواند تمام چیزهایی را که می‌داند برای زنده ماندن نیاز دارد، آنجا بگذارد؛ هر رازی، هر خلوتی، هر دعای مضطربانه‌ای؛ و کاملا مطمئن باشد که من مراقب آنها خواهم بود. من از آنها حفاظت خواهم کرد.

«چون نیک بنگری، همه تزویر می‌کنند» ~حافظ

دوست داشت ناپدید شود؛ حتی وقتی که با افراد دیگر در یک اتاق بود. این کارش هم یک استعداد بود، هم یک نفرین.

photo content
+2